نمایشگاه دایمی گداها

مشکل گداها یا به عبارت مودبانه تر متکدیان ، از آن مشکلهای دنباله داری است که سالهاست مسوولان مختلف سازمان های مختلف قول حل آن را داده اند، اما این مشکل هر روز ابعاد گسترده تری پیدا می کند
کد خبر: ۴۷۵۵۴
و اگر دیرتر بجنبیم ، متکدیان حرفه ای مثل موشهای جویها تند و تند زیادتر می شوند.
آنها علاوه بر آن که چهره دودگرفته شهرها را زشت تر و کثیف تر نشان می دهند، حامل انواع بیماری ها و امراض مسری و غیر مسری هستند که می تواند سلامت جامعه را به خطر بیندازد.
علاوه بر آن برای بسیاری از آنها تکدی گری ، پوششی برای سایر خلافهای دیگر است ؛ توزیع مواد مخدر، فحشاو خود فروشی ، قاچاق زنان و کودکان و... چند وقتی است شورای شهر، شهرداری ، وزارت کشور، بهزیستی ، نیروی انتظامی و... هر کدام وظیفه جمع آوری این آدمهای عجیب و غریب را به همدیگر پاس کاری می کنند.
تا کی این مساله به سرانجام برسد.شاید شنیدن این که تکدی گری هم جرمی است که در قانون مجازات ایران برای آن مثل سایر جرایم حبس و مصادره اموال نامشروع در نظر گرفته شده است ، خیلی تعجب آور باشد، آن هم وقتی هر روز گداهای بسیاری را می بینی که جلوی چشم ماموران انتظامی با آسایش و آرامش لم داده اند، حتی انواع خارجی آنها و مخصوصا پاکستانی و بنگلادشی شان سفره و دم و دستگاهی هم پهن کرده اند و در وقت اضافی فال هم می گیرند.
اما واقعیت این است که طبق ماده 712قانون مجازات اسلامی هر کس تکدی را پیشه خود و از این راه امرار معاش کند، به حبس از یک تا 3ماه محکوم می شود و تمامی اموالی که از این طریق به دست آورده ، مصادره خواهد شد.
همچنین براساس ماده 713این قانون هر کس طفل صغیر یا غیررشیدی را وسیله تکدی قرار دهد یا افرادی را به این امر بگمارد، به 3تا 2سال حبس و استرداد کلیه اموالی که از این طریق به دست آورده ، محکوم می شود.
علاوه بر این قانون محدودیت های اجتماعی خاصی از قبیل اخذ گذرنامه برای عبور از کشور و دادن شهادت در دادگاه را برای متکدیان در نظر گرفته است.
مریم السادات محقق ، وکیل دادگستری ضمن انتقاد از اجرا نشدن قوانین مربوط به متکدیان حرفه ای معتقد است : عمل به قوانین مربوط به تکدی گری بخصوص اجرای ماده 713قانون مجازات اسلامی به قدری ضعیف بوده که اکثر مردم گدایی را جرم نمی دانند.
احمد دیلمی ، حقوقدان نیز دراین زمینه با اشاره به کاستی های قانونی در برخورد با متکدیان می گوید: قانون تنها معیار مجرم بودن متکدی را حرفه ای بودن او می داند و از آنجا که تشخیص حرفه ای بودن متکدی نیازمند انجام تحقیقات است.
مسوولان جمع آوری آنان دراین باره با مشکل مواجه می شوند و مردم نیز از چنین مقوله ای بی اطلاعند.


صبحی که زیبا نیست
هر روز همین طور است. صبح اول وقت که می خواهی بروی سرکار ، چشمت می افتد به یک جوان که پایش به طرز فجیعی قطع شده است ، یک زن جوان که بچه مردنی اش را بغل زده و صورت هردوتایشان آنقدر کثیف است که اول صبحی حالت دگرگون می شود.
کمی بالاتر هم یک مرد چاق نشسته که پای چپش بدجوری چرک کرده و تا ظهر هر وقت یادت می آید دل و روده ات می آید توی دهنت ، یک زن معتاد هم آن طرف تر روی پل نشسته که یا به خلایق بدو بیراه می گوید، یا دارد چرت می زند.
بعد از ظهر که از اداره خارج می شوی ، دم در یک زن با هفت قلم آرایش جلویت را می گیرد و می گوید کیفش را خانه جا گذاشته و می خواهد همین الان برود آن ور دنیا و کرایه ندارد. فقط 200تومان هم می خواهد و تو دیگر حرفه ای شده ای و از چنگش فرار می کنی.
توی صف اتوبوس هم ممکن است جوان خوش تیپ معتادی فقط یک هزار تومان از تو بخواهد و بگوید کیفش را همین امروز زده اند و برای برگشتن به خانه پول ندارد.یک پسر بچه پاکستانی هم هست که هر وقت رد می شوی ، با لهجه فارسی عجیب و غریب همه را قسم می دهد که کمکش کنی.
اگر از دور و اطراف بیمارستان ها هم رد بشوی ، حتما یک مرد یا زن جوانی که یک عکس سیتی اسکن یا M.R.I در دستش دارد، به تو نزدیک می شود و می گوید همسرم حالش خیلی بد است و 100 میلیون تومان خرج دارد و لطف کنید برای خدا لااقل 1000 تومانش را بدهید....


ترافیک ، فحشا، بیماری
متکدیان علاوه بر آن که چهره شهر را نازیبا می کنند، به دلیل تجمع سر چهارراه ها و نقاط پرترافیک ، باعث ایجاد ترافیک شدیدتری می شوند.
علاوه بر این ، بسیاری از آنها به دلیل خیابان خوابی و زندگی نامناسب مستعد انواع بیماری های مسری هستند، که می توانند آن را به دیگران نیز منتقل کنند.
این مشکل خصوصا درباره متکدیانی که تبعه سایر کشورها هستند و برای تکدی گری به ایران می آیند بسیار بیشتر است ، چرا که آنها گدایان حرفه ای هستند که به صورت قاچاقی به کشورهای آسیب پذیر دیگری نیزرفت و آمد دارند و می توانند ناقل انواع بیماریهای خطرناک باشند.
موضوع مهم دیگر درباره متکدیان ، جرایمی است که از سوی آنها صورت می گیرد، مهمترین این جرایم سرقت ، فحشا و فروش مواد مخدر است ، بسیاری از متکدیان از امنیتی که به واسطه این شغل بی خطر برایشان به وجود می آید، برای انجام انواع جرایم و تخلفات سوئ استفاده می کنند و بیشتر مواقع نیز این جرایم آنها از دید مراجع قضایی و انتظامی پنهان می ماند.


بچه های تکدی گری ؛ عمق فاجعه
کودکان برای شغل شریف گدایی حتی مهمتر از آدم بزرگ ها هستند. بچه ها چیزی هستند مثل ابزارکار یا ویترین مغازه ، یعنی بدون آنها کار کردن خیلی مشکل می شود.
هر چقدر این بچه ها نزارتر و لاغرتر باشند دل آدمها را بیشتر به رحم می آورند و آن وقت کار گداها سکه تر می شود.
دکتر ربابه مزینانی ، روان شناس معتقد است قانون باید صلاحیت سرپرستی را از والدینی که کودکان خود را وادار به تکدی گری و اعتیاد می کنند، سلب کند.
وی با بیان این که بیشتر کودکانی که اکنون همراه والدین متکدی در خیابان ها به صورت غیرطبیعی ، خواب آلود و رنگ پریده هستند و مشکلات تغذیه ای از چهره آنها مشهود است ، درگیر با مواد مخدر هستند، می گوید: بسیاری از والدین متکدی به منظور جلب ترحم مردم یا برای جلوگیری از مزاحمت کودکان خود، آنها را وادار به خوردن مواد مخدر می کنند و بنابراین این کودکان ناخواسته و بدون پشت سرگذاشتن تجربه نوجوانی و جوانی ، از ابتدا با مواد درگیرمی شوند و روند سو مصرف آنها ادامه می یابد و خواه ناخواه جزو کودکان و نوجوانان معتاد محسوب می شوند.
وی معتقد است : این سو استفاده از کودکان که از سوی والدین حقیقی یا غیرحقیقی این کودکان صورت می گیرد، عدم صلاحیت شایستگی والدین در نگهداری کودکان را ثابت می کند، درحالی که متاسفانه حتی پس از جمع آوری این کودکان ، آنها مجددا به والدین خود عودت داده می شوند و در نتیجه شاهد سواستفاده ها، تهدیدها و خشونت های بیشتری نسبت به آنها هستیم.
دکتر معتمدی ، مدیرکل دفتر آسیب دیدگان اجتماعی سازمان بهزیستی کشور دراین باره می گوید: قانون فعلی حمایت از حقوق کودک نه تنها واداشتن کودکان به تکدی گری را جزو جرایم سنگین محسوب نمی کند، بلکه حتی دست سازمان بهزیستی را در این زمینه نیز بسته است.
وی با اشاره به این که در قانون کنونی حمایت از حقوق کودک ، بهزیستی به عنوان متولی کودکان آسیب دیده شناخته نشده ، می گوید: قانون اولیه حقوق کودک پیش بینی کرده بود هر زمان احساس شد به کودکی آسیب وارد می شود، سازمان بهزیستی به عنوان متولی جلوگیری از آسیب دیدگی کودکان وارد عمل شود؛ اما متاسفانه در طرح و قانون کنونی ، بهزیستی باید منتظر بماند تا هنگام آسیب رسانی به کودک عمل کند.
مدیرکل دفتر آسیب دیدگان اجتماعی سازمان بهزیستی کشور در خصوص حمایت از کودکان متکدی می افزاید: سازمان بهزیستی تنها در صورتی که متکدیان از سوی نیروی انتظامی و شهرداری ها جمع آوری شده و به همراه آنها کودک ، سالمند، افراد ناتوان و... باشند، اجازه نگهداری می یابد؛ دراین شرایط در بیشتر موارد نیز والدین کودکان برای بازگرداندن کودکان متکدی مراجعه می کنند و ما مجبور به بازگرداندن کودکان حتی در صورت صلاحیت نداشتن والدین آنها هستیم.
به گفته معتمدی تا زمانی که قانون ، حکم بدسرپرستی یا بی سرپرستی کودکی را اعلام نکرده ، بهزیستی مجاز به نگهداری آنها نیست و این امر نیازمند ارائه اختیارات بیشتر از سوی دولت و مجلس به سازمان بهزیستی برای حمایت بیشتر از کودکان بخصوص کودکان متکدی یا دارای والدین متکدی است.


بالاخره متولی کیست؛
اگر چه سالها از آغاز برنامه ریزی ها برای مبارزه با تکدی گری می گذرد، اما هنوز نهاد یا مرکزی که در زمینه مبارزه با تکدی گری بتواند پاسخگو باشد وجود ندارد.
هر یک از نهادهای مختلف برای مدتی مسوولیت این کار را بر عهده می گیرند و بودجه های سنگینی برای انجام آن مطالبه می کنند و سپس با عنوان کردن این که بودجه های لازم فراهم نشده ، یا این که خلا قانونی در این زمینه وجود دارد از زیر بار مسوولیت شانه خالی می کنند.
علاوه براین ناهماهنگی بسیاری بین دستگاه های مسوول دیده می شود که عملا تصمیم گیری قاطع در این زمینه را با مشکل مواجه می کند.در حالی که معاون سیاسی - امنیتی استانداری تهران در مهرماه 82 از گشایش مراکز جمع آوری متکدیان تا کمتر از 2ماه بعد خبر می داد و بودجه آن را یک میلیارد و 200 میلیون تومان اعلام می کرد، مسوولان شورای شهر و تامین اسلامشهر- منطقه ای که قرار بود یکی از بزرگترین مراکز نگهداری متکدیان در آن احداث شود - با این مساله مخالف بودند.
فرماندار اسلامشهر وجود افرادی به عنوان متکدی را باعث خدشه دار شدن شان و جایگاه انسانی و ایجاد آثار نامطلوب روحی و روانی در بین شهروندان دانست.
ابوالفضل نصرت آبادی رئیس شورای شهر اسلامشهر معتقد است : سقف نگهداری متکدیان جمع آوری شده تهران در اسلامشهر 21 روز است و سپس به محل سکونت خودشان منتقل می شوند، اما بعد از 21 روز، این متکدیان در شهر رها می شوند و برای تهیه هزینه بازگشت به شهرستان محل سکونت خودشان ، مجبور به تکدی گری یا سرقت در اسلامشهر می شوند.
ناهماهنگی ها خصوصا در سطوح بالای تصمیم گیری بیشتر به چشم می خورد، در حالی که مسوولان استانداری تهران از اختصاص بودجه یک میلیارد و 200میلیون تومانی برای نگهداری متکدیان خبر می دهند، رئیس شورای شهر تهران می گوید: با وجود اعلام آمادگی شهرداری هنوز بودجه ای در اختیار این سازمان به عنوان پیمانکار قرار نگرفته است.
حمزه شکیب ، عضو کمیسیون شهرسازی و معماری شورای شهر تهران نیز دراین باره می گوید: هیچیک از اقدامات گذشته تجربه ای موفق در زمینه ساماندهی و جمع آوری متکدیان نبوده است ؛ چرا که سازمان های مرتبط برخلاف حضور اولیه خود در روند اجرایی طرح متعهدانه عمل نمی کنند و تنها بار مالی ناشی از مشکلات طرح را بر شهرداری تحمیل می کند و خود را در جایگاه منتقدان این سازمان قرار می دهند.
در همین حال معاون اجتماعی سازمان بهزیستی کشور نیز معتقد است ساماندهی متکدیان و کارتن خواب ها باید به بهزیستی واگذار شود.دکتر علم الهدایی می گوید: در صورت موافقت وزارت کشور، ساماندهی متکدیان و کارتن خواب ها پس از جمع آوری از سوی نیروی انتظامی و شهرداری ، به سازمان بهزیستی واگذار می شود.
وی در این باره می افزاید: بر اساس مذاکرات صورت گرفته با مسوولان وزارت کشور برای خارج کردن متکدیان و کارتن خواب ها از وضعیت نابسامانی ، مسوولیت قرنطینه و توزیع معتادان ، متکدیان و کارتن خواب ها پس از جمع آوری در صورت تامین اعتبار لازم برعهده سازمان بهزیستی قرار می گیرد. بالاخره برای مردم مشخص نمی شود کدام سازمان باید متولی باشد؛ بهزیستی ، شهرداری یا استانداری و متکدیان هر روز زیادتر می شوند.

حامد فرحبخش
farahbakhsh@jamejamonline.ir

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها