نشناختن فرصتها و در نتیجه عدم استفاده از آنها، یأس و ناامیدی، خودکمبینی و برتربینی دیگران و کاهش انگیزهها از جمله پیامدهای بدبینی است و غفلت از تهدیدها و در نتیجه پیشگیری نکردن از آنها، امیدواری بیجهت و ایجاد رخوت و عدم تلاش از نتایج منفی خوشبینی. معالوصف نه بر اساس یک پژوهش عالمانه بلکه در یک استنباط کلی به نظر میرسد در جامعه ما، بدبینی بر خوشبینی غلبه دارد که اگر این برداشت صحیح باشد باید جداگانه به ریشههای آن پرداخت.
اما اصل موضوع این یادداشت، مقوله کتاب و کتابخوانی، آن هم به مناسبت برپایی بیست و پنجمین نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران است که روزهای پایانی خود را سپری میکند. اشاره به غلبه خصلت بدبینی در فرهنگ عمومی هم از این باب است که مقوله کتاب نیز از این خصلت بینصیب نمانده است. لذا برای رسیدن به یک نگاه واقعبینانه بد نیست به برخی آمار تهیه شده توسط مجامع بینالمللی از قبیل یونسکو و مرکز آمار کمیسیون اروپا (
Euro state) و مراجع داخلی نظری بیندازیم، آماری که تاکنون کمتر مورد توجه قرار گرفته است.یکی از جنجالبرانگیزترین آمارها، آمار سرانه مطالعه در کشور و مقایسه آن با برخی کشورهاست. آخرین سنجش که در سال 88 و توسط نهاد کتابخانههای عمومی کشور انجام شده است بیانگر 18 دقیقه برای مطالعه آزاد (15 دقیقه و 26 ثانیه کتابهای چاپی و 2 دقیقه و 29 ثانیه برای مطالعه آزاد کتابهای دیجیتالی) و 39 دقیقه و 30 ثانیه برای مطالعه روزنامهها و نشریات است. بر اساس همین سنجش روزانه 12 دقیقه و 12 ثانیه نیز قرآن و ادعیه خوانده میشود که خواندن با ترجمه آنها مطابق معیارهای جهانی جزو مطالعه محسوب میشود. این اعداد قطعا برای کشوری مثل جمهوری اسلامی ایران با توجه به انتساب کشورمان به اسلام، پیشینه تمدنی، درصد افراد باسواد و جایگاه کتاب در آن، رضایتبخش نیست ولی در صورت مقایسه با کشورهای پیشرفته (اگرچه با توجه به فقدان اطلاعات درباره میزان اوقات فراغت ایرانیان و همچنین مبانی متفاوت در سنجش میزان مطالعه در دیگر کشورها، مقایسه دقیق و سنجیدهای نیست) به طور اجمال میتوان گفت ایران در زمره 10 کشور اول دنیاست.
مطابق آمار سال 2007، از بین 27 کشور اروپایی به ترتیب فنلاند با 35 دقیقه، آلمان با 26 دقیقه، سوئد با 23 دقیقه، انگلیس با 15 دقیقه، فرانسه با 10 دقیقه، ایتالیا با 6 دقیقه و اسپانیا با 4 دقیقه سرانه مطالعه در روز، رتبههای یکم تا هشتم را به خود اختصاص دادهاند. 5 کشور اول این فهرست، بیش از 5 ساعت اوقات فراغت روزانه دارند.
آمار مهم دیگر تعداد عناوین چاپ شده کتاب در سال است که هم از نظر یونسکو و هم مرکز آمار ایران، شاخص سنجش توسعه کشور در حوزه نشر کتاب به حساب میآید. متأسفانه یونسکو از 1999تاکنون در این زمینه آماری ارائه نکرده است، ولی طبق آمار یونسکو جایگاه ایران در بازه زمانی 1995 تا 1998 بین 15 تا 21 بوده است.براساس آمار خانه کتاب ایران، تعداد عناوین چاپ شده که در سال 1373، 10 هزار و 272 عنوان بوده است با رشد شگفتانگیز 629 درصدی در سال 89 به 64 هزار و 606 عنوان افزایش یافته است. عددی که امسال بنا به اظهارات وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی به حدود 70 هزار عنوان رسید.
این شاخص در سال 2009 در آمریکا 288 هزار و 355 عنوان، در چین 136 هزار و 226 و در ژاپن 87 هزار و 555 بوده است.بر این اساس و با توجه به آمار پراکنده از کشورهای دیگر، جمهوری اسلامی ایران هم اکنون جزو 20 کشور برتر جهان و رتبه اول منطقه است.
اگر چه آمارهای ارائه شده روشنگر همه وضعیت کتاب نیست و آمارهای دیگری مثل شمارگان کتاب، میانگین تعداد صفحات، سرانه تولید کتاب، گردش مالی حوزه کتاب و تعداد کتابفروشان نیز باید مورد توجه، کنکاش و مقایسه قرار گیرد، لیکن بنابر آنچه گذشت، جایگاه جمهوری اسلامی ایران در حوزه نشر کتاب، جایگاه رفیع و قابل تقدیری است اما نه به نسبت آنچه باید و میتواند باشد که راه فرا روی طولانی است و غرّه شدن به این آمارها ممکن است همین جایگاه را نیز به مخاطره اندازد. هشدارهای داده شده در حوزه کتاب که از سوی رهبر فرزانه انقلاب اسلامی مطرح شده است میتواند به موضوعاتی از قبیل تولید کتابهای مفید و منطبق با نیاز جامعه، میزان مطالعه مفید و افزایش آن، کیفیت محتوا، ویرایش و کتابآرایی، توجه به عناوین جدید، حضور در بازار جهانی کتاب و شبکه توزیع باشد؛ موضوعاتی که هر یک جداگانه جای سخن بسیار دارد.
به هر حال یار مهربان نیازمند برخورد مهرآمیز بیشتری است تا ایران به جایگاهی که از او انتظار میرود دست یابد، هم از سوی مسوولان، هم دستاندرکاران نشر کشور، هم صاحبنظران، مؤلفان، مترجمان و تصویرگران و هم مردم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم