روستاییان آب اسک در قرون گذشته به منظور جمعآوری و ذخیره آب از برف در محلی مناسب برای استفاده علوفهچینان و شرب دامها در ناحیه اسکهوش به فکر پیدا کردن جایی برای ذخیره برف میافتند، چرا که چوپانهایی که به دامنههای دماوند برای چرای گوسفندان میرفتند به علت کمبود آب مجبور بودند زود به ده برگردند، لذا تصمیم میگیرند چاهی بکنند تا بتوانند در آن آب ذخیره کنند و مدت بیشتری در آن بالا باشند.
مردان شرکتکننده محلی و مهمانان کارشان اول تمیز کردن جاده ناصری (جادهای که به برفچال ختم میشود) است و لایروبی گودال برفچال. در این روز آب اسکیها در هر کجا که باشند خود را به مراسم میرسانند تا هم دید و بازدید دوستان و اقوام باشد و هم اجرای مراسم دستهجمعی آیینیشان.
در این روز کسانی که نامزد دارند نیز آداب خاص خود را دارند؛ به این شکل که خانواده داماد هدیههای مختلفی را نزد خانواده عروس میبرند، از طرفی مادر عروس نیز حدود 100 تخممرغ و شیرینی رشته و نان برنجی تهیه کرده و در میدان آب اسک بین خانمها و آقایان تقسیم میکند. حال گودال برف را با سنگ پوشانیده و فقط بالای آن به اندازهای که برف را به داخلش بریزند باز گذاشتهاند. آرام آرام اهالی میرسند و منطقه شلوغ میشود، اهالی به سمت یک قطعه برف بزرگ که در حدود 700 ـ 600 متری گودال است حرکت میکنند. دو نفر با دیلم و بیلچه برف را قطعهقطعه میکنند و بقیه بنا به زور بازویشان قطعات برف را به دوش میکشند و به طرف گودال به راه میافتند. یک حرکت دستهجمعی بیریا و صادقانه. کودک و بزرگ، پیر و جوان، با یک وجه مشترک احترام به یک سنت کهن برفها را در گودال میریزند و صلوات میفرستند تا خداوند برکت را از آنها نگیرد.
پیران ده در گروههای 2 یا 3 نفره در زیر نور ملایم آفتاب نشسته و گپ میزنند در بالای تپه عدهای از خانمها این جوش و خروش را نظاره میکنند. کمکم گودال پر از برف میشود، در یک لحظه سفرههای بزرگ و کوچک روی زمین پهن و جمعیت دورشان حلقه میزنند. یکی از جالبترین و بزرگترین خواص این سفرهها این است که در این روز هر کسی پای هر سفره که بنشیند پذیرایی میشود. اصلا مهم نیست که مهمان کدام خانواده هستند، زیرا خانوادهها بیش از مصرف غذای خانواده خود تدارک غــذا میبینند.
حکومت زنان
این مراسم ویژگی دیگری نیز دارد؛ این روز، برای زنان روستا روزی بدون حضور مردان است. در این روز خانمها هر جور که بخواهند لباس میپوشند و راه میروند و تفریح میکنند. در روز مراسم برفچال تمام مردان روستا از 5 سال به بالا روستا را ترک میکنند و خود را ملزم به شرکت در آیین برفچال میدانند و معتقدند عدم شرکت در مراسم عواقب ناخوشایندی در پی خواهد داشت.
میگویند در ایران در 3 روستا مراسم حکومت زنان اجرا میشود افوس، توچه غار، آب اسک، اما رسمی که تنها در آب اسک اتفاق میافتد به این روستا برجستگی خاصی میبخشد، مراسم برفچال مردان در مرتع اسکهوش و مراسم مادرشاهی در همان روز به وسیله زنان در روستا برپا میشود. حکومت زنان (مادر شاهی) در روز اجرای آیین برفچال که مردان از روستا خارج میشوند برای حفظ نظم، زنان به طور موقت زمام اداره محل را در دست میگیرند.
برای تحقق بخشیدن به هدف خویش، از میان خود زنی (حاکمی) را برمیگزینند تا وی به نظام حکومتی که به طور موقت در روستا ایجاد شده سر و سامان بدهد. حکومت زنان را در قدیم مادرشاهی نیز گفتهاند. چگونگی انتخاب حاکم، حاکمی که برای اداره حکومت یک روزه به ایفای نقش میپردازد زنی است که دارای صفاتی همچون تسلط در رهبری، قدرت در مدیریت، کمرو و خجالتی نبودن، پر سر و زبان بودن، کاردانی و زیبایی. زنی که چنین بر مسند حکومت بنشیند معمولا روز قبل از اجرای مراسم به مقام خود واقف میشود.
ساختار حکومتی زنی که برای این منظور منصوب میشود برای چرخش روال حکومت و برقراری ضوابط موجود در این مراسم، زنانی را که عنوان نگهبان روستا در جاهای مختلف روستا قرار میدهد. این زنان که بعضا دختران جوان هستند به طور داوطلبانه خود را جهت نگهبانی و پاسداری از روستا نامزد میکنند. از شرایط لازم برای احراز این منصب بنیه قوی، شجاعت و سر و زبان داشتن است. امروزه تعداد این نگهبانان به 20 تا 30 نفر رسیده است. این زنان نگهبان ملبس به لباس سربازان قدیم هستند. در زمان اجرای مراسم حکومت زنانه، مردان نباید در روستا باشند و همگی باید روستا را به مقصد مرتع اسکهوش ترک کنند؛ البته در مورد مردانی که بیمار یا مسن باشند وضعیت فرق میکند و آنها میتوانند به شرط آن که خانه باشند و جلوی پنجره یا روی تراس ظاهر نشوند در روستا حضور داشته باشند! مردان غریبه و حتی مردان اهل آب اسک به هیچ وجه حق ورود به ده را ندارند.
دستورات حاکم لازمالاجراست و هیچ کس نباید تخطی کند. این قانون در مورد زنان خاطی نیز مصداق دارد. مثلا زنان متخلف را بر الاغی به طور برعکس نشانده و دوره میگردانند و هو میکنند. بعضی زنان نیز محکوم به تهیه شیرینی و دیگر ملزومات میشوند. فرمانروا در این روز از قدرت و تسلطی ویژه برخوردار است.
با وجود وزرایی که وی برای خود انتخاب کرده ـ که به وزیران دست راست و دست چپ معروفند ـ وی احساس اعتماد به نفس بیشتری در ایفای نقش خود میکند. شاه و وزیرانش لباس مخصوص به تن میکنند؛ در گذشته لباس شاه شبیه لباس افراد سپاه دانش و لباس وزرای وی همانند اونیفورم سربازان بود. در ابتدای روز با زنها به پایکوبی ادامه میدهند تا فرمانروا از خانه بیرون آمده و همراه ایشان به محل تکیه بیاید.
حاکم پس از رسیدن به این نقطه در قصر خیالی خویش مینشیند و وزیران خود را هم در طرفین مینشاند. پس از جمع شدن تمامی زنان در تکیه مراسم شروع میشود. ابتدا به حکم حاکم نگهبانان در چهارگوشه روستا مستقر میشوند و بقیه پاسداران همراه زنان روستایی در داخل روستا میگردند تا مبادا داخل روستا مردی پنهان شده باشد. در حین اجرای مراسم نگهبانان مرتب به سراغ شاه آمده و چگونگی وضعیت روستا را از حیث وجود یا عدم وجود مردان گزارش میدهند. اگر گزارشی مبنی بر دیده شدن مردی در داخل روستا به گوش حاکم برسد وی تمامی زنان را به دنبال مرد مذکور میفرستد تا او را تنبیه کرده و مجازاتهای ویژه را در موردش
اجرا کنند.
با نزدیک شدن ظهر مراسم کمکم رو به اتمام میرود و حاکم با بیشتر زنان روبوسی میکند و از آنها برای زنده نگهداشتن این سنت قدردانی میکند. این روز چون روز ویژه زنان است و آنها آزادی بیشتری در غیاب مردان دارند سعی میکنند از انجام دادن کارهای روزمره خودداری کنند تا بتوانند در جمع زنان مجری آیین حاضر شوند. البته زنانی که عزادار هستند چندان تمایلی برای شرکت در این مراسم ندارند. در مورد زنان غریبه روستای آب اسک در گذشته کمتر پذیرفته میشد ولی امروزه حضور آنان در این مراسم قابل قبول است. بعد از اتمام مراسم زنان به صورت دستهجمعی غذا تهیه میکنند و بعد از صرف غذا و برچیده شدن بساط جشن و سرور در آستانه ورود مردان به ده از جانب زنان هیچ گونه استقبالی از مردان نمیشود.
* بخشی از مطلب برگرفته از خبرگزاری میراث است
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم