در دشت لاله‌های واژگون نا اهل نباشیم

مردم تحمل اشک هم را ندارند. اشک که باریدن بگیرد، هر که ببیند، رفیق اگر نباشد، نمی‌ماند تا در غمت شریک شود. مردم از اشک‌های هم می‌ترسند اما حکایت لاله‌های واژگون فرق دارد. آنها سر به زیر و ساکت، اشک می‌ریزند و مردم شگفت زده می‌ایستند به تماشا.
کد خبر: ۴۷۲۶۰۰

اردیبهشت که می‌آید، غنچه‌های سرخ و نارنجی و زرد لاله‌های واژگون که شکفته می‌شوند، اشک باران‌شان که آغاز می‌شود، چه خوانسار باشد، چه کوهرنگ و چه... گردشگران دوربین به دوش می‌آیند به استقبال‌شان و دشت‌های لبریز از لاله را شلوغ می‌کنند.

شاید تا چند سال پیش، کمتر کسی از لاله‌های واژگون یا «اشک مریم‌ها»، چیزی می‌دانست، حالا دیگرهمه باخبرند که اردیبهشت اگر کسی هوس سفری کوتاه کند، یکی از گزینه‌هایش دشت‌های لاله‌های واژگون است؛ اما مهمان‌های دشت‌های سرخ و زرد مهربان نیستند، خیلی‌هایشان رحم ندارند، خیلی‌هایشان زیبایی را فقط برای خودشان می‌خواهند، خیلی‌هایشان اعتقاد دارند طبیعت یکبار‌مصرف است و به‌ همین خاطر، دشت را زیر و رو می‌کنند؛ لاله‌ها را، لاله‌های معصوم و اشک ریز را، با پیازهایشان از خاک بیرون می‌کشند و این بی‌رحمی‌شان، آنقدر در هر اردیبهشت تکرار شده که حالا خیلی از دشت‌های لاله‌های واژگون پوشش گیاهی خود را از دست داده اند تا آنجا که همین چندی پیش یک کارشناس محیط زیست می‌گفت لاله‌های شهرکرد در سال‌های اخیر کاهشی 20 درصدی داشته‌ است. به نظرتان این خیانت به ما نیست که کسانی زیبایی را ببینند، از آن لذت ببرند، با آن عکس بیندازند، بعد لگدمالش کنند، از ریشه درش بیاورند، با آن تاج گل درست کنند، به هم هدیه‌اش دهند یا بیندازندش روی داشبورد ماشین تا پلاسیده شود؟ این، حکایت دشت‌های لاله پوش است و گردشگران نااهل، کاش ما جزو آنها نباشیم.

 مریم یوشی‌زاده

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها