شب

معلم که صدایش کرد، از پشت نیمکت بلند شد و رفت کنار تخته ایستاد. درسش را خوانده بود و استرسی از این بابت نداشت. معلم کتابی را که روی میزش بود، بست. به او نگاهی انداخت و پرسید: «نزدیک‌ترین قمر به کره زمین چیه؟» پسرک چنین چیزی را توی کتاب درسی‌شان نخوانده بود. سکوت سنگینی بر کلاس حاکم شد.
کد خبر: ۴۷۴۸۰۳

حسابی دستپاچه شده بود. صدای قارقار چند کلاغ که روی درخت‌های مدرسه نشسته بودند، فضا را برایش ترسناک کرد. معلم اخمی کرد و گفت: «پس چرا عین ماست وایسادی؟» هوا کاملا روشن بود، کسی نمی‌توانست ماه را توی آسمان ببیند.

از وبلاگ: فرید دانش‌فر

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها