در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
خیابانهای شلوغ، صدای بوق (که البته تبدیل به جاذبه توریستی هند شده) حمل و نقل عمومی ابتدایی شامل موتورهای سه چرخه (تُک تُک) و سه چرخهها (ریکشا) به علاوه دستفروشان سمج و گدایان بیشمار؛ این تصویر غالب هند است البته تصویر ظاهری. در ظاهر همهچیز پرهیاهو است، پرصدا و شلوغ با سمفونی بوقهای گوناگون.
در هند بدنه کمتر ماشینی را میتوان یافت که به طعنه یا تشویق نوشتهای حاوی کلمه HORN نداشته باشد. منطق پرهیاهوی بوق جایگزینی تثبیت شده برای چراغزدن، راهنما زدن، توقف کردن و باقی امور رانندگی است. اما حیرتا که در این خیابانهای شلوغ نشانی از عصبانیت، خشم و دشنام نمیتوان یافت. منطقی و عقلانی این بود که در فاصله این چند روز و در این خیابانهای وحشی دعوایی میدیدم لااقل ردی از خشم یا ادایی از عصبانیت؛ مثلا دستی که به نشانه «چه خبرته؟» کسی را نشانه برود. ما که ندیدیم. در این ظاهر پر هیاهو و شلوغ اما آرامش عجیبی وجود دارد. هند درون آرامی دارد، کم هیجان است و عصبانی نیست. شاید این راز ثبات سرزمینی باشد با جمعیتی 25 برابر ایران و با تنوعی هزاران برابر. شاید این راز سرزمینی باشد که حتی عصیان تاریخ سازش با آرامش همراه بوده.
میثم خیرخواه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: