در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
بعضیها هنرمند مردمی را مترادف میدانند با لوسبازیها و شوخیهایی که این روزها بعضی از هنرمندان (که باید در هنرمند بودنشان هم شک کرد) از خود بروز میدهند.
بعضی دیگر خیال میکنند اگر هنرمندی همیشه در میان مردم باشد و مثلا برای خوردن ناهار و شام به قهوهخانه سنتی برود و دیزی بخورد هنرمند مردمی است.
عدهای دیگر هم با مترادف دانستن هنر مردمی و هنر پاپیولار غربی گمان میکنند هنرمند مردمی، هنرمندی است که با شکل و شمایل و ادا و اطوارهایی که بیشتر مخصوص غربیهاست، بتواند جوانها و نوجوانها را جذب خودش کند.
گمانها و تعابیر دیگری هم که از این واژه وجود دارد کم نیست؛ اما در واقع هنرمند مردمی، هنرمندی است که وقتی اثری را خلق میکند ماحصل فکر و اندیشه و ذوقش میان مردم بچرخد. اگر قطعهای موسیقی خلق کرده مردم زمزمهاش کنند، اگر تابلوی نقاشی را کشیده، اثرش روی دیوار خانهها جا خوش کند. اگر شعری گفته، شعرش را پیر و جوان از بر باشند.
اگر داستانی نوشته، مردم با شخصیتهای داستان او گریه کنند و بخندند و در نهایت این که، خالق اثری باشد که مردم آن را با آغوش باز پذیرا شوند.
نمونههای این آثار هم کم نیستند. شعر انار مصطفی رحماندوست را یادتان هست؟ قطعه «مرغ سحر» مرتضی نیداوود را چطور؟
نام «خسی در میقات» را لابد شنیدهاید. بینوایان و ماجرای ژان والژان را که یادتان هست.
کم نیستند موضوعات و آثاری از این دست که دیده و شنیدهایم و با تمام وجود دوست داریم بچههایمان و نوههایمان هم آنها را بشنوند و ببینند.
یعنی صاحبان این آثار کاری کردهاند که ماحصل فکر و ذوق و هنرشان میان مردم جا باز کند و هیچوقت به فراموشی سپرده نشود.
طبیعتا صاحب این اثر را میشود هنرمندی مردمی نامید؛ هنرمندی که برای مردم مینویسد، میسراید، نقش میزند.
کیوان امجدیان / دبیر گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: