یک لحظه ترنم

زندگی

کد خبر: ۴۷۴۱۶۶

یا تک و تنهایی

چهره‌ات از غم اندوه کسان پر چین است

بازهم غصه نخور

عاشقان می‌دانند

زندگی شیرین است

«عشق همسایه‌ دیوار به دیوار خداست»

سنگ این خانه به همراهی ما پا برجاست

با نم بارانی

زردی چهره‌ دشت

سبز و شاداب چو گل خواهد گشت

جویبارش به درازای رسیدن جاری ا‌ست

رویش دانه‌ جان منتظر همیاری است

وقت آزادگی و پرواز است

گوش کن! خانه پر از آواز است

زندگی زندان نیست

ذره‌ها جان دارند

هرکسی خواهد دید

رویش سبزی این مزرعه در آغاز است

درِ این خانه به پهنای پریدن، باز است

نام من عشق است

علیرضا بدیع

شبی با بید می‌رقصم، شبی با باد می‌جنگم

که چون شب‌بو به وقت صبح، من بسیار دلتنگم

مرا چون آینه هرکس به کیش​خویش پندارد

والا من چو می با مست و با هشیار یکرنگم

شبی در گوشه محراب قدری ربّنا خواندم

همان یک بار تار موی یار افتاد در چنگم

اگر دنیا مرا چندی برقصاند ملالی نیست

که من گریانده‌ام یک عمر دنیا را به آهنگم

به خاطر بسپریدم دشمنان! چون نام من عشق است

فراموشم کنید ای دوستان! من مایه ننگم

«مرا چشمان دل‌سنگی به خاک تیره بنشانید»

همین یک جمله را با سرمه بنویسید بر سنگم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها