در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سامان الف. از شوشتر (از من میشنوی اول نظم رو یاد بگیر، بعد برو سراغ شعر؛ حالا یا نُوِش، یا سپیدش. زیر هم نوشتن کلمات و جملات، شعر نو و سپید نمیسازههاااا... موسیقی میخواد و تصویر و تأویل و تازگی واااا...!)- یامین، 20 ساله (بیست سالگیت بیست! امیدوارم هویجوووور هی بیس ساله بمونی، حتی توی نود سالگیت! البته از سال نود و یک به بعد رو من یکی تضمین نمیکنم!)- زینب راوی (اوا... حالا چرا تندی بری لب پشت بوم؟! اَه! منُ باش... هی فکر میکنم: منم حسسسااااسسسس... تو نگو ایییینم حسسسااااسسس!)- یُمنا خانوم، 21 ساله (خُ آخه من چمدونستم متعلق به دوران طفولیتته؟! همون وخ میگفتی خُ عزیز دل مادر. حالا بیا آشتی دیگه... باشهههه؟)- احسان 87 (تو که منُ کشتی انداختی کنار که! مرسی بابت درک بالا و آشنائیت با ایمکانات و عدم ایمکاناتم)- یه دختر عشق ورزش (اوا مادر کجائی تو؟ خوبی؟ فک کن! ایمیلت رفته بود قاطی اسپمها! ببخش که دیر متوجه وجوه وجودیش شدم و نتونستم یه کم زود کمکت کنم)- و... چسب زخم- رضوان از کنگاور- لیلا ثابتیپور- زینب فیروز- بدون نام- حدیث مطالبی- حامد جاویدنیا، 23 ساله از برازجان- بهاره عاطفی، 22 ساله از اهواز- مهسا، 19 ساله از دزفول- خ.ن.- رضا- شبنم اطهری از بروجن- کامران از بناب- رؤیا میرزایی از ملایر- بهار نارنج- رضا فلاحتی، فرزند حاج آقای فلاحتی- باغبان- مانی، 23 ساله از بندر گز- احمد از بابل- مهدی ترکاشوند- بقیهای که همچنان میمانند در نوبت شمارههای بعدی.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: