همان ازبکستانی که همیشه در زمین خود برای تیمهای ملی و باشگاهی ما دردسرساز شده است چه برسد که الان آنها به چنان قدرتی دست یافتهاند که بهترین نتایج را در رقابتهای جام جهانی زیرگروه آسیا به دست میآورند و حتی ژاپن را در سرزمین آفتاب با قدرت شکست میدهند؛ همان ژاپنی که در دیدارهای تدارکاتی خود، آرژانتین را برده بود!
هر چند چنین ازبکستانی در کنار کرهجنوبی (که به صعود و حضور همیشگی در جامهای جهانی عادت کرده است) همین طور قطر و حتی لبنان، تیمهایی ساختهاند که به هیچوجه پا از موفقیت پس نخواهند کشید و دستکم روی کاغذ، از هماکنون 50 درصد، شانس صعود به جامجهانی را دارند، ولی کسی نمیتواند تیم ملی ایران را هم با مربی نامآشنایی چون کارلوس کرش دستکم بگیرد؛ مردی که با حضور خود پشت سکان هدایت تیم ملی ایران، عادت بازی روبهجلو و میل همیشگی به تهاجم را به این تیم برگردانده است.
تیم ملی ایران در دیدارهای مقدماتی جامجهانی تحت هدایت کرش هر چند شکستی در کارنامه خود ثبت نکرده و پیشرفت محسوسی نسبت به شکل و عملکردش در دوران مربیگری قطبی، دایی و قلعهنویی نشان داده است، اما هنوز با رسیدن به تیمی در استانداردهای جهانی فاصله مشخصی دارد؛ همان فاصلهای که تنها با کار، تلاش، تدارک و دقتی سخت قابل کاهش است.
در همین مسیر، کرش برنامههایی در نظر گرفته که برگزاری اردوهای متعدد کوتاهمدت تدارکاتی و انجام بازیهای دوستانه بینالمللی، شاکله آن را تشکیل میدهد.
هر چند مانند همیشه ماهها و سالهای اخیر، وجود تنشهای سیاسی بینالمللی، عامل بر هم خوردن بسیاری از دیدارهای تدارکاتی تیم ملی در روزهای آخر پیش از این مسابقهها میشود، اما کرش همچنان معادلات و حرکات حساب شده خود با تیمش را دنبال میکند.
مربی کاربلد پرتغالی که در راه جذب بازیکنان فیکس تیم ملی و ایجاد هماهنگی و ثبات تیمی آنها با توجه به ایدهها و راهبردهای خود به مشکل برخورده است و نمیتواند ستارههایی نظیر نکونام و دژاگه را به اندازه کافی در اردو داشته باشد، اخیرا رو به بازیکنان جوانتر و کم نام و نشانتر آورده تا در اردوهای تیم ملی با شناسایی کاملتری از آنها، مستعدترینها را آماده حضور در میدانهای مهم پیش رو کند.
انتقاد صریح کرش از کمبود حس طراوت و جنگندگی در بین فوتبالیستهای ایران و همچنین واقعیتی به نام میانگین بالای سنی ملیپوشان، او را وادار به در پیش گرفتن چنین رویهای کرده است تا با دعوت از چهرههای کمابیش مستعد و پرپتانسیلی نظیر قاسم دهنوی، محسن مسلمان، شجاع خلیلآزاد، محسن فروزان،لک، رضا حقیقی، میلاد فخرالدینی، پیام صادقیان، یعقوب کریمی، اکبر صادقی، سیامک کوروشی، احمد حسنزاده، میلاد زنیدپور و... آنها را مورد آزمایش دقیقی قرار دهد تا از بین آنها چهرههای تازهای در قواره یا حتی بهتر از کشفهای قبلی خود نظیر محمد قاضی و حسین ماهینی به تیم ملی معرفی کند.
سرمربی باتجربه پرتغالی که همیشه به برگزاری دیدار تدارکاتی در پایان هر اردو تاکید کرده است پس از لغو بازی با تیم ملی امارات، به بازی با تیم ناشناس موریتانی رضایت داد.
موریتانی که جزو پایینترین تیمها در ردهبندی فیفا به شمار میرود در طول نیمقرن اخیر، تنها یک پیروزی در پرونده داشته است و این نشان از این واقعیت داردکه کرش نسبت به انجام بازی با حریفی مبتدی، ولی درعین حال فیزیکی نیز مخالفتی ندارد.
پس از بازی با موریتانی، تیم ملی، بازی تدارکاتی با حریف آفریقایی قدرتمندتری به نام موزامبیک را هم در دستور کار دارد؛ تیمی که تلفیقی از فوتبال فیزیکی آفریقا، تحت تاثیر تاکتیک و تکنیکهای ناب برگرفته از مکتب فوتبال پرتغال به شمار میرود.
به هر حال تیم ملی در این روزها و هفتهها، بیشتر به دنبال رفع نقایص نفراتی خود (که در بازیهای قبلی از چشمان تیزبین کرش و همکارانش پوشیده نمانده) به سر میبرد و در مرحله بعدی و پس از تزریق نفرات آماده و پرانگیزه جدید، دیدارهای تدارکاتی اصلی، پیشروی این تیم قرار خواهد گرفت؛ دیدارهایی که باید در آن اصل شبیهسازی به طور دقیقی پیاده شود و انتخاب و الزام حریفانی مناسب به برگزاری دیدارهای تدارکاتی با ایران از درجه اهمیت بسیار بالاتری برخوردار میشود.
در آن مرحله، تیمهایی که فوتبالی کمابیش شبیه به فوتبال قطر و لبنان دارند مانند سوریه، عراق، اردن، کویت، عمان و... همچنین تیمهایی که تا حدی قابل مقایسه با کره جنوبی هستند نظیر ژاپن، چین و کره شمالی و همچنین تیمهایی که فوتبالی قابل مقایسه با ازبکستان دارند نظیر اکراین، قزاقستان، روسیه سفید (بلاروس) و حتی روسیه میتوانند به عنوان حریفانی بسیار مناسب در جهت هرچه آمادهتر شدن تیم ملی در عرصه رقابتهای سنگین و پرفراز و نشیب مقدماتی جام جهانی انتخاب و طرف عقد قرارداد برگزاری دیدار تدارکاتی واقع شوند.
به هر حال تجربههای تلخ و شیرین حضور ایران در ادوار پیشین مقدماتی جام جهانی حاکی از این نکته بوده که حتی در دورههایی که به جامهای جهانی نرسیدهایم نیز هیچگاه ایران فاصله چندانی تا راهیابی به این مسابقهها نداشته است و در حقیقت برای موفقیت در چنین میدانهای مهمی، ریزهکاریها و شگردهای ظریفی لازم است تا مانند جامهای جهانی 1978 آرژانتین، 1998 فرانسه و 2006 آلمان، بار دیگر ایران راهی جام جهانی 2014 شود و این بار برخلاف آن 3 دوره ،در جام جهانی (برزیل) حضوری موفق، قابل قبول و توام با صعود از دوره نخست به مرحله بعد را تجربه کند؛ کاری که پیشتر ژاپنیها، کرهایها و استرالیاییها موفق به آن شدهاند و به عنوان پیشگامان خاور دور، مسیر آن را به سایرین نیز نشان دادهاند.
مجید عباسقلی - گروه ورزش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم