در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
11 سال در قدم هم شکوفه زدیم و شکوفا شدیم، اردیبهشتی شدیم و بهارانههایمان را به تقسیم نشستیم.
چه زود پا به 12 سالگی گذاشت این روزنامه و امروزهای نیامده چه زود دیروز شد. چه نوروزهایی در این روزنامه هفتسین دوستی چیدیم و «حول حالنا» را به جماعت قرائت کردیم و حافظانههایمان به شیرینی تلاوت شد، چه افطارهایی را دور یک میز به جماعت خرما خوردیم و به فردا ذکر گفتیم.
11 زمستان را فروتنانه به شاخههای آسمانی درختان پیوند زدیم، رُستیم و رَستیم. جوانه زدیم و جوان ماندیم. زندگی فردی و جمعیمان را در روزنامه ورق زدیم با ذهن و زبانی زبده که فقط به تکثیر زیبایی همت گماشته است.
حالا 11 سال است راه افتادهایم، دویدهایم، جریان یافتهایم تا دستهای تشنه مردمی که کتبی ما را بیشتر میپسندند.
سطر سطر روزنامه جامجم جگرگوشههای ماست که عاشقانه قلم میزنیم در این وادی سپید.
ما امروز در آستانه 12 سالگی روزنامه ایستادهایم با دلی که در سینههایمان جوان میتپد، هرچند موهایمان جوگندمی و روزهایمان با گرگ و میش هوا فاصله چندانی ندارد.
ما عاشقانه مینویسیم، ولی عالمیم، ما مقصدمان را عالمانه انتخاب کردهایم و حالا عاشقانه گامهایمان را برمیداریم. در سینه ما دلی زندانی است که آفتاب تموز به گرمیاش عادت کرده است و زمستان با قدمهای کوتاهش میخواهد تا گامهای گرمش خیز بردارد.
حدیث ما شاید مصداق این بیت باشد که:
مستیم و عاشقیم و خرابیم و بیخودیم
اما نه آنقدر که ندانیم درد چیست
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: