خانه پدری از زبان مجید اخشابی خواننده پاپ

جاده با سفر‌آغاز می‌شود

من گرچه در تهران به دنیا آمده‌ام ولی اهل مازندرانم، شهر شهسوار. تا 19 سالگی هم در این دیار بزرگ شده‌ام. منظره‌های زیبا و دلنشین این شهر که گاهی به آن چه از بهشت تصور کرده‌ام،‌ پهلو می‌زند، همیشه برای هر بیننده‌ای لذت بخش است.
کد خبر: ۴۶۹۴۹۳

دریای زیبای مازندران که برای همیشه چشمنواز است، صحنه‌های زیبای جنگل‌های بکر و دست نخورده دو هزار و سه هزار، دشت‌ها و مراتع زیبا، بویژه جاهای زیبایی مثل دریاسر که در اردیبهشت ماه دریایی از گل آن می‌بینید و نقطه نقطه‌ای که آن رودخانه‌های خروشان و پرآب از میان کوه‌ها و دره‌ها می‌گذرد، موجب می‌شود تا آدمی ساعت‌ها آنجا بنشیند و فکر کند و خدا را شاکر باشد به خاطر اعطای توانایی بصری که می‌توان با آن زیبایی‌ها را دید و ثبت کرد.

زیباتر از همه و شاید ملموس‌تر از همه، تنفس در هوایی است که خلوصش در برخی مکان‌ها به بالاترین حد ممکن می‌رسد، اکسیژن خالصی که ریه‌ها را التیام می‌بخشد.

شهسوار یکی از بهترین شهرهای شمالی است که زیبایی‌های طبیعی زیادی را در خودش جای داده است، آن هم در فاصله‌ای کمتر از 10 کیلومتر. جالب است که می‌توانید در فاصله‌ای کمتر از 10 کیلومتر، جنگل، رود و دریا را ببینید زیرا بسیاری از شهرها هستند که در مناطق کوهستاهی قرار دارند یا فقط در یک دشت بنا شده‌اند یا فقط کنار دریا هستند و فاصله زیادی با جنگل و کوه دارند. ولی شهسوار تمام این زیبایی‌ها را یکجا دارد.

هرچند من هم مثل بسیاری از شما، همیشه از دیدن صحنه زشت ساخت و سازی که معماری‌اش هیچ ربطی به فضایش ندارد، اذیت می‌شوم. مثلا درباره جنگل‌های دو هزار و سه‌هزار،‌ برای مایی که اهل آنجاییم، زمانی سفر آغاز می‌شود که جاده‌ها تمام می‌شود؛ سفری چند‌ساعته با پای پیاده در مناطق بکر این جنگل‌ها. کافی است که شما زحمت بیشتری بکشید تا از این زیبایی بی‌نظیر برخوردار شوید.

من این معماری‌های جدید در فضای شلوغ را نمی‌پسندم. خودم در روستای سیب کلایه خانه‌ای گِلی دارم که برای استراحت مطلق و تفریح به آنجا می‌روم. هرچند معتقدم که آنجا نیز بافت شلوغی پیدا کرده است.

شهرهای شمالی ایران آثار دیدنی و تاریخی هم دارند، ولی باید یادآور شوم که جایی مثل شمال، با رطوبت بالا معمولا نمی‌تواند اماکن قدیمی را حفظ کند. مناطق کویری و خشک اماکن تاریخی بیشتری دارند. مثلا اگر تخت جمشید در شمال بود، ‌رطوبت و رشد گیاهان چیزی از آن باقی نمی‌گذاشت.

البته به نظر من کویر هم زیباست، ولی زمانی که اقامتم در این گونه شهرها زیاد می‌شود، ناخودآگاه به این فکر می‌افتم که باید بروم.

وقتی شما جایی زندگی می‌کنید که پر از درخت و حیات و سرسبزی و آبادی و سرزندگی است،‌ مسلما زندگی در کویر برایتان سخت می‌شود، زیرا به جایی رسیده‌اید که تا چشم کار می‌کند خاک است و خاک و برای به دست آوردن یک قطره آب باید جان کند.

ولی جالب است که ساکنان کویر بسیار متفکر و سختکوشند. کسی که در مازندران زندگی می‌کند هیچ‌گاه به این فکر نمی‌کند که باید آب، مایه ‌حیات را به دست آورد، ولی اولین دغدغه کشاورز مناطق کویری کسب آب است. مثلا پدر من زمین کشاورزی داشت.

شما هم دیده‌اید که مزارع کشاورزی شمال غرق در آبند و ما به تنها چیزی که فکر نمی‌کردیم، آب بود.

من به خاطر اجرای کنسرت‌ها و برنامه‌های هنری‌ام، تمام زندگی‌ام را در سفر گذرانده‌ام. تقریبا هفته‌ای نیست که بگذرانم و در آن به سفر نرفته باشم. سفرهایم به ایران هم محدود نمی‌شود. مثلا در عید امسال برای اجرای کنسرت به ایتالیا رفتم و شهر بسیار زیبای ونیز را دیدم.

من این سفرهای مداومم را براساس زمانی که در اختیار دارم، برنامه‌ریزی می‌کنم. اگر فرصت باشد، می‌کوشم تا به دیدن مناطق بکر بروم. به نظر من هنوز غار علیصدر در همدان بکر است یا قلعه فلک‌الافلاک در خرم‌آباد.

جالب‌تر از این دو، من در کرمان به جای دوردستی به نام کوهبنان رفته بودم که اسم یکی از خیابان‌های آن را مارکوپولو گذاشته بودند. مردم منطقه معتقدند که مارکوپولو از آنجا عبور کرده است.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها