در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
دفاع مقدس ابعاد مختلفی داشت که بعد از پایان جنگ تحمیلی به بخشهایی از آن پرداخته شد؛ یکی از بخشهای ویژه جنگ تحمیلی، خاطرات افسران و سربازان بعثی است که در ایام سیامین سالگرد آزادسازی خرمشهر، بخشی از خاطرات سرهنگ «احمد الرمیثی» فرمانده گردانهای توپخانه در هنگام حمله به جفیر و پادگان حمید، درباره مظلومیت این شهر خونین را در اختیار مخاطبان قرار میدهیم:
سرهنگ «احمد الرمیثی» فرمانده عراقی مینویسد:
ما اهواز و اهالی را مورد هدف قرارداده بودیم، هیچ عکسالعملی برای ما اهمیت نداشت. فریاد زنان و کودکان در ما این احساس را برمیانگیخت که باید به عملیات ادامه داد. این کودکان بزرگ خواهند شد و خمینیهای دیگری میشوند. معتقد بودیم که آنها در انتظار روزی هستند که از ما انتقام بگیرند؛ از این رو، در صدد کشتن آنها و مادرانشان برآمدیم.
پس از تصرف پادگان حمید و اجرای مراسم برافراشتن پرچم عراق، همه نظامیان ایرانی اعدام شدند؛ به خاطر دارم در آن هنگام، سرهنگ عبدالستار المقدادی، افسر استخبارات منطقه جنوب از اسرای ایرانی خواست به [امام] خمینی(ره) ناسزا بگویند، اما آنها نپذیرفتند و به همین خاطر، اعدام شدند. آنها پانزده نفر بودند، پس از اعدام جنازه آنها با لودر در منطقهای نزدیک پادگان حمید دفن شد.(فارس)
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: