محمد پنجعلی، کاپیتان پیشین تیم ملی فوتبال ایران در گفت‌و‌گو با جام‌جم:

مردم، قهرمان زانو زده نمی‌خواهند

حتی اگر 2 دهه از خداحافظی‌اش هم گذشته باشد، کمترکسی است که در فوتبال ایران، نام محمد پنجعلی را نشنیده باشد، مردی که بیش از 18 سال در سطح اول فوتبال و پرسپولیس درخشید و همواره نامش در ردیف بهترین مدافعان پوششی ایران و آسیا قرار می‌گیرد.
کد خبر: ۴۷۰۲۳۹

سید محمد پنجعلی بجز قهرمانی جام باشگاه‌های آسیا به تمام افتخارات ممکن با پرسپولیس دست یافت و بدفعات در لیگ، جام حذفی و جام باشگاه‌های تهران قهرمان شد. او در تیم ملی هم در دهه 60 مرد موفق دفاع وسط بود و ضمن کاپیتانی این تیم موفق شد عنوان قهرمانی بازی‌های آسیایی 90 پکن را تجربه کند. ضمن این‌که او به عنوان جوان‌ترین عضو تیم ملی، این تیم را در جام‌جهانی 78 آرژانتین همراهی کرد ولی فرصت بازی به او نرسید. پنجعلی بعد از خداحافظی از مستطیل سبز باز هم به عشق خود پشت نکرد و ضمن کسب درجات متوالی مربیگری در آسیا، مدارک عالی مربیگری را در برزیل و اروپا هم به دست آورد، اما برخلاف دوران بازیگری در عرصه مربیگری و مدیریت، کمتر نامی از او شنیده یا ردپایی از وی باقی مانده است.

این‌که چرا کاپیتان تیم‌های ملی، پرسپولیس و منتخب آسیا با این همه تجربه، عنوان و مدرک، جایی در چرخه فعلی فوتبال ایران ندارد و خیلی زود از هیات مدیره پرسپولیس هم کناره‌گیری کرد، سوالی است که پاسخ آن در لابه‌لای صحبت‌هایش مشخص می‌شود.

آقای پنجعلی، از پرسپولیس شروع کنید. اوضاع این تیم را چطور ارزیابی می‌کنید؟

اعتقاد دارم تیم از شرایط نامطلوب اول فصل فاصله گرفته، چند نتیجه خوب در لیگ قهرمانان آسیا و کیفیت فنی پرسپولیس این را نشان می‌دهد. فقط حیف که دیر تصمیم گرفتند و به حرف من توجه نکردند. من گفتم به حرف مردم و هواداران توجه کنید و انتظار آنها را برآورده سازید. پرسپولیس متعلق به مردم است، ظاهرا تیم‌ مال وزارت ورزش است، ولی این مردم هستند که تیم را حفظ کرده‌اند. زمان نداری‌ها و مشکلات و به خاطر عشق خود این تیم را حفظ کرده‌اند و زنده نگه داشته‌اند. قهرمانی‌های لیگ، حذفی و آسیا در همان زمان‌ها به دست می‌آمد و باید به خواسته مردم احترام بگذاریم.

... و بابت همین بی‌توجهی به خواسته مردم استعفا کردید؟

دقیقا. چون معتقدم اگر ما چیزی داریم از مردم است. خدا به ما استعداد شوت زدن و دریبل زدن داده و خیلی چیزها هم نداده ولی در سایه حمایت‌های مردم به جایگاه فعلی رسیده‌ایم. دلیلی ندارد مقابل محبت‌های مردم بی‌تفاوت باشیم و وظیفه من پیشکسوت حمایت از منافع و علائق مردم در پرسپولیس است. نمی‌توانم به خاطر حضور در هیات مدیره یا کمیته فنی یا قراردادم، به مردم پشت کنم. ترجیح می‌دهم نان خالی بخورم ولی سر خواسته مردم و هواداران معامله نکنم.

یعنی هیچ راه دیگری جز استعفا وجود نداشت؟

مردم بابت شرایط اول فصل ناراحت بودند و از همان ابتدا با تیم مشکل داشتند. از همان دقیقه 10 شروع به اعتراض می‌کردند و نام دایی و بعدها دنیزلی را فریاد می‌زدند. با همه احترامی که برای کادر فنی قبلی و حمید استیلی قائلم و به زحماتی که در پرسپولیس کشیده، احترام می‌گذارم ولی تغییر امری اجتناب‌ناپذیر بود چون تیم در شرایطی قرار داشت که باید به آن شوک وارد می‌شد و نیاز مبرمی به این تغییر وجود داشت.

البته تغییر مورد نظر شما انجام شد.

اما چه زمانی؟ آن موقع که من گفتم، قول می‌دادم که تیم می‌توانست با شوک بموقع به وضعیت خوب خود برسد و حتی مدعی قهرمانی لیگ باشد. اختلاف امتیاز با توجه به بازی‌های باقیمانده قابل جبران بود، ولی تغییرات خیلی دیر انجام شد و حالا پرسپولیس به وضعیتی افتاده که حتی برای کسب سهمیه لیگ قهرمانان آسیا هم دیگر انگیزه چندانی ندارد. یک روز در لیگ قهرمانان آسیا خوب و با انگیزه می‌آید و نتیجه می‌گیرد ولی فردایش در لیگ برتر خراب می‌کند.

وضعیت تیم در لیگ قهرمانان آسیا را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ مخصوصا در شرایط دفاعی که تخصص و تجربه زیادی در این منطقه دارید.

کلا شرایط فنی و روحی تیم بهبود پیدا کرده و دنیزلی زحمت کشیده تا پرسپولیس به این وضعیت برسد. مساله دفاع هم از این قضیه مستثنی نیست و دفاع پرسپولیس هم جا افتاده است. با حضور شیث رضایی و محمد نصرتی هم تجربه خوبی به دفاع تیم تزریق شده و در لیگ آسیایی هم دروازه‌بان خارجی (آودوکیچ) و پولادی خوب با بقیه هماهنگ شده‌اند. البته باید به این نکته اشاره کنم که کلا دفاع تیمی خوب شده است. دفاع فقط مختص دروازه‌بان و 4 مدافع نیست و الان همه در کار دفاعی تیمی شرکت می‌کنند و هر کس به محض رسیدن توپ به حریف سعی می‌کند تا بین توپ و دروازه ‌تیمی قرار بگیرد. مثل بازی رفت با الغرافه که توپ، زمان زیادی در دست حریف بود ولی موقعیت زیادی نداشتند و بچه‌ها به خوبی در نیمه خودی فضاها را از قطری‌ها گرفته بودند. اما در بازی با الغرافه در تهران بچه‌ها کمی احساسی و بیش از حد رو به جلو کار کردند و در چند مورد، از حریف غافل شدند که ثمرش را هم با گل مساوی دیدیم.

بیشتر ایرادهایی که به فوتبال گرفتید، مختص فدراسیون فوتبال زمان علی کفاشیان است؛ رئیسی که دوره ریاستش به تازگی تمدید شده است.

پنجعلی: به لحاظ شخصی مخلص آقای کفاشیان هم هستیم، ولی ایشان چه کار کردند برای فوتبال ما؟ شما چرا در تلویزیون گریه و زاری راه می‌اندازید که پول نداریم؟ تیم ملی می‌خواهد به جام جهانی برود و همه سرگرمی و دلخوشی مردم فوتبال است، آن وقت شما از الان حال مردم را می‌گیرید که پول نداریم؟

به لحاظ شخصی مخلص آقای کفاشیان هم هستیم، ولی ایشان چه کار کردند برای فوتبال ما؟ شما چرا در تلویزیون گریه و زاری راه می‌اندازید که پول نداریم؟ تیم ملی می‌خواهد به جام جهانی برود و همه سرگرمی و دلخوشی مردم فوتبال است، آن وقت شما از الان حال مردم را می‌گیرید که پول نداریم؟ عزیز من اگر نمی‌توانید بروید! مربی بزرگ آورده‌اید که خودتان را بزرگ کنید؟ اصلا بسترهای لازم برای فوتبال فردی چون کارلوس کرش در فوتبال ایران فراهم است؟ رفتید لابی کردید و دوباره رئیس شده‌اید، ما که اینها را می‌دانیم، شما می‌خواهید خودتان را مطرح کنید.

چشم‌انداز پیش روی فوتبال ما را چطور می‌بینید؟

من یک چیزی را صادقانه بگویم؛ اگر ما جایی نتیجه گرفته‌ایم جزو اتفاقات فوتبال بوده است. جلوی استرالیا همه مردم دیدند چه شد. ظاهرا صعود کردیم، ولی شکست‌ ما همانجا کلید خورد یعنی باور کردیم که استرالیا را می‌بریم! صحنه‌های حساس بازی ایران و استرالیا را درآورید و به 50 کارشناس فیلم بازی را نشان دهید اگر یک نفر گفت ایران می‌برد، من اسمم را عوض می‌کنم. عادی‌ترین نتیجه آن مسابقه 4 ـ هیچ یا 5 ـ هیچ به نفع استرالیا بود و این یک اتفاق بود که ما با مساوی صعود کردیم ولی باورمان شد که استرالیا را بردیم! با چی؟ یه استادیوم آزادی داریم که از سقفش آب می‌چکد و بقیه ورزشگاه‌ها هم اصلا استاندارد نیستند و به خاطر همین ورزشگاه‌ها در لیگ آسیایی کسر سهمیه‌ شامل حالمان می‌شود. بعد از آن بازی همه شروع کردند به مصاحبه، کار به جایی رسید که فکر می‌کردیم فلان رئیس هیات استان به استرالیا گل زده نه خداداد عزیزی! بازیکنان را نمی‌دیدیم و آنها کم‌کم از یادمان می‌رفتند! بالاخره عشق مصاحبه هستند دیگر!

و کنار گود ماندن محمد پنجعلی با این همه سابقه، افتخار، مدارک عالی مربیگری و... هم به خاطر همین عشق مصاحبه‌هاست؟

اجازه دهید چیزی به شما بگویم. من برای دادکان احترام زیادی قائلم، رفیقم بوده، همبازی بودیم و فدراسیون موفقی هم داشت ولی من یک بار هم فدراسیون نرفتم. مخلص دادکان هستم و پای رفاقتم هم می‌ایستم ولی معتقدم اگر فوتبال به من نیاز دارد، باید مرا صدا کند! بحث دادکان جداست ولی قرار نیست برویم و پشت در اتاق بمانیم، پشت در اتاق چه کسی؟ زن و بچه که سهل است، مردم مرا نمی‌بخشند. من الان دیگر خودم نیستم، متعلق به مردم هستم و به عنوان یک پیشکسوت فوتبال و پرسپولیس باید مراقب خودم باشم و تن به هر کاری ندهم چون احترام مردم را از دست می‌دهم و بی‌ارزش می‌شوم. همه احترام ما متعلق به زمانی است که مردم و اجتماع قبولش کنند. من نگرانم! مگر چند سال دیگر زنده هستم‌؟ همه رفتنی هستیم ولی چطور مردن خیلی مهم است. من معتقدم ناصر حجازی نمرده و هنوز بین مردم زندگی می‌کند و کسی باور نمی‌کند که او مرده است. می‌خواست خودش باشد و تا آخر همان گلبرگ مغرور ماند و مردم هم او را دوست دارند. مردم قهرمان زانوزده نمی‌خواهند.

وضعیت تیم ملی را چطور می‌بینید؟ به جام جهانی صعود می‌کند؟

از نظر فنی اصلا جای سوال از سرمربی کارنامه‌دار تیم ملی را هم نداریم ولی با عرض معذرت اینجا هم اتفاقات است که سرنوشت را مشخص می‌کند. ببینید؛ گفتم وقتی می‌توانیم هزینه کنیم که بسترش فراهم باشد. الان خود کرش هم از خیلی چیزها ناراضی است ولی صدایش بعدا درمی‌آید.

از همین حالا باید همه‌چیز را به مردم بگویند تا توقع برایشان ایجاد نشود.

تازه شنیدم وزیر ورزش گفته که فدراسیون‌ها باید خودشان درآمدزایی کنند. کجا؟ چگونه؟ اینها اصلا بلد نیستند. مردم می‌توانند کمک کنند ولی اصلا این آقایان را قبول ندارند. مردم به کسی کمک می‌کنند که قبولش داشته باشند، مثل زمان دادکان که وقتی رفت 5ـ4 میلیارد در حساب فدراسیون بود. همه بدهی می‌گذاشتند ولی او نقدینگی گذاشت. چرا؟ چون مردم قبولش داشتند، هم سالم بود و هم کارش را بلد بود ولی حیف که عمر مدیریتش کوتاه بود و دیدید که چطور کنارش گذاشتند!

خب توقع داشتند تیم ملی به نیمه‌نهایی یا حداقل یک‌چهارم نهایی جام جهانی صعود کند.

من زمان جام جهانی 2006، آلمان بودم و مردم مرتب کنارمان بودند. بعد از بازی با پرتغال دور ما را گرفتند و می‌گفتند: «چرا این جوری شد؟ چرا باختید؟» و من مانده بودم که چطور توقع مردم را تا این حد بالا برده بودند. مردم عرق و تعصب دارند و دلشان می‌خواهد در جهان به عنوان ایرانی سرفراز شویم ولی توقع بیش از حد ایجاد کردن نامردی بود! چرا باید می‌بردیم؟ خدا را خوش می‌آمد؟ ما آماتور هم نیستیم و اصلا حق نبود که مکزیک و پرتغال را ببریم. تکلیف برنامه‌ریزی، مدیریت و هزینه آنها چه می‌شد؟ ما اینجا فقط از جیب مردم خوب خرج می‌کنیم و دیگر هیچ!

گفته شده شما در سیستم فعلی به روز نیستید!

اگر به روز بودن این کارهایی است که الان می‌کنند، اصلا من می‌خواهم بروم عهد دقیانوس. آخرش به حرف ما می‌رسند. وقتی گفتم پرسپولیس به شوک نیاز دارد، حال خیلی‌ها بد شد و گفتند: «حرف نزن» ولی من 33 سال با این تیم زندگی کرده‌ام و نمی‌توانم آن را بفروشم.

و حرف آخر...

حرف‌ها و بخش کوچکی از مشکلات را گفتم ولی به شما قول می‌دهم هیچ تغییری حاصل نمی‌شود. طرف را تا دیروز پسرخاله‌اش هم نمی‌شناخت ولی حالا برووبیا و مصاحبه و... اولش هم می‌گویند ما اهل مصاحبه نیستیم ولی بعد می‌بینی روزی 10 تا مصاحبه می‌کنند و دیگر خبری از بازیکنان نیست. البته ای‌کاش من اشتباه بکنم و ان‌شاءالله که همه چیز درست شود و استعدادهای ناب در این فوتبال پراستعداد هرز نرود. شرایط باعث شده از هم دور شده و بیگانه شویم. متاسفم این همه اختلاف و فاصله را می‌بینید. ای کاش دوباره روزی عشق به جمع مردم و فوتبالی‌ها برگردد.

آرش رستم‌نمدی / جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها