در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
وزنهبردار اردبیلی تیم ملی کشورمان که این روزها ترم آخر کارشناسی ارشد در رشته فیزیولوژی ورزش را پشتسر میگذارد، در روزهایی که سخت تمرین میکند تا خود را آماده حضور در المپیک لندن کند، به ما میگوید: «من یک مشکل ارثی داشتم به این شکل که در بخشی از زانویم چسبندگی داشتم. سال 88 در وضعیت بسیار خوبی از لحاظ آمادگی بدنی بودم. در مسابقههایی که برگزار شد؛ من اول شدم و بهداد سلیمی دوم شد. این به این معناست که من در آن روزها که شاکله تیم داشت شکل میگرفت، از بهداد بهتر بودم. اما بعد از این مسابقهها، یکباره در تمرین، چسبندگی زانویم جدا شد و منجر به پاره شدن مینیسک زانویم شد.» حرفهای سجاد انوشیروانی که به اینجا میرسد بخوبی میتوانی سنگینی صدایش را احساس کنی: «شما تصور کنید برای من که فکر میکردم همه چیز دارد خیلی خوب پیش میرود، این مصدومیت چه مفهومی دارد؟! درست زمانی که داشتم خودم را به عنوان نفر اول فوقسنگین وزنهبرداری ایران معرفی میکردم، این اتفاق برایم افتاد، شرایط سختی بود. پارگی مینیسک یعنی اینکه چند ماه باید به طور مطلق از ورزش دور باشی و بعد هم مدام در طول تمرین و مسابقه یک درد را احساس کنی. البته برای من مفهوم دیگری داشت. من مدتی دور ماندم و همین دور ماندن باعث شد که با رکوردهایی که میزدم، فاصله بگیرم و دیگر نفر اول فوقسنگین نباشم. البته از این بابت ناراحت نیستم. به هر حال از روزی که برگشتم، دارم سخت تلاش میکنم تا این عقبماندگی را جبران کنم اما به هر حال هنوز مشکل دارم. با مشکلی که برایم پیش آمد، من نمیتوانم حتی برای چند دقیقه بدوم و قطعا این مسائل اذیتم میکند اما به هر حال هدف بزرگی دارم. من حضور با افتخار در المپیک را میخواهم و تا آن روز باید با تمام این دردها بسازم؛ دردهایی که به آنها عادت کردهام.»
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: