در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
نمایشهایی از این جنس که دارای صحنههای پراکنده، چندگانه و زمان و مکانهای متغیر هستند، معمولاً از تکههایی متفاوت تشکیل میشوند که یک ایده همچون مغناطیس در مرکز، آنها را به هم مرتبط میکند. چنین ساختاری 2 نوع بازخورد را در مخاطب برمیانگیزد؛ یا صحنههایی جذاب برایش به ارمغان میآورد یا لحظاتی کاملا ملالآور. اما آنچه در نهایت مهم است علاوه بر جذابیت و کیفیت، همان ایده محوری است که صحنهها را هویت میدهد و میتواند همان هستهای باشد که مغناطیس و قدرت جذب آن صحنهها را در خود دارد.
خود این پلات و هسته اصلی که میتواند کوچک یا بزرگ، ساده یا پیچیده باشد از طریق شخصیتها و روابط آنها با خود و دیگران ساخته میشود. در واقع شخصیتها هستند که کلیت صحنهها را قابل تأمل میکنند و احساسات و ایدههای اثر را شکل میدهند.
در چنین حالتی فقط میتوان از تمهیدات هر صحنه بهطور جداگانه لذت برد نه از موقعیتهای نمایشی که از جایی به جایی میرسند و روابطی را نشان میدهند. وقتی که شاکله صحنهها از یک منبع و زمینه سرچشمه نگیرد و منفرد و جدا افتاده باشد، به جای لذت، سردرگرمی را به مخاطب هدیه خواهد داد و جذابیت، جای خود را به کسالت میدهد.
نمایش «آمدیم، نبودید، رفتیم» که قرار است بازخوانی داستان پینوکیو باشد، نوعی بازتولید نمایشی از متنی است که همه با داستان و روابط آن آشناییم.
اما این اثر بازخوانی شده، اثری مستقل و تازه است که به باز تعریف و نتیجه تازهای رسیده که گر چه قابل خوانش و فهم است و از ذهنیت و جهان فکری بازخوان بیرون میآید، اما آنچه در بدنه اجرای حداد از بازخوانی چرمشیر دیده میشود، نه شخصیتهای پرداختهشدهای دارد و نه روابطی عینیت یافتهای بین آدمها.
نگاهی به آثار نمایشی که پلاتی مغناطیسی دارند و مانند «آمدیم، نبودید، رفتیم» از مجموعهای صحنه تشکیل میشوند، نشان میدهد که شخصیت و آنچه درون او میگذرد هیچگاه قابل حذف نیست. کارگردان این اثر قصد دارد تا در ابتدا تصویر موردنظر ما از پینوکیو را دگرگون کند، اما در جهت چگونگی برآورده کردن این تغییر اقدامی نمیکند و تنها به ارائه مجموعهای از صحنهها که با بیمارگونگی و گروتسک همراه است، بسنده میکند.
آدمهای دیگر (بهجز گربه نره و روباه مکار که تیپهای خوبی از کار درآمدهاند) در حد تیپهایی بیپایه و سطحی دیده میشوند و عموما بیارتباط با روایت یا مبهم و شکل نایافتهاند. آدمهای مبهم، غیرشفاف، بیتأثیر و قابل حذف در اجرا بسیار زیادند و همین موضوع نمایش را سردرگم کرده است. اجرای حداد به سیاق تئاترهای تجربی این روزها نهتنها از کمک به رفع این ابهام متن عاجز است، بلکه در بعضی موارد آن را تشدید هم میکند.
در اکثر موارد، جایگاه شخصیتهای داستان معروف پینوکیو به هم ریخته شده است، اما بهدنبال آن چنان نامرتبط چیده شدهاند که تشخیص ارتباط آدمها در خیلی از موارد سخت است.
دیالوگ روی صحنه کمترین رویارویی و تقابل را ایجاد میکند و از سوی دیگر موجب انگیزش حس خاصی نمیشود. شروع نمایش حداد شروع جذابی است؛ چرا که از بهترین و انرژی بخشترین بخش تئاترش یعنی بخش مربوط به گروه حرکات فیزیکال شروع میشود.
تکنولوژی پرقدرت، موزیک زنده و طراحی و اجرای حرکت خوب، عوامل اصلی پیگیری نمایش از سوی مخاطب است. ولخرجیها و دوری کردن از ایجاز از یکسو و نبودن وجود فرمی محدودکننده و بهجای آن انبوهی از ایده پراکنیهای نامربوط از سوی دیگر، نتیجه کار حداد را از هم پاشیده است.
سبک این نمایش با چند پاره بودن و استفاده از چیزی شبیه خرده روایت مواجه است و البته، تجربهای نسبتا تازه در هنر اجرا محسوب میشود که از ترکیب چند عنصر به وجود آمده و نوعی کلاژ بصری را میسازد. در این میان کلمات و موتیفهای سرگردان متن چرمشیر هم به همه این المانهای گاه و بیگاه اضافه شده است.
از سوی دیگر نوع اجرا و متن این نمایش به صورتی است که بازیگرانش، چارهای جز تکرار کلیشههای خود ندارند. نگاهی به بازی برزو ارجمند، سیامک انصاری، مهناز افشار (در اولین تجربه تئاتریاش) حتی رضا بهبودی و شبنم فرشادجو هم موید این ادعاست اما در مقابل، بازیگرانی که اجراکننده یک تیپ مشخص بودهاند، موفق شدهاند که تیپهای خود را با بداعت و تجربهای تازه ارائه دهند.
به همین دلیل از بازیها آنچه در ذهن میماند و قابل اشاره است، بازی ستاره پسیانی و بابک حمیدیان در نقش روباه مکار و گربه نره، پانتهآ پناهیها در نقش دزد دریایی و خسرو پسیانی در اجرای پینوکیوست که توانستهاند با اجرای خلاقانه تیپهای خود، لحظاتی جذاب را در نمایش ایجاد کنند.
گفتنیها زیاد است و این نمایش شلوغ و پر رفت و آمد را از منظرهای گوناگونی میتوان نقد و بررسی کرد، اما میتوان مدعی شد که «آمدیم نبودید رفتیم» میتوانست بهجای مجموعهای از ایدههای پراکنده، نامرتبط و بیروح تبدیل به چند نمایش قابل تامل شود.
حمید سلیمیان / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: