در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اولین متهم که شناسایی شد، در پی آن دیگر متهمان هم شناسایی و بازداشت شدند. در نهایت معلوم شد کسانی که حامد، مرد جوان را به کام مرگ کشاندند 2 مرد بودند. با بازداشت این دو مرد و شناسایی و بازداشت2زنی که مقتول با آنها رابطه داشته است، پرونده به دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. متهمان که همگی برای محاکمه در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران حاضر شده بودند، وقتی به جایگاه رفتند اعترافات قبلی خود را پس گرفتند. اما نتیجه دادگاه نشان میدهد قضات محاکمهکننده این انکار را نپذیرفتند. نیما متهم ردیف اول این پرونده و برادر یکی از این دو زنی که با حامد رابطه داشته است در گفتوگویی با ما جزئیات دستگیری و رابطه حامد با خواهرش را توضیح میدهد. هرچند مدعیاست که اصلا در جریان قتل مرد جوان نبوده و اعترافاتش دروغین است.
2 سال است که در زندان هستی و اتهامت قتل است. چرا و چطور اینکار را کردی؟
من را بیجهت بازداشت کردند. درست است که مقتول با خواهرم رابطه داشت و فامیل ما هم بود اما من در قتل او نقشی نداشتم. قاتل کس دیگری است و این موضوع به من ربطی ندارد.
اگر تو مرتکب قتل نشدی چرا اعتراف کردی؟
در شرایط خوبی نبودم، مجبور شدم اعتراف کنم. دیگر نمیتوانستم فشارهایی که بر من وارد میشد، تحمل کنم.
دلایلی در پرونده وجود داشت که باعث شد تو بازداشت شوی و بعد از بازداشت هم اعتراف کردی. حالا چرا انکار میکنی؟
دلیلی که پلیس داشت این بود که مقتول با خواهر من رابطه داشته. من این موضوع را نمیدانستم، بعد از قتل متوجه شدم، این نمیتواند دلیل قانعکنندهای باشد.
پلیس در گوشی تلفن همراه مقتول صدای ضبط شدهای را پیدا کرده که نشان میدهد مقتول از سوی 2 نفر تهدید به مرگ شده است. مگر این صدا متعلق به تو نبوده است؟
صدای ضبط شده که مدرک نیست، من اینکار را نکردم.اگر کسی حامد را تهدید کرده ربطی به من ندارد.پلیس متوجه شد کسی که حامد را به قتل رسانده یک ماشین پژو 206 داشته و تو هم همین ماشین با مشخصاتی که پلیس به دست آوردهاست را داری.بله من یک پژو داشتم اما این هم دلیل محکمی برای قتل نیست و موضوع به من ربطی ندارد.
تو میدانستی که مقتول با خواهرت رابطه دارد؟
خواهرم از شوهرش جدا شده بود. من فکر میکردم خواهرم تنها زندگی میکند اما بعد از مدتی متوجه شدم که با مردی رابطه دارد. البته نمیدانستم آن مرد کیست. بعد از اینکه حامد کشته شد متوجه شدم مقتول با خواهرم رابطه داشته است.
تو با حامد رابطه فامیلی داشتی؟
بله. او فامیل من بود و باید به این فامیلی احترام میگذاشت و نباید اینکار را میکرد. خواهرم زن مطلقهای بود و خودش برای خودش تصمیم میگرفت اما حامد وارد زندگی او شد و به خواهرم تجاوز کرد.
پس تو میدانستی که او با خواهرت رابطه داشته؟
نه نمیدانستم، بعد از قتل متوجه شدم. با این حال از کاری که کردهبود ناراحت شدم. او کار بدی کرده بود.
تو اعتراف کردی که با همدستت حامد را غافلگیر کردید و بعد با او درگیر شدید، چند متری او را کشیدید، بعد او را با ضربات چاقو به قتل رساندی. اما حالا آن را انکار میکنی در حالی که وقتی پلیس بالای سرجسد حاضر شد متوجه شده بود که مقتول درگیری داشته و این درگیری چند متری ادامه داشته و باعث شده تا مقتول روی زمین کشیده شود. حتی متوجه شده بود که مقتول با
2 نفر درگیری داشته است. در مورد این یافتههای پلیس چه میگویی؟
نمیدانم چه توضیحی بدهم، فقط تاکید میکنم که من این قتل را مرتکب نشدم و اصلا هم به من ربطی ندارد که حامد کشته شده. ضمن اینکه اعترافاتی که من داشتم به خاطر گفتههای ماموران بود. آنها از من میخواستند اعترافاتی بکنم که با واقعیت منطبق باشد.
در مورد گفتههای دیگر متهمان چه میگویی؟ مثلا سعید همدستت که متهم است با تو در این قتل شریک بوده. در اعترافاتش گفته که تو از او خواستی این قتل را مرتکب شود.
بله درست است. او اعتراف کرد، اما نمیدانم چرا اینکار را کرد. من اصلا با او حرف نزده بودم و حتی نمیدانست که خواهرم با حامد رابطه داشته است. نمیدانم چرا چنین اعترافی کرد.
همدستت اعتراف کرده که تو گفتهای موضوع ناموسیاست و از او کمک خواستی، او هم قبول کرده که کمک کند. حتی گفته که تو در مورد رابطه حامد و خواهرت با او صحبت کردی، آیا این حرفها را هم انکار میکنی؟
بله انکار میکنم چون اینکارها را نکردم. البته باید یک چیز را بگویم. به نظرم سعید هم تحت فشار اعتراف کردهاست.چون اتفاقاتی که او تعریف کرده اصلا بین ما نیفتاده است.
خواهرت هم در مورد این رابطه صحبت کرده و گفتهاست که وقتی تو متوجه شدی تصمیم گرفتی انتقامگیری کنی، درست است؟
بله. اما خواهرم هم دروغ گفته است.
اما پرینتهای تلفن خواهرت نشان میدهد که او با حامد رابطه داشته و آنها بارها با هم صحبت کردهاند.
اینکه آنها رابطه داشتهاند به من ربطی ندارد و دلیلی برای اثبات گناهکار بودن من نیست که دادگاه به آن تاکید دارد.
حامد فامیل تو بود و از آنجا که فامیل نزدیک هم بودید بنابراین تو او را میشناختی. چرا در مورد حامد باخواهرت صحبت نکردی؟
خواهرم در مورد رابطهاش با من صحبت کردهبود اما من نمیدانستم آن شخص حامد است. اگر میدانستم حتما با حامد صحبت میکردم و از او میخواستم که اینکار را نکند. برخورد تندی هم با او میکردم اما واقعیت این است که در اینباره چیزی نمیدانستم.
پس چرا شاهدان گزارش دادهاند شخصی که حامد را برد پژو داشت و بعد مشخصات ماشین تو و حتی ظاهر تو را دادند؟
اینها همه شباهت است و به من ربطی ندارد. من اعترافاتم را پس گرفتم، چون واقعی نبود. اگر بود که نمیتوانستم انکار کنم. نمیدانم چرا گرفتار این پرونده شدم. شاید به خاطر رابطه خواهرم و حامد باشد. اما به هر حال من قاتل نیستم.
خانواده تو با خانواده حامد فامیل هستند. آیا میتوانی رضایت بگیری؟
من مرتکب قتل نشدم. میخواهم بیگناهیام ثابت شود.
ظاهرا مدارکی که در پرونده از سوی دادستانی ارائه شده آنقدر قوی است که دفاعیات تو نتوانسته کارساز باشد. اگر رای
بر قصاص صادر شود بازهم تاکید میکنی که باید بیگناهیات ثابت شود؟
من هرکاری برای اینکه نجات پیدا کنم انجام میدهم. اما اول سعی میکنم ثابت کنم که بیگناهم، اگر نتوانستم به رضایت از اولیایدم فکر میکنم. اما امیدوارم که بتوانم ثابت کنم بیگناه هستم و این پرونده ربطی به من نداشته است.
فکر میکنی متهمان دیگر هم اینکار را بکنند؟
نمیدانم، آنها به من ربطی ندارند. البته خواهرم با حامد رابطه داشته و پرینت تلفنش این را نشان میدهد باید مجازاتش را تحمل کند. اگر او اینکار را نمیکرد حالا ما گرفتار نشده بودیم. البته در مورد او هم دادگاه باید تصمیم بگیرد. اما من تاپایان تلاش میکنم که بیگناهیام را ثابت کنم.
در این مدت در زندان چه کارهایی کردی؟
زندانی شدن خیلی سخت است. آدم خیلی عذاب میکشد و من هم سعی کردم که در این سالها آرام باشم و به خدا توکل کنم. سعی میکنم تمرکز کنم. بیشتر با وکیلم حرف میزنم تا راهی پیدا کنیم و بتوانیم بیگناهی من را ثابت کنیم.با خانوادهام هم در تماس هستم. آنها دارند سعی میکنند رضایت بگیرند. به هر حال ما فامیل هستیم و رابطه فامیلی میتواند کمک کند. امیدوارم هرچه زودتر این کابوس تمام شود. چون بشدت تحت فشار هستم. 2 سال است که پیش خانوادهام نبودم. زندگیام دگرگون شده و هرچه داشتم از دست دادم. این لیاقت من نیست که اینطور عذاب بکشم و زندگیام نابود شود. با این حال سعی میکنم که ناامید نشوم و بتوانم زندگیام را از نو بسازم. برای اینکار باید بتوانم خودم را نجات دهم و امیدوارم که بتوانم اینکار را بکنم.
مرجان لقایی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: