در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
چه شد نقش پدر در سریال «حیرانی» به شما پیشنهاد شد و در این سریال بازی کردید؟
سابقه دوستی، آشنایی و همکاری با آقایان کیوان علیمحمدی و امید بنکدار را داشتم و به همین جهت نقش به من پیشنهاد شد و البته قبل از قبول کار، فیلمنامه را هم در اختیار داشتم وخواندم.
در مورد نقش پدر توضیح دهید.
نمیتوانم نقشم را توضیح دهم...
به خاطر لو نرفتن قصه سریال است؟
برخی سریالها گرهای دارند که اگر لو برود سریال به هم میخورد، اما سریال حیرانی اینگونه نیست که گره داستانی داشته باشد. با این حال نمیتوانم درباره نقشم چیزی بگویم. درست است که شخصیت ممکن است مرده باشد، اما قصه باز در رجعت به گذشته به شخصیت من میپردازد.
سریال حیرانی به لحاظ ساختار با دیگر سریالها متفاوت است. شما قبل از پخش سریال چه مقدار با این سبک سریالسازی آشنا بودید؟
از سبک و سیاق این دو کارگردان و تجربههایی که در فیلمهای گذشته داشتهاند این توقع میرفت که سریالی متفاوت بسازند. با روش کار کارگردانها آشنا بودم و سرکار هم از نزدیک با نوع کارگردانی آنها برخورد کردم. کیوان علیمحمدی و امید بنکدار کارگردانهایی هستند که میدانند چه میخواهند و کارشان بسیار فکر شده است. البته موانع زیادی وجود داشت که باعث میشد به کارشان آسیب وارد شود و راه سختی را پشت سر گذاشتند. تکتک نماها را با مشقت و تلاش برای مسیر تولید و ساختن چنین کاری طی کردند و به نظرم برای هنرمندانی مانند این دو کارگردان صدا و سیما باید شرایط و تسهیلاتی فراهم شود تا بتوانند راحتتر کار کنند.
مخاطب ایرانی به تماشای سریالها و فیلمهای قصه محور عادت دارد. تصور میکنید این اثر که دارای ساختار متفاوتی است با استقبال روبهرو شود و ذائقه مخاطب را تغییر دهد؟
سریال حیرانی قصد ندارد ذائقه مخاطب را تغییر دهد، بلکه ما از ذائقه بینندگان سوژه میگیریم. ما با جامعه وسیعی از مخاطب در تلویزیون طرف هستیم و تصورم این نیست که کار را نمیپسندند. ممکن است در آمارها نشان داده شود که مخاطب از سریالهای قصهمحور استقبال میکند، اما همیشه درصدی وجود دارند که به دنبال سریالهای متفاوت هستند.
می بینید که نوآورانهترین کارها چندین سال بعد از پخش، تمجید و تعریف میشوند و به طور مثال درباره فیلم «گاو» داریوش مهرجویی طوری حرف میزنیم که انگار اسطوره است، در صورتی که این فیلم در زمان پخشاش حتی هزینههای بازیگرانش را هم تامین نکرد و فروش پایینی داشت و در گیشه شکست خورد.
پس به نظر شما سریال حیرانی به دنبال مخاطب نیست؟
نعمتی: سریال حیرانی قصد ندارد ذائقه مخاطب را تغییر دهد، ممکناست در آمارها نشان داده شود که مخاطب از سریالهای قصهمحور استقبال میکند، اما همیشه درصدی وجود دارند که به دنبال سریالهای متفاوت هستند
نباید فکر کنیم ذائقه مخاطب به دنبال سریالهایی مانند حیرانی نیست. هر کاری ساخته شود مخاطب خودش را پیدا میکند، الان در روستایی که ساکنم تقریبا تمامی اهالی روستا سریال را دنبال میکنند و گمان میکنم مردم از آن استقبال میکنند، بهرغم این که ریتم و دکوپاژ ساختاری خاصی دارد. سریالی است که دارای قصه است اما قصه محور نیست و داستان را با سبک خاصی دنبال میکند.
مسوولان صدا و سیما مدتی است روی عدم ساخت سریالهای تلخ و غمگین تاکید دارند و از سوی برخی مخاطبان نیز این انتقاد وارد میشود که تلویزیون در ساعات پایانی روز باید فضایی آرام و شاد را برای مخاطب رقم بزند، نه اینکه بر دغدغههایش بیفزاید! شما فکر میکنید سریال حیرانی که بار تراژدی دارد تاثیر منفی روی مخاطب میگذارد؟
سیاست بسیار کلی را در سطح مدیریت کلان مطرح میکنید. به نظرم برنامهسازیهای تلویزیون به غیر از فیلم و سریال در سطح بالایی انجام نمیشود. شما میبینید گاهی هیچ دقتی برای بالا بردن کیفیت آثار نمیشود. در این شرایط دستهبندی آثار به تلخ و شیرین به کلیت آثار لطمه میزند. مردم دوست دارند سریالهای شاد ببینند اما در جای خود مخاطبانی هم هستند که دوست دارند سریالهای تلخ و تراژدی نگاه کنند. نباید خطکشی کرد. هنر راه خود را در مسیر آزاد پیدا میکند.
از تجربه کار در سریال حیرانی بیشتر برایمان بگویید.
جزو معدود بازیگرانی هستم که خیلی علاقه به نمایش خودم به مردم ندارم، ولی فضای پشت صحنه فیلمسازی برای من یکی از دلچسبترین فضاهای موجود کاری است. این فضا را هم در تئاتر و هم تلویزیون دوست دارم و معمولا خودم هم نیروی فعالی در پشت صحنه هستم تا به فضای خوب و دلچسب مبدل شود. در سریال حیرانی نیز با همه دوستان بازیگر و عوامل و کارگردانان تعامل خوبی داشتم و همانطور که گفتم کاش تسهیلات بیشتری در اختیار این کارگردانان قرار بگیرد تا بتوانند ایده هایشان را عملی کنند.
در این سالها آثار محدود و با نقشهای کوتاهتری از شما دیدهایم. علت این گزیده کاری چیست؟
این شرایطی است که برای کار هر بازیگری ایجاد میشود. خوشبختانه کارهای درجه یک و خوبی در تلویزیون سراغ من آمده است. البته بازیگر اگر چند وقت بیکار باشد ممکن است کاری را که دوست ندارد هم قبول کند. برای من هم با این که نمیتوانم بگویم گزیده کار هستم، اما وسواسی که در زندگی دارم باعث شده کمتر کار کنم. در مورد بازیگری مساله دیگری که وجود دارد این است که شما انتخاب میشوید و کمتر امکان انتخاب دارید.
به نظر شما این مساله تنها در ایران اینگونه است؟
خیر! در همه جای دنیا هم همین است، ولی در سطح بالا بازیگرانی هستند که شرکتهای فیلمسازی و تهیهکنندگان دوست دارند از آنها در فیلمهایشان استفاده کنند و برای آنها کاری نوشته میشود و ما هم در سینمای کشورمان از این موارد داریم و گمان میکنم امین حیایی از کسانی است که امروزه فیلمسازان دوست دارند که از او در فیلمهایشان استفاده کنند و برایش فیلمنامه مینویسند. برای من نیز در فیلم «برف روی شیروانی داغ» نقشم پیشنهاد شد و همه میگفتند نقش مناسب توست.
برنامههای آیندهتان چیست؟
به دلیل مشکلاتی که این سالها گریبان برخی دوستان فیلمساز را گرفته، کارهایی هست که صحبت شده و بعضی وقتها به تعویق میافتد، کاری است که در پاییز گذشته قرار بود ساخته شود، اما به تعویق افتاده و قرار است اواخر اردیبهشت کلید بخورد.
خودتان قصد ندارید فیلم بسازید؟
این سودا در سر بسیاری بازیگران، عوامل پشت صحنه و حتی خبرنگاران است. احساس میکنند سوژهای وجود دارد که دلشان میخواهد بسازند، اما فیلمسازی از مقولاتی است که با بازیگری فرق میکند. فیلمساز باید بتواند ذهنیتی را تصویرسازی و نمایشی کند. این که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در سال 91، صد و اندی فیلم برای اکران دارد و یکی از افتخاراتش این است که به 60 نفر کارگردان جوان پروانه ساخت فیلم داده به نظرم از مشکلات سینماست. درست است که هنر مقوله پویایی است و امکان دارد در این حرفه استعدادهایی هم باشد، اما طیکردن مدارجی برای ساخت فیلم و سریال لازم است و به همین دلیل بهتر است این وقت را به خودمان بدهیم تا در مورد کارگردانی بیشتر مطالعه و تحقیق کنیم.
صابر احمدی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: