در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ما کوچکیم و بزرگترها تر و خشکمان میکنند. وقتی راه رفتن و حرف زدن را به ما میآموزند، همزمان به ما میآموزند که معنای احترام گذاشتن چیست. میآموزند که قدر بزرگترها را باید بدانیم.
آنها هرچه در توان دارند برای محترم بار آمدن ما به کار میگیرند. بزرگترها برای ما سعی میکنند که سنگتمام بگذارند. اما امان از زمانی که نتوانند. امان از وقتی که احساس کنند نتوانستهاند نسل بعد از خود را درست و حسابی بار آورند.
آن وقت است که در خود فرو میروند. آن وقت است که در خود میشکنند. شاید تنها به این جمله و جملههایی از این دست اکتفا کنند که: یادش بخیر. ما جلوی پدر و مادر پامون رو دراز نمیکردیم.
گاهی احساس میکنیم و احساس میکنند که نسلهای جوان مفاهیم نسلهای قدیمی را درک نمیکنند. وقتی حس کنی که حرفی برای گفتن نداری و حاصل عمرت را نمیتوانی با حرفهای به دردبخور همراه کنی از درون میشکنی.
وقتی خودت پایت را جلوی بزرگتر دراز نمیکردی و حالا حتی حرفت را نمیخوانند و داخل مترو و اتوبوس باید تا خود مقصد سرپا بایستی و جوانترها روی صندلی خود را به خواب زدهاند دلت میگیرد.
یاد چند سال قبل میافتی که چرتکه برداشته بودیم و نسلها را میشمردیم: نسل اول. نسل دوم. نسل سوم. نسل چهارم.... حالا دیگر خبری از شمارش نسلها نیست. حالا معلوم نیست نسل چندمیم.
کاش گذر نسلها به گسست نسلها منتهی نشود. کاش بدانیم که نسلهای ما محترمند و بزرگترها را میتوان هنوز هم احترام گذاشت. کار سختی نیست. هنوز هم میشود جلوی بزرگتر پایی دراز نکرد.
میشود متانت و ادب و بزرگواری را هنوز هم از بزرگترها یاد گرفت. یادمان باشد هر چقدر که خانه سالمندان ما زیادتر شود، نشانه پیشرفت ما نیست. نشانه دور شدن ما از خیلی از خصلتهای خوب ماست.
صولت فروتن /جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: