پل کرخه، نماد هفت روز ایثار و مقاومت

به پل کرخه که نگاه می کنی، گویی آتش عشق رزمندگان ایرانی به این مرز و بوم، همچنان در پایه های سوخته این پل قابل رویت است. وقتی به یاد می آوری که روزگاری در جوار رود خروشان کرخه، صدها شهید گلگون کفن برای حفظ موقعیت حساس این پل، با دست خالی به میدان نبرد شتافته اند و نگذاشته اند که پای هیچ متجاوز عراقی به پل برسد، دلت به این همه بزرگی و رشادت، حسودی اش می شود.
کد خبر: ۴۶۶۹۳۰

روزگاری رودخانه کرخه از چنان اهمیت استراتژیکی برخوردار بوده که ارتش بعث عراق در سال 1359 با تمام توان نظامی خود، برای فتح پل کرخه (پل نادری) لشکرکشی کرده بود.

اگر ارتش عراق می توانست لشکر 10 زرهی خود را از روی پل کرخه عبور دهد، در نتیجه به راحتی می توانست در مراحل بعدی پیشروی، دزفول، اندیمشک و اهواز را هم به تصرف خود دربیاورد.

لشکر 10 زرهی عراق، یکی از لشکر های مجهز و نیروی پیشران بعثی ها بود که بیش از 300 تانک پیشرفته داشت.

اوایل جنگ بود و همچنان هسته های مقاومت مردمی نیز برای دفاع از کیان کشور، شکل نگرفته بود.

سرهنگ امرالله شهبازی، فرمانده تیپ دوم زرهی ارتش جمهوری اسلامی، مستقر در دزفول موظف می شود که با تجهیزات نظامی اندک خود در برابر لشکر تا دندان مسلح نیروهای عراقی بایستد.

سرهنگ شهبازی می داند که اشغال دزفول و اهواز در برهه ای که ایران به شدت به درآمدهای نفتی برای ادامه جنگ نیاز داشت، یک ضربه مهلک و غیر قابل جبران به حساب می آید.

حال دو راه بیشتر باقی نمانده بود؛ راه حل اول این بود که سربازان قرارگاه دزفول، منتظر ارسال سلاح و سربازان کمکی از مرکز ایران می ماندند.

 در واقع با گزینش این راه حل، سربازان ایرانی به این جنگ نابرابر وارد نمی شدند اما در آن صورت امکان داشت تا رسیدن نیروهای کمکی، ارتش عراق حتی به خاک اهواز هم برسد.

اما راه حل دوم این بود که سربازان ایرانی با همان اندک مهمات و تجهیزات تیپ خود، در مقابل یک لشکر زرهی بسیار قدرتمند دشمن ایستادگی کنند.

در نهایت، سرهنگ شهبازی به همراه سربازان دلاورش، راه حل دوم را که با ایثار و شهادت آمیخته بود برمی گزینند.

هفت شبانه روز آتش توپخانه های سنگین ارتش عراق بر سر نیروهای ایرانی حاضر در کنار رود کرخه  ریخته می شود اما شیرمردان ایرانی، خم به ابرو نمی آورند و تا آخرین نفس از پل نادری دفاع می کنند.

نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی با مقاومت هفت روزه خود در جوار پل کرخه، شهدای زیادی تقدیم کرد.

مقاومت جانانه سربازان ایرانی موجب شد که ارتش عراق نتواند لشکر 10 زرهی خود را از روی پل کرخه عبور دهد و در این فاصله هفت روزه نیز نیروهای پشتیبان ایرانی از راه رسیدند و درنهایت پل کرخه،‌ سوخته اما همچنان در دست رزمندگان ایرانی باقی ماند.

امیر سعید پورداراب،‌ فرمانده تیپ 3 لشکر 21 حمزه در دوران دفاع مقدس در خصوص اهمیت دفاع از این پل استراتژیک، عنوان کرد:

"پل کرخه، 30 تن وزن داشت و به همین خاطر تانک عراقی نمی توانست از آن عبور کند. ارتش عراق برای عبور دادن تانک های خود مجبور بود یا پلی جدید بر روی رودخانه کرخه احداث کند و یا این که گودال بزند. به دلیل خروشان بودن رود کرخه در آن زمان و دفاع غیرتمندانه سربازان ایرانی، در نهایت هیچ کدام از این دو راه حل برای بعثی ها میسر نشد و ارتش عراق مجبور شد در شرق رودخانه کرخه باقی بماند."

 "کرخه، رودخانه ای خروشان و وحشی بود. سربازان ایرانی با کنترل این رودخانه و در دست داشتن ارتفاعات "خرولی" و "اسکندر خندان" در نهایت موجب شدند که دشمن عراقی به اجبار  عقب بایستد و از پل دور باشد."

در آن برهه از جنگ، مناطق "عین خوش" و "دشت عباس" در خوزستان در تصرف نیروهای عراقی بود و آنان امیدوار بودند که با عبور نیروهای خود از غرب پل کرخه، خوزستان را از ایران جدا کنند؛ اتفاقی که با "حماسه پل نادری" تا ابد برای عراقی ها در حد یک رویا باقی ماند.

هم اکنون نیز با وجود احداث سد کرخه و پلی شکیل در جوار این رودخانه، باز هم حال و هوای جنگ از این منطقه رخت برنبسته است.

سنگرهای قدیمی، پوکه ی فشنگ ها و از همه مهم تر، پلی ویران و سرخ که گویی سر تا پایش در آتش عشق سوخته است، همچنان از حماسه های بچه های جنگ روایت می کند.

حماسه هایی که اگر در طی هشت سال دفاع مقدس خلق نمی شد، شاید هم اکنون عزت و آزادگی ایران و حیات و ممات ما هم در هاله ای از ابهام به سر می برد.

امین جلالوند – گزارش نویس جام جم آنلاین

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها