در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
یکی دو روز از سال جدید گذشته بود و تعطیلات شروع شده بود که یک شب از صداهایی که از داخل مغازه میآمد بیدار شده و بعد از جستجو متوجه شدیم که بله سارقان به مغازه آمده و مشغول دستبرد هستند. بخاطر این که منزل ما طبقه بالای مغازه است سریع خود را به پایین رسانده و دیدیم که بله 2 نفر سارق مشغول بار کردن وسایل داخل مغازه در گونی هستند. از در پشتی مغازه وارد شده و با آنها درگیر شدیم. یکی از سارقان با کارد به برادرم که از من کوچکتر است حمله کرد و او را مورد اصابت چاقو قرار داد. سارق بعدی که با من درگیر بود با ضربه من نتوانست فرار کند. یکی دیگر از سارقان ، بیرون از مغازه در اتومبیل منتظر آنها بود که وقتی دید همکارانش در حال درگیری هستند به اتفاق سارقی که برادرم را مورد ضربه قرار داده بود از صحنه گریختند.
بعد از فرار آنها و سروصدای زیادی که ایجاد شده بود همسایه ها نیز بیدار شده و بلافاصله با پلیس تماس گرفتند و آنها نیز خود را به مغازه ما رساندند. سارق دستگیر شده را تحویل گرفتند و بعد از صورتجلسه و تحقیق به ما گفتند که سارق دستگیر شده آشنا نیست؟ ما سارقان را نمیشناختیم اما مامور تحقیق به ما گفت بخاطر این که سارقان راحت توانستند آژیر مغازه را از کار انداخته و وارد مغازه شوند احتمالا کسی آنها را راهنمایی کرده یا به آنها اطلاع داده که شما قصد مسافرت دارید و در این شب کسی نیست که مانع آنها شود.
برادرم بخاطر جراحتی که داشت به بیمارستان منتقل شد و ماموران بعد از پایان تحقیقات از آنجا رفتند. بعد از چند روز یکی از دوستان ما که از کرج میآید و از مغازه ما خرید میکند برای عیادت از برادرم به خانه ما آمد و هنگام گفتوگو داشت سیگار میکشید که دیدم فندکی که با آن سیگارش را روشن کرد آشناست و در مغازه تنها یک عدد از آن را داشتیم که مشتری زیادی داشت اما بخاطر شکل دکوری آن از فروشش خودداری میکردیم. تصمیم گرفتم موضوع را با مامور پرونده در میان بگذارم. پس از اطلاع دادن این موضوع به پلیس، چند روز بعد، از کلانتری تماس گرفتند و اعلام کردند 2 نفر سارق فراری در کرج دستگیر شدند و اعتراف کردند که توسط همان دوست ما مورد اغفال قرار گرفته و دست به سرقت زدهاند.
خلاصه همه چیز روشن شد و پرونده سرقت از مغازه تکمیل شد. اما عید را ما مشغول سروسامان دادن به ضربهای که سارقان به ما زدند، بودیم. امیدوارم چنین وضعی برای کسی رخ ندهد.
با تشکر ـ کریم رستمپور/ تهران
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: