مقتول زنی 79 ساله به نام رقیه بود که همه فرزندانش ازدواج کرده بودند و او در خانهاش در ابهر به تنهایی زندگی میکرد، دختران رقیه به نوبت هر روز به مادرشان سر میزدند و از احوال او باخبر میشدند. چون تنهایی رقیه را اذیت میکرد فرزندان او موافقت کردند وی یکی از اتاقهای خانهاش را اجاره بدهد. به این ترتیب زوجی که یک فرزند خردسال داشتند، آن اتاق را اجاره کردند و بعد از آن خیال فرزندان رقیه راحت بود، اما یک روز وقتی یکی از دختران رقیه به خانه ماردش رفت، پیکر بیجان او را در حالیکه در حیاط افتاده بود، مشاهده کرد. دقایقی بعد ماموران پلیس تحقیقات در این رابطه را آغاز کردند و به این نتیجه رسیدند که مرد مستاجر به نام احمد عامل قتل است، اما این مرد همراه خانوادهاش فرار کرده بود و ردپایی از وی وجود نداشت، تا اینکه بالاخره بعد از 9 سال متهم به قتل در ساوجبلاغ دستگیر شد.
این متهم در بازجوییها ضمن اعتراف به قتل صاحبخانه سابقش گفت: «من و زن و فرزندم ساکن یکی از روستاهای تاکستان بودیم، اما به علت اختلاف با پدر و مادرم از آن روستا به ابهر نقلمکان کردم تا در آرامش زندگی کنم. پس از سکونت در منزل مقتول پس از چند ماه وقتی او برای گرفتن کرایه آمد و چند بار در خانه را زد؛ یکباره عصبانی شدم و کنترل خود را از دست دادم. در لحظاتی که متوجه رفتارم نبودم گلوی رقیه را گرفتم و آنقدر فشار دادم تا او بیحال روی کف اتاق افتاد. من که بشدت ترسیده بودم، با بند قنداق بچهام پاهایش را بستم، بعد دهانش را با روسری بستم، سپس مدارک و شناسنامهها و انگشتری مقتول را برداشته، به همراه خانوادهام فرار کردم و به کرج آمدم. در این مدت مرتب محل سکونتمان را تغییر میدادیم تا دستگیر نشوم». این متهم در حال حاضر در بازداشت به سر میبرد و تحقیقات از او ادامه دارد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم