ترجمهها از این جهت قابل تامل و درخور توجه هستند که به نوعی کار انتقال یا دادوستدهای فرهنگی را انجام میدهند؛ به طوری که یک ایرانی به آسانی میتواند از دیدگاههای یک نویسنده، سیاستمدار، زیستشناس یا حتی کوچکترین مسائل مربوط به فرهنگ مردم دنیا مطلع شود. البته ترجمه هم مانند هر پدیده دیگری میتواند تاثیرات خوب و بدی داشته باشد، اما در صورت رعایت شرایط لازم و انتخاب درست اثر از سوی مترجم، میتواند پنجرهای باشد برای نگریستن به افقهای دورتر و حتی گاه فضایی را فراهم کند برای نگریستن از دریچه چشم دیگران به دنیا.
کتابهای ترجمه شده در نمایشگاه کتاب امسال، هم حجم زیادی را به خود اختصاص داده و هم با استقبال خوبی مواجه شده است. همین موضوع بهانهای شد تا با 2 مترجم پرسابقه کشور گفتوگو کنیم و دیدگاههایشان را درباره یک ترجمه خوب بدانیم.
شهرام اقبالزاده که یکی از مترجمان کودک و نوجوان است درباره کیفیت آثاری که در کشور ترجمه میشود، میگوید: طی 10 سال گذشته، ترجمهها رشد کیفی خوبی داشتهاند و میتوان گفت نهضت نوین ترجمه در ایران مسیر خوبی را طی کرده است.
پیشرفتهای این عرصه با تشکیل خانه ترجمه از سوی زندهیاد حسین ابراهیمی شکل گرفت و محملی شد برای فعالیت مترجمان حرفهای و آگاهی که بهترین کتابهای منتشر شده در جهان را انتخاب و ترجمه کردند.
ادبیاتکشورهای دیگر را خوب نمیشناسیم
البته به نظر میرسد این نهضت طی سالهای گذشته بیشتر به ترجمه کتابهایی از انگلیسی به فارسی پرداخته و به دیگر زبانها اقبال کمتری نشان داده است.
وقتی این موضوع را با او مطرح میکنم، کمی فکر میکند و میگوید: بله. در کشور ما اغلب مترجمان به این زبان مسلط هستند و به ترجمه آثار کشورهای انگلیسی زبان میپردازند. البته مترجمان خوبی هم داریم که در ترجمه آثار نویسندگان آلمانی فعالیت دارند. از میان آنان میتوان به کمال بهروزکیا، علی عبداللهی و دکتر خلیلی اشاره کرد، اما در زمینه ترجمه کتابهای فرانسوی با کمبود مترجم مواجه هستیم و میتوان گفت هنوز هم ادبیات این کشور را بخوبی نمیشناسیم.
ترجمه و تالیف خوب، ارزشی یکسان دارند
اقبالزاده درباره اینکه ترجمه خوب چقدر میتواند در جذب مخاطبان به کتاب موثر باشد، بیان میکند: ترجمه خوب، فرقی با تالیف خوب ندارد و هر دو به یک اندازه میتوانند مخاطبان را به خود جلب کنند. وقتی نویسنده یا شاعری، اثری را برای ما مینویسند، در صورتی نوشتههایشان با اقبال مواجه میشود که مولفههایی را رعایت کرده باشند، از جمله اینکه نوشته، خوشخوان و روان باشد و بتواند با جهان خواننده ارتباط برقرار کند.
نکته: بهتر است نگاه بهتری به ترجمه در کشور داشته باشیم و در جهت رشد آثار تالیفی ترجمه را متوقف نکنیم؛ چراکه هریک از این موارد نیاز یک جامعه است و به رشد و پویایی در کنار یکدیگر نیاز دارند
پس ترجمه هم مانند تالیف، یک کالای فرهنگی است، با این تفاوت که از یک فرهنگ و زبان دیگر به پیشخوان کتابفروشیها قدم میگذارد و اگر اثری که قرار است ترجمه شود، بدرستی انتخاب شود، به ارتقای سطح فکری مردم یک جامعه میانجامد.
اقبالزاده میگوید: درحالحاضر ترجمههای موجود بهتر از تالیفها هستند، به این معنی که تعداد مترجمان خوب کشور به مراتب بیشتر از تعداد مولفان است. این مترجم تاکید میکند: البته باید دقت کرد که برخی ترجمهها را میتوان پفک فرهنگی نامید؛ چراکه این روزها ناشرانی هستند که ترجمههایی از آثار بیارزش را وارد بازار کتاب میکنند و ذائقه مردم را در کتابخوانی تحتالشعاع قرار میدهند.
او در پایان سخنانش میگوید: بهتر است نگاه بهتری به ترجمه در کشور داشته باشیم و در جهت رشد آثار تالیفی ترجمه را متوقف نکنیم؛ چراکه هریک از این موارد نیاز یک جامعه است و به رشد و پویایی در کنار یکدیگر نیاز دارند.
قشر تحصیلکرده، مخاطب ترجمهها
علیاصغر بهرامی هم یکی از پیشکسوتان عرصه ترجمه در ایران است. او هم درباره اینکه یک ترجمه خوب چقدر میتواند در جلب مخاطب تاثیر داشته باشد، میافزاید: ترجمه بخشی از ادبیات است که بیشتر مورد توجه قشر تحصیلکرده و باسواد جامعه است.
البته همین قشر هم اگر فرصتی پیدا کند و اوقات فراغتی داشته باشد، میتواند کتاب بخواند. شکل زندگی امروز وقت چندانی برای مطالعه باقی نگذاشته و درگیریهای معیشتی فضا را برای مطالعه محدود کرده است. او ادامه میدهد: گاهی حس میکنم نویسندهها و مترجمان خواننده کتابهای هم هستند؛ شاعر کتاب یک شاعر دیگر را میخرد و مترجم هم اثر ترجمه شده همکارش را به اعتقاد بهرامی، مردم همیشه براساس شرایط خاصی به سمت کتاب و کتابخوانی میروند و در مقاطع خاصی مانند انقلابهاست که تیراژ کتابها بالا میرود.
مترجم «سلاخ خانه شماره 5» میگوید: البته مترجمان خوبی داریم مانند ذبیحالله منصوری که خوانندگان بسیاری را به خود جلب کرده، البته او چیزهایی هم از خود در متن میافزود، اما با این حال افراد عادی جامعه هم در آن دوره تیمور لنگ یا سینوهه را خواندند و باورش کردند.
بنابر نظر مترجمانی که با آنها به گفتوگو نشستیم، ترجمه و تالیف از یک منظر هیچ تفاوتی باهم ندارند و هرگاه که اثر خوبی وارد بازار کتاب شود، صرفنظر از اینکه ترجمه است یا تالیف با اقبال خوبی مواجه خواهد شد. از سوی دیگر نقش انکارناپذیر مترجم در باورپذیری اثر برای مخاطبان دیگر نکتهای است که مورد تاکید قرار گرفت. پس مترجمان با انتخابهای درست و حساب شده خود میتوانند فضای جامعه را تعالی بخشند.
فروغ شمیم / گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم