3 اندیشمند ایران امروز، دکتر رضا منصوری؛ فیزیکدان، دکتر موسی غنینژاد؛ اقتصاددان آشنا به تاریخ و جامعهشناسی ایران و دکتر حسن عشایری؛ روانشناس و روانپزشک در گفتوگویی طولانی با یکدیگر که کل این کتاب را تشکیل میدهد، به بررسی وضعیت ایران پرداختهاند؛ آن هم در 2 بخش کلی: ایران امروز، ایران آینده. آنها موانع و معضلاتی را مطرح میکنند که چندان سیاسی یا عقیدتی هم نیست و با خردورزی میتوان آنها را حل کرد.
در این کتاب پیش از هر چیز، این 3 اندیشمند به بررسی معنای توسعهیافتگی پرداختهاند، این که باید از نظر زیستی، روانی و اجتماعی به توسعه نگاه کرد. این که توسعه به معنای گسترش امکان تحقق خلاقیتهاست. و... اگرچه در این کتاب، نظرات مخالف و موافق در این باره مطرح شده، اما به قول منصوری مهم این است که ما از 150 سال پیش یعنی مشروطه و قبل از مشروطه از توسعه، تجدد و مدرنیت حرف زدهایم، ولی کاری از پیش نبردهایم. پس باید این بیراهه را کنار بگذاریم و راهی دیگر پیدا کنیم. همان طور که برای جاده زدن به سمت شمال کشور نمیتوان کوه را چکش زد، بلکه باید دور زد و از جاده چالوس رفت. پس راه هست. فقط باید دید که جامعه به چه حرکتی مجال میدهد.
گاهی آنها از موانعی میگویند که نه به سیاست ربط دارد، نه به دین بلکه فقط و فقط ساخته ایرانیهاست، مثل اصلاح «مصلحت نیست» که دقیقا معلوم نیستمعنای آن چیست. یا این خصلت ایرانیها که تا چیزی را خوب درک و هضم نکنیم، اجرایش نمیکنیم که البته این ویژگی خوبیها و بدیهایی دارد. خوبیاش این است که مردم ما نخواستهاند هر چیزی را چشمبسته بپذیرند. بدیهایش را شما در کتاب بخوانید. ولی بدانید که مصداق این مساله را باید در تردید ما در پذیرش و رد سنت و مدرنیته پیدا کرد.
مفهوم علم، میزان نیاز ما به آن، وضعیت زندگی ایرانیان پیش از علم مدرن و پس از ظهور علم مدرن و ابزارهایش، گذر از بوته علمی مدرن و... از دیگر بحثهای کتاب است. عشایری یکی از دلایل عدم رشد علمی در کشور را چنین شرح میدهد: «در خانواده ایرانی ذهن یادگیرنده وجود ندارد.» میگوید: «از روزی که حاج آقا مرد، وضع ما برگشت.» یعنی تصادفات زندگی او را مشخص میکند... به خاطر شرایط تاریخی، حافظه خانواده در ارتباط با علم کار نمیکند و تنها مصرف میکند و توجیهی که برای رویدادها میکند، علمباور نیست. علمباوری اساسا این است که فکر کند و چراها را پاسخ دهد. من اسم وضعی را که در آنیم روزمرگی گذاشتم... روزمرگی در دانشگاهها هم حاکم است. چرا علممان رشد نمیکند؟ زیرا «واحدجو» داریم و دانشگاه هم «پاسـگاه» است.»
در این کتاب در بخش ایران امروز، توسعه و مصادیق آن، نماهایی از ایران، قوتها و فرصتهای ایران، مانعها و تهدیدها و در بخش ایران آینده، برنامه، سرمایه، نیروی انسانی، ساختار مدیریت و دولت، فرهنگ و رفتارهای اجتماعی، توسعه علمی را تحلیل کردهاند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم