در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شاید اگر کیوان علیمحمدی و امید بنکدار تلاش خود را برای تجربه چنین تکنیکها و روشهایی در تصویربرداری مجموعه تلویزیونی حیرانی نمیکردند هیچگاه این بحثها و تحلیلها در فضای رسانهای و مطبوعات مطرح نمیشد. حالا با دیکته نوشتهای روبهرو هستیم که میتوانیم غلطهایش را بگیریم اما متاسفانه بسیاری از آنهایی که میخواهند غلطهای این دیکته را بگیرند، کل دیکته را زیر سوال بردهاند.
امرزه اگر به نقش دوربین در فیلمها و مجموعههای تلویزیونی مطرح جهان توجه کنیم، بخشی از جریان داستان و بخش عمدهای از حسهایی که قرار است به مخاطبان القا شوند از طریق تصویرهای فکر شدهای است که توسط دوربین به ثبت میرسند.
دوربین در مجموعههای موفق هویت جداگانهای دارد و در پیشبرد داستان بسیار موثر است. به عنوان نمونه صحنههای دوربین روی دست در فیلم جدایی نادر از سیمین دارای هویت است. اصغر فرهادی حتی با قراردادن دوربین در دستگاه کپی در ابتدای این فیلم بخشی از داستان را برای مخاطب روایت میکند. بسیاری از کارگردانان مطرح دنیا دوربین را موجود جانداری تصور میکنند که میتواند در جهتدهی به داستان نقش موثری داشته باشد. این تصور اما در بین کارگردانان ایرانی هنوز آنطور که باید و شاید مطرح نشده و اغلب شاهد کادربندیهایی کلیشهای هستیم.
در مجموعه حیرانی اما در استفاده از دوربین سعی شده تکنیکها و فرمهایی به کار گرفته شود که در تلویزیون تا حدودی جدید است. استفاده از تصاویر تکهتکه و نشان دادن چند شخصیت در چند مکان محتلف یا از چند زاویه متفاوت در یک کادر قطعا مخاطب را بیشتر با تمام شخصیتها درگیر میکند و درعین حال برای دستاندرکاران مجموعه زحمت بیشتری را به نسبت استفاده ساده دوربین در صحنه به دنبال خواهد داشت. در حیرانی به واقع شاهد استفاده متفاوتی از دوربین هستیم که میتواند آغاز راه جدیدی برای روایت باشد. هرچند این تجربه تا حدی در «مرگ تدریجی یک رویا» نیز امتحان شد اما پس از آن با غفلت مواجه شد و در حیرانی بار دیگر مورد استفاده قرار گرفت.
عنوان «روایت و کارگردانی» که پیش از نام کیوان علیمحمدی و امید بنکدار در تیتراژ مجموعه آمده است نشان از علاقه این دو به ارائه محصول در ابعادی فراتر از کارگردانی دارد و در واقع آنها در تیتراژ نشان دادهاند که هدفشان تنها کارگردانی نیست و به ارائه روایت متفاوتی میاندیشند که البته خالی از ایراد نیست. روایتی که این دو کارگردان از حیرانی دارند با کاتهای (برشهای) تصویری متعدد و شکست مکان و زمان رقم خورده است. اگر مروری بر کلیت داستان داشته باشیم با اثری معمولی و تعدادی گره میانی مواجهیم که میتوانست روایت خستهکنندهای داشته باشد، با این حال این دو سعی کردهاند با دوربینشان ریتم مجموعه را سریعتر نشان دهند. در بسیاری از مواقع اما اصرار بیش از حد به استفاده از دوربین روی دست در عین اینکه سعی شده بود از کات استفاده نشود، خصوصا در فضای بیمارستان و در هنگام تعقیب شخصیتهای اصلی، به نظر اصرار بیهوده و کسل آوری است. میشد حدس زد که این صحنهها به خاطر القای اضطراب شخصیتها به مخاطبان طراحی شدهاند اما نتیجهای جز گیجی و آشفتگی و حتی خستگی به همراه نداشتند. شاید اگر تا حدی این صحنهها کوتاهتر میشد حس مورد نظر کارگردانان را بیشتر منتقل میکرد.
اگر بخواهیم به بازیگران این مجموعه نیز نگاهی داشته باشیم متوجه خواهیم شد، در حیرانی هم مانند فیلم سینمایی شبانه روز که سال گذشته از این دو کارگردان اکران شد انتخاب بازیگران با دست و دلبازی صورت گرفته و میتوان به این نتیجه رسید که علیمحمدی و بنکدار به کارهای پربازیگر علاقه بیشتری دارند. هرچند بازیگران این مجموعه جلوه جدیدی از بازی خود را به نمایش نگذاشته اند و همچون تجربههای قبلی شان ظاهر شدهاند، اما مهرداد صدیقیان بعد از «سقوط یک فرشته» که نقشی منفی در آن داشت توانست تصویر دیگری از بازی خود ارائه دهد و نشان داد در ایفای نقش مثبت هم تواناست و میتواند این مثبت بودن را به مخاطب القا کند. نحوه بازی گرفتن از بازیگران را باید در میان نقاط ضعف این مجموعه نوشت، کاملا مشخص است که هیچ اصراری برای متفاوت بودن، نه از سوی بازیگران و نه از سوی کارگردانان صورت نگرفته است.
با تمام این مباحث و با تمام واکنشهای مثبت و منفی که نسبت به حیرانی شاهد هستیم، باید این تجربه را جدی بگیریم. این مجموعه در تکنیکهای تصویربرداری و روایت راهی را رفته که ادامه آن و رفع نقاط ضعفش میتواند سریالهای ما را از این لحاظ به سریالهای مطرح دنیا نزدیکتر کند. به هرحال هر تجربه جدیدی با مقاومتهای زیادی رو به خواهد شد که باید با موضع اصلاح به استقبال این مقاومتها رفت.
مبینا بنی اسدی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: