از سوی دیگر درباره روابط ناسالم دنیای ارتباطات و استفاده نادرست و شخصی از این ابزار پرقدرت هم کمنگفتهاند و اتفاقا بسیاری از مسوولان رسانههای مکتوب و مجازی از رواج روابط ناسالم در دنیای ارتباطات دل پری هم دارند.
اما متاسفانه بهرغم آسیبشناسی این موضوع، همچنان شاهد برخی سوءاستفادهها از ابزار رسانه هستیم؛ رسانههایی که ممکن است مجله و روزنامه باشد یا سایت و وبلاگ و... حالا دیگر گاهی رد این روابط ناسالم را حتی میتوان در سطح مدیران پی گرفت و نشانههای این بیماری دنیای ارتباطات را در میان آنها هم جست.
یک وبگردی کوتاه یا مطالعه چند روزنامه کافی است تا صحت این ادعا ثابت شود. این که مثلا فیلمی بیجهت و بدون داشتن ارزشهای هنری در بوق و کرنا میشود و توسط جریانی، بیجهت مطرح میشود یا بر عکس در برابر فیلم و نمایش خوبی موضعگیریهای غیرمنطقی صورتمیگیرد، از این دست مثالهاست.
مثلا وقتی میشنوید یا میخوانید که برای یک کتاب کمارزش در فلان سالن دولتی (که هزار شرط و شروط برای اختصاص جلسه نقد کتاب دارد) جلسه نقد و بررسی گذاشته میشود، یا این که فلان رسانه وارد گود خرید و فروش آثار هنری میشود و از ابزار ارتباطیاش برای نیل به مطامع مالی استفاده میکند و...
اگرچه نمیتوان منکر قدرت رسانه و ارتباط شد و تحکیم یا تضعیف هر سوژهای، از ظرفیتهای غیرقابل انکار وسایل ارتباطی است، اما وقتی جزئیتر و دقیقتر به آن نگاه کنیم، میبینیم در کنار این قدرت همواره در ویژگیهای شخصیتی بسیاری از اهالی رسانه جزء پررنگ دیگری حضور داشته و آن «شرافت رسانهای» است؛ شرافتی که اگرچه بسیاری از اهالی رسانه آن را فراموش نکردهاند، اما متاسفانه در گروهی دیگر کمرنگشدن آن را شاهدیم.
کیوان امجدیان - دبیر گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم