تلنگر

طبیعت خوش‌تیپ

این غصه خیلی تکراری است. انگار که خیلی هم پیش‌پاافتاده شده است. دیگر انگار خروار خروار هم زیرپایمان پوست هندوانه و ظرف‌های یک بار مصرف و قوطی‌های نوشابه و پلاستیک و انواع و اقسام ضایعات دیگر ببینیم باز هم ککمان نمی‌گزد.
کد خبر: ۴۷۵۵۱۱

باز هم غصه‌های مهم‌تری داریم که بخوریم و سعی می‌کنیم یک روز تعطیل را که زده‌ایم به دل طبیعت و کنار جوی آبی و سبزه‌زاری نشسته‌ایم، خودمان را درگیر اطرافمان نکنیم. سعی می‌کنیم هر چه می‌توانیم خوش باشیم و مثلا سعی کنیم به خانواده خوش بگذرد. آن‌وقت اگر زن خانواده خواست قوطی نوشابه و ظرف یک‌بار مصرف را داخل کیسه‌ای کند تا هنگام رفتن آن را در جایی مناسب و نه داخل آب تمیز و در طبیعت بیاندازیم، به او می‌گوییم نه بابا ولش کن. بنداز همین جا بره و آن وقت هر چه را نمی‌توانیم بخوریم یا به نظرمان اضافه می‌آید، در جوی آب و در دامن طبیعت رها می‌کنیم و برمی‌گردیم. معلوم نیست کی و کجا می‌خواهیم یاد بگیریم که وقتی در خیابان و بیابان و صحرا و کنار جوی آب و دریا و استادیوم و مسجد و نمایشگاه مبلمان و کتاب و سینما و جاهایی مثل اینها می‌رویم آنجا را مثل خانه خودمان فرض کنیم.

معلوم نیست کی و کجا یاد می‌گیریم که بیرون از چاردیواری خانه خودمان هم تمیز باشیم و اطرافمان را به گند نکشیم. معلوم نیست کجا و کی و چگونه می‌خواهیم بیاموزیم که در قبال طبیعتی که گاهی به آن پناه می‌بریم هم مسوولیتی داریم. معلوم نیست کی و کجا و چگونه می‌خواهیم فکر اجتماعی‌مان را تقویت کنیم و مثل یک شهروند خوب و فهیم یاد بگیریم که طبیعت، زباله‌دانی طبیعی نیست. مشخص نیست چرا ساده‌ترین رفتارهای اجتماعی را دلمان نمی‌خواهد بیاموزیم. مشخص نیست چرا حاضریم گرد و خاک روی مبلمان خانه ننشیند و همه چیز برق بزند و حتی وقتی که رخت و لباس نو می‌خریم یا فرش زیر پایمان یا مبلمان منزل را عوض می‌کنیم تا مدتی مدید مثل چشممان از آن مراقبت می‌کنیم، اما همین که پایمان را بیرون می‌گذاریم و در روزهای پاک و تمیز و سبز اردیبهشت و خرداد و بهار و تابستان روزی را و شبی را با طبیعت سر می‌کنیم، حواسمان نیست که طبیعت هم لباس نو به تن کرده و نیاز به مراقبت دارد.

حواسمان نیست وقتی دوباره می‌خواهیم برگردیم، اگر چشممان را درست باز کنیم، می‌بینیم که چه گندی بالا آورده‌ایم. می‌بینیم که از عهده یک کار ساده برنیامده‌ایم و زورمان آمده که ضایعات و آشغال‌هایمان را جمع کنیم و با خودمان ببریم تا در یک جای مناسب بیندازیم. می‌بینیم که یک خانم و کدبانوی ایرانی که حاضر نیست در منزل یک لک و پیس به در و دیوار ببیند در طبیعت هر چه می‌خواهد می‌ریزد.

می‌بینیم که جوان خوش‌تیپ و خوش‌اندام و باکلاس ما که حواسش به جهت و رنگ و لعاب سانتی‌متر سانتی‌متر موهایش هست، انگار نه انگار که کثیف کردن محیط زیست و کوه و هر تفرجگاه دیگری با این همه ظاهرسازی و ادعای خوش‌تیپی و باکلاس بودن جور درنمی‌آید. این غصه خیلی تکراری است. ای کاش به خودمان بیاییم و وقتی روزی را به دل طبیعت می‌زنیم یا به مکانی عمومی می‌رویم و تفریحی می‌کنیم، آخر سر آنجا را تمیز و پاکیزه به طبیعت باز پس دهیم و اگر آنجا را به گند کشیدیم دیگر ادعای تمیزی و بافرهنگ بودن و مبادی آداب اجتماعی بودن نکنیم. حالا فکر کنید پنجشنبه و جمعه‌ای که گذشت و شاید هم دیروز، کجا بودید و با آن چه کردید.

صولت فروتن ‌/جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها