اگر ریحان زن 17 ساله کشته نمیشد، شاید هرگز موضوع رابطه امیرحسین با مادرهمسرش مشخص نمیشد و پدر ریحان متوجه نمیشد در زندگی شخصیاش چه میگذرد.
با اینکه امیرحسین بعد از یک سال فرار از دست پلیس بازداشت شد و اعتراف کرد که همسرش را کشته و جزئیات این قتل را توضیح داد، اما در جلسه محاکمهاش منکر همه چیز شد.
با این حال نماینده دادستان تهران که در شعبه 74 دادگاه کیفریاستان تهران حاضرشده است، میگوید: دلایل محکمی وجود دارد که نشان میدهد امیرحسین همسرش را به قتل رسانده است. او میگوید: 2سال قبل وقتی ماموران با تلفن همسایهها در جریان مرگ زنی نوجوان به نام ریحان قرار گرفتند به محل رفتند و تحقیقات خود را در این خصوص آغاز کردند.
آنها متوجه شدند این زن نوجوان به دست شوهرش به قتل رسیده است. جسد که به پزشکی قانونی انتقال یافت و پلیس همسایهها را مورد بازجویی قرار داد، یکی از آنها گفت لحظاتی قبل از مرگ، ریحان به او گفته که شوهرش اینکار را کرده است. تحقیقات ادامه یافت و ماموران خانواده ریحان را شناسایی کردند. پدر این دختر به پلیس گفت لحظاتی بعد از مرگ ریحان، دامادش با او تماس گرفته و گفته است ریحان را با چاقو زده است.
از آنجا که امیرحسین شوهر ریحان هم متواری شده بود و به خانهاش بازنگشته بود، بنابراین در جایگاه مظنون شماره یک برای ماموران قرار گرفت.
این همه یافتههای پلیس نیست، به دستور بازپرس خانواده امیرحسین مورد تحقیق قرار گرفتند. آنها در بازجوییها گفتند که امیرحسین در مورد قتل ریحان با آنها صحبت کرده است. پسرنوجوان امیرحسین که از همسر اولش است گفت که در تماس تلفنی که پدرش با مادرش داشته با او مشاجره کرده و گفته است که ریحان را کشته و میتواند او را هم بکشد.
بعد از یک سال تحقیق بالاخره امیرحسین در یکی از شهرستانهای غرب کشور شناسایی و بازداشت شد.
ذبیحزاده میگوید: وقتی امیرحسین بازداشت شد، همه جزئیات را شرح داد و آن زمان بود که مشخص شد این قتل به خاطر رابطه امیرحسین با مادرزنش بوده وزمانی که ریحان متوجه این موضوع میشود، زندگی آنها دچار تنش شده و در نهایت هم به قتل ریحان میانجامد.
امیرحسین جزییات قتل را توضیح داد و صحنه قتل را هم بازسازی کرد. آنچه این مرد در مورد قتل گفت دقیقا منطبق با واقعیت است. ضمن اینکه مدارک دیگری که توضیح مختصری در مورد آن داده شد هم در پرونده منعکس است. بنابراین انکارهای متهم به نظر بیفایده میرسد.
بیگناهم
تاکید نماینده دادستان تهران برگناهکار بودن متهم در حالی است که امیرحسین اصرار زیادی دارد که قتل کار او نبوده و آنچه در موردش میگویند، اشتباه است. او میگوید همسرش با مردان زیادی رابطه داشته و یکی از دلایلی که باعث شده تا آنها از هم جدا شوند همین موضوع است و شاید یکی از این مردان او را به قتل رسانده است.او به سوالات ما در مورد جزییات این پرونده پاسخ میدهد:
چطور با همسرت آشنا شدی؟
قبل از اینکه ریحان را ببینم. با مادرش آشنا شدم. در آن زمان زنی فیلیپینی را به خانه آورده بودم و داشتم از او مراقبت میکردم. وقتی با مادر ریحان آشنا شدم گفتم که میخواهم با زنی ایرانی ازدواج کنم. او هم دخترش را به من معرفی کرد.
توکه با زنی فیلیپینی بودی چرا سراغ ریحان رفتی؟
من نمیتوانستم آن زن خارجی را همیشه پیش خودم نگهدارم و با او ازدواج کنم.
پس چرا او را آورده بودی؟
به خاطر ثوابش اینکار را کردم. او زن بیچارهای بود و تنهایی آزارش میداد و نمیتوانست خودش را اداره کند.
وقتی با ریحان ازدواج کردی چند ساله بود؟
آن زمان 14 سالش بود. فکر نمیکردم زندگیکردن با او اینقدر سخت باشد.
تو تقریبا 18 سال با همسرت فاصله سنی داشتی. فکر نکردی این فاصله سنی میتواند مشکلساز شود؟
من اصلا فکر نمیکردم او چیزی از زندگی مشترک نداند. وقتی وارد زندگی با او شدم تازه متوجه شدم که چه اتفاقی افتادهاست.ما نمیتوانستیم با هم زندگی کنیم.
قبل از ریحان هم مجرد بودی؟
قبلا زن داشتم اما با او هم کنار نیامدم و جداشدیم.از او یک پسردارم.
چرا وقتی متوجه شدی ریحان نمیتواند با تو زندگی کند چنین کاری کردی؟
در آن زمان فکر میکردم میتوانم او را درست کنم و به خودم قول دادم اینکار را بکنم. ضمن اینکه ما بچه داشتیم و من اصلا نمیخواستم تجربهای که قبلا داشتم دوباره تکرار شود و بچه بیمادر دیگری را نگهداری کنم.
موضوع رابطهات با مادرزنت چیست؟
من هیچ رابطهای با او نداشتم. او فقط مادرزنم بود.
اما او اعتراف کرده که چندبار با تو رابطه داشته و تایید کرده که رابطه شما از حد داماد و مادرزنی فراتر بوده است.
من این حرفها را قبول ندارم. او دروغ میگوید.
چرا باید چنین دروغی بگوید و باعث شود که هم خودش مجازات شود و هم زندگی خانوادگیاش به خطر بیفتد؟
نمیدانم چرا این اتفاق افتادهاست. اما من هیچ رابطهای با او ندارم.
خب در مورد قتل همسرت بگو چرا او را کشتی؟
من او را نکشتم.
اما مدارک نشان میدهد تو قاتلی.
نه این مدارک ساختگی است.
ریحان قبل از مرگش به یکی از همسایهها گفته که تو با او اینکار را کرد.
دروغ گفته. او میخواسته من را محکوم کند. ریحان من را عامل همه چیز میدانست.
چرا ریحان از تو کینه داشت؟
او چندبار از خانه فرار کرده بود و من او را به زور به خانه برگرداندم. به بهزیستی میرفت و خودش را بیکس معرفی میکرد.چندبار به او گفتم اینکار را نکن، اما هربار تکرار میکرد. از من متنفر بود. این حرفها که من با مادرزنم رابطه دارم را هم او از خودش درآورد.
در مورد گفتههای فرزندت چه میگویی. او گفته که تو مادرش را تهدید کردی؟
من اینکار را نکردم. همسراولم برای اینکه از من انتقام بگیرد این حرف را به پسرم یاد
داده است.
آنطور که در پرونده آمده است تو بعد از قتل با خانواده زنت تماس گرفتی و گفتی که ریحان را کشتی.
من قبول دارم که تماس گرفتم اما در مورد قتل حرفی نزدم. در مورد ریحان صحبت کردم.
اگر واقعا زنت را نکشتی چرا فرار کردی؟
من فرار نکرده بودم، پلیس نتوانسته بود خانه من را شناسایی کند. به همین خاطر هم فکر کرده بود من فرار کردم. در حالی که سالها بود در شهرستان زندگی میکردم.
قبول داری روز حادثه به خانه همسرت رفته بودی؟
بله. من رفتم و بچه را هم بردم که با ریحان دیدار کند.
توضیح بده چه شد؟
آن روز ریحان با من تماس گرفت و گفت که میخواهد بچه را ببیند. من هم بچه را با خودم آوردم و به او سپردم. بعد از چند ساعت تماس گرفت و گفت که حوصله بچه را ندارد. من هم رفتم و بچه را گرفتم.بعد با مادر ریحان تماس گرفتم و موضوع را گفتم. اما دست به قتل او نزدم.
چرا دیگر سراغی از همسرت نگرفتی؟
فکر میکردم با خانوادهاش است. من تصمیم گرفته بودم او را در زندگیام کنار بگذارم و اینکار را کرده بودم. دلیلی نداشت که دوباره سراغش بروم.
چرا اعتراف کردی که زنت را کشتی؟
اشتباه کردم. باید مقاومت میکردم و مدارک ماموران را رد میکردم. این اشتباه بزرگی بود که من کردم.
فکر میکنی بتوانی بیگناهیات را ثابت کنی؟
نمیدانم اما تلاشم را میکنم. البته این اشتباه خودم بود. من نباید اینکار را میکردم ازدواج من و ریحان اصلا درست نبود.
قصاصشکنید
مادر ریحان میگوید برای قاتل دخترش درخواست قصاص کرده و هرگز کوتاه نمیآید. او میگوید: دامادم مرد بدی بود. او اول به من ابراز علاقه کرد اما بعد که فهمید شوهر دارم از من خواست زنی را به او معرفی کنم. من فکر میکردم آدم خوبی است و دخترم را معرفی کردم. وقتی دخترم بچهدار شد، دیگر او را رها کرد. دامادم آدم هیزی بود. او میخواست با من رابطه داشته باشد اما من هیچوقت قبول نکردم. برای اینکه زندگی دخترم به هم نخورد چیزی نمیگفتم.
او میگوید: من با دامادم رابطهای نداشتم. از او گذشت نمیکنم و درخواست قصاص دارم چون او دخترم را کشت و زندگی خودم را نابود کرد. من هرگز آن روزی که تماس گرفت و گفت که دخترم را کشته است فراموش نمیکنم. او میخواست از من انتقام بگیرد.
علیرضا رحیمینژاد
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم