کتاب کوچولو

مادر بزرگ

کد خبر: ۴۶۷۷۴۵

روی پاهایش

دستی می‌کشد

بر سرو رویم

من مثل گل‌ها

او را می‌بویم

قصه می‌گوید

از دیو و پری

می‌زنم با او

هر کجا سری

خوابم می‌برد

با قصه‌هایش

یک رختخواب است

روی پاهایش

من هم می‌خواهم

مثل او باشم

مادر بزرگی

قصه‌گو باشم

لالایی

لالالا کلاغه پرکشیده

پریده تا دم لونه‌ش رسیده

توی لونه‌ش یه دونه جوجه داره

نی‌نی کوچولوی دردونه داره

کلاغه می‌خونه لالالالایی

بابای جوجه‌ام، الان کجایی؟

بیا جوجه کلاغت را نگا کن

بیا و قار و قار و قار صدا کن

لالالالا کبوتر بغ بغو کرد

پیشی شیطون بلا میومیو کرد

کبوتر توی لونه‌ش جوجه داره

واسه جوجه‌ش کمی دونه میاره

دهان جوجه کفتر بازِبازه

کبوتر توی اون دونه میذاره

لالالالا الاغه بار می‌برد

شتر توی بیابون خار می‌خورد

الاغه خسته شد عرعر صدا کرد

شتر ایستاد و او را هی نگا کرد

لالالالالالالالالالایی

عزیزمن الهی خوب بخوابی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها