در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
هنرمندان که به رادیو راه یافتند، زبان طنز را برای بیان دردهای مردم انتخاب کردند و به همین وسیله بین عموم مردم ارج و قُرب پیدا کردند.
مردم به رادیو گوش میدادند و آن را مرهم دردهای خود میدانستند و هنرمندان رادیو هم به این باور رسیده بودند که طنازی آنها لازم نیست مردم را به خنده وادارد، آنها باید فقط از زبان گویای طنز برای بیان دردها و مشکلات استفاده کنند و این مصرع را سرلوحه کار خود قرار دهند که «خنده تلخ من از گریه غمگینتر است.»
مردم آن زمان با شنیدن برنامههای طنز رادیو سری به تایید تکان میدادند و در دل طنازان رادیو را تشویق میکردند و میگفتند: چه خوب، عاقبت کسانی پیدا شدند که حرف ما را به گوش آنهایی که باید برسد، میرسانند. طنز رادیو با همین برنامهها برای خود اعتبار کسب کرد و حتی طنازی در تئاتر و سینما را هم متاثر کرد.از عمر رادیو در ایران 72 سال میگذرد. این عمر، اعتبار کمی نیست که باید هم از طرف مردم و هم دست اندرکاران رادیو پاس داشته شود.
اگر طنزهای رادیویی باعث شد تا این رسانه در سالهای اولیه عمر خود بین مردم محبوب شود باید قدر اینگونه برنامهها همچنان دانسته شود و روزبهروز بهتر و پرمایهتر از روز قبل شود. مخاطب رادیو همواره طنزهای این رسانه را با گذشته و برنامههای فاخر امروز مقایسه میکند و برنامههای ضعیف نمیتواند او را راضی کند و گاهی باعث میشود که شنونده از رادیو و حتی دیگر برنامههای این رسانه فاصله بگیرد.
طنازی در رادیو اصول خود را دارد. اصولی که سالهاست از طرف پیشکسوتان رعایت میشود، اما بعضی جوانها انگار نمیخواهند به این اصول پایبند باشند. متن، یکی از پایههای مهم طنز خوب است. باید متن خوب و بامحتوا وجود داشته باشد.
متن خوب باعث میشود که ذهن گویندهها برای بداههپردازی آماده باشد. در واقع متن به بداههپردازی خط و ربط میدهد. متن خوب به گوینده این اجازه را نمیدهد که در لحظه هر چه به ذهنش رسید به زبان بیاورد و آنها را بامورد و بیمورد بارها در یک برنامه تکرار کند. متن حسابشده و هدفمند همه گروههای سنی را مخاطب یک برنامه میکند.
بارها پیشکسوتان رادیو گفتهاند که قرار نیست رسانهای با اعتبار رادیو زبان خود را به زبان کوچه و بازار نزدیک کند، بلکه این شنوندگان هستند که باید از زبان رادیو متاثر شوند و از آن بیاموزند.
قرار نیست به بهانه طنازی هر جور ادبیات و لحنی به رادیو راه پیدا کند و مخاطب سردرگم بماند که آنچه میشنود برنامهای طنز است که قرار است مرهمی بر یک درد باشد یا به صورت غیرمستقیم آموزش دهد یا جورچینی است که ناجور چیده شده است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: