در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شنیدن این خبر شاید در وهله اول بسیار مسرتبخش باشد، خصوصا آنکه به گفته این مقام مسوول، ایران از نظر میانگین جمعیت دانشجویی در صدر کشورهای اسلامی قرار دارد؛ اما اگر به آمارهای فارغالتحصیلان بیکار و کاهش سال به سال متقاضیان کنکور، نگاهی بیندازیم، براحتی به این نکته میرسیم که افزایش کمی دانشجویان در ایران، خیلی هم مایه مباهات و افتخار سیستم آموزش عالی کشور نیست.
در حالی که مرکز آمار ایران، رقم دقیقی از آمار بیکاران فارغالتحصیل را اعلام نمیکند؛ اما کارشناسان آموزشی بر این باورند که حداقل بیش از 30 درصد فارغالتحصیلان مرد و بیش از 50 درصد از دانشآموختگان زن در ایران با مشکل بیکاری روبهرویند.
از سوی دیگر، مطابق دادههای سازمان سنجش، هرساله آمار متقاضیان کنکور رو به کاهش است، به گونهای که امسال با کاهش بیش از 66 هزار متقاضی کنکور نسبت به سال قبل روبهرو بودیم.
حال اگر همه این آمارها را در مقابل میانگین بالای جمعیت دانشجویی ایران قرار دهیم، به این نتیجه میرسیم که دیگر اشتیاق دانشآموزان و دانشجویان برای ادامه تحصیل دستکم در دوره لیسانس کاهش یافته و در واقع آنها بویژه پسران، سالهاست که دیگر بین بازار کار و دانشگاه، بازار کار را انتخاب میکنند، زیرا نمیخواهند به سرنوشت فارغالتحصیلان بیکار (خصوصا در رشتههایی همچون علوم انسانی و کشاورزی) دچار شوند.
بدیهی است وقتی کیفیت آموزشی دانشگاههای کشور را مرور میکنیم درمییابیم که فارغالتحصیلان اغلب نمیتوانند در محیط کار و رقابتهای شغلی، حرفی برای گفتن داشته باشند، حال در این شرایط ما هرقدر هم آمار دانشجویان را بدون توجه به دو مقوله افزایش کیفیت آموزشی و ارتباط با بازارکار افزایش دهیم، این کار جز ازدیاد بیکاران و سرخوردگی فارغالتحصیلان، نتیجه دیگری در بر نخواهد داشت.
امین جلالوند - گروه جامعه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: