موگارورا هفته ای 45 پوند کرایه اتاقی را در شرق لندن می دهد که با فرد دیگری در آن اقامت دارد.
صاحبخانه انگلیسی او دو اتاق خانه اش را به چهار مهاجر اجاره داده است.
دل موگارورا برای اعضای خانواده ، دوستان و موقعیتش در اوگاندا تنگ شده است و با انجام
کارهای غیرقانونی که مزد خوبی هم برای آنها نمی دهند، اصلا نمی تواند پس انداز کند.
او می گوید «در اوگاندا برای خودم آدمی هستم اما در اینجا اصلا به حساب نمی آیم. آنچه که مرا
به تحمل این وضع وادار می کند این دلخوشی است که موقتی است. نمی خواهم برای همیشه
اینجا بمانم.
من در اینجا حقیرترین موجودات حقیر هستم و فقط کارهای پست و کثیف را به من می دهند کارهایی که هیچکس (هیچ انگلیسی) دیگر حاضر به انجام آنها نیست.»
زندگی در لندن بسیاری از تصورات قبلی او را در باره غربی ها عوض کرده است. او با دیدن
بی خانمان هایی که زیر پل واترلو در لندن می خوابند دیگر خیال نمی کند که همه سفیدپوستان
ثروتمند هستند.
او به عنوان یک کاتولیک از مشاهده این که عده کمی از مردم به کلیسا می روند و از دیدن تعداد فراوان خلافکاران سفیدپوست متحیر شد.
آنچه که باعث می شود در انگلیس بماند پولی است که می تواند به کشورش بفرستد. «هربار که 100
پوند می فرستم معادل 300 هزار شیلینگ اوگاندا و حقوق بیش از سه ماه کار من در اوگاندا
است.»
او تاکنون 2/4 میلیون شیلینگ اوگاندا صرفه جویی کرده است.
چه توصیه ای برای مهاجران غیرقانونی دیگر دارد؛
«خیلی سخت است اگر کسی را داشتید که اندکی روی او حساب می کردید مثلا اقلا چند هفته در خانه اش زندگی می کردید شاید وضع کمی فرق می کرد.اما اگر کسی را ندارید... کار خیلی، خیلی ،
خیلی سخت است.»