گفت‌وگو با حمیدرضا پگاه بازیگر «قلاده‌های طلا»

بهترین کارم را ارائه کردم

حمیدرضا پگاه متولد 1351 تهران است و فعالیت هنری خود را از سال 72 آغاز کرده است. او اگرچه تاکنون بازی در 12 فیلم سینمایی را در کارنامه هنری خود به ثبت رسانده است، اما بیشتر او را به عنوان یک چهره تلویزیونی می‌شناسیم. پگاه تاکنون نقش پلیس‌های زیادی را ایفا کرده که شاید متفاوت‌ترین و قوی‌ترین آنها، کاراکتر پلیس در فیلم «قلاده‌های طلا»ست. به همین بهانه با وی به گفت‌وگو نشسته‌ایم.
کد خبر: ۴۶۶۲۱۴

اول از همه برای خوانندگان ما بگویید چطور شد به این گروه دعوت شدید؟ یعنی پیشنهاد بازی در این فیلم را چگونه پذیرفتید؟

خیلی ساده. من ابتدا فیلمنامه را کامل خواندم و بلافاصله بازی در این نقش را پذیرفتم.

از طرف آقای شریفی‌نیا معرفی شدید؟

نه. اتفاقا وقتی برای بازی در این فیلم به من پیشنهاد شد، اولین سوالم این بود که انتخاب بازیگر به عهده چه کسی است.

چرا این سوال را کردید؟

هیچی. دلیل خاصی نداشت. نظر شخصی‌ام بود.

همان طور که می‌دانید، هر جریان فکری و سیاسی موافقان و مخالفان مخصوص به خود را دارد. از بازی در این فیلم جنجالی و عواقب آن نترسیدید؟

نه. به هیچ وجه. چون وقتی برای اولین بار فیلمنامه را خواندم، اصلا به نظرم جانبدارانه نیامد.

آقای طالبی​ ادعا​ دارند که دراین فیلم عادلانه به مسائل سیاسی پرداخته شده است، آیا شما هم به عنوان یکی از اعضای اصلی مجموعه، همین نظر را دارید؟

مقصود ایشان را نمی‌دانم! اما من عدالت کامل ماجرا را گردن نمی‌گیرم و البته درباره کلیت ماجرا هم قضاوت نمی‌کنم. من فیلمنامه را خواندم و از آنجا که به نظرم ناجوانمردانه به قضاوت ننشسته بود و دیگر به دلیل این که از نقشم خوشم آمد، بازی در این فیلم را پذیرفتم. نکته دیگر این که من برخلاف التهاب‌های حاکم بر فضای سینمایی ما، این فیلم را بیشتر از آن که سیاسی بدانم، به سینمای جاسوسی ـ پلیسی وصلش می‌کنم.

حالا که این فیلم با شعار سیاسی‌ترین فیلم تاریخ سینما اکران شده است هم همین نظر را دارید؟ از انتخاب آن راضی هستید؟​

به کلیت حرفم اعتقاد دارم، اما این تجدید نظر و بازگشت به عقب درباره همه آثارم شرایطی یکسان دارد. من پس از اتمام هر فیلم یا سریالی همین نظر را دارم که اگر به عقب برگردم یا اگر فرصتی دوباره پیدا کنم، تغییرات و اصلاحاتی در نوع بازی‌ام انجام خواهم داد، اما این تغییر و پشیمانی فقط به ساختار بازی‌ام برمی‌گردد و ربطی به مضمون اثر ندارد.

گفتید در مورد همه کارها؟ یعنی از هیچ اثرتان راضی نیستید؟

رضایت یک امر نسبی است، اما اگر من نقشی بازی کنم که به نظرم صددرصد بی‌عیب باشد و تمام آمال و آرزوهای مرا در بازیگری برآورده کند، پس دیگر چرا باید بازیگری را ادامه دهم؟! آن نقطه پایان زندگی هنری من می‌شود.

بنابراین از لحاظ ساختاری با اثر موافق بودید؟

من فقط می‌توانم درمورد بازی خودم نظر تخصصی بدهم. مسلم است که هر کاری نقاط ضعف و قوت مخصوص به خود را دارد و هیچ کدام از عوامل یکتنه و به تنهایی نمی‌توانند آن را موفق یا ضعیف کنند. من در سهم خودم یکی از بهترین کارهایم را ارائه کردم و فکر می‌کنم همه عوامل گروه هم مثل من عمل کردند. هر کس ظرفیت و قد و اندازه خودش را دارد.

شما برای ایفای نقشتان چه کار ویژه‌ای کردید؟ کاراکترتان نیاز به تحقیق خاصی داشت؟

طبیعتا ایفای هر نقشی نیاز به تمرکز و تحقیق خاصی دارد که البته تعیین‌کننده این ابزار در درجه اول فیلمنامه اثر است. وقتی فیلمنامه برای من خط‌مشی جاسوسی تعیین می‌کند و طراحی اثر به گونه‌ای پیش می‌رود که همه چیز تا لحظات آخر مخفی بماند، من هم فقط باید روی این مساله متمرکز می‌شدم و سعی می‌کردم مشخصات چهره‌ام تا آخرین لحظات تغییر نکند و حقیقت را بروز ندهد. اگر این شخصیت بخوبی توانسته این حس غافلگیری را در مخاطب ایجاد کند، از قوت مجموعه شرایط فیلم بوده و حاصل کار فردی من نیست.

به نظر شما این شیوه در بازیگری یک قانون کلی است؟

دقیقا. بازی خوب حاصل مجموعه شرایط خوب است و بازی بد حاصل مجموعه شرایط بد. چه بسیار بازیگران معمولی که در فیلم‌های خوب خودشان را پیدا کردند و ستاره شدند و چه بسیار بازیگران قوی که در مجموعه‌های ضعیف جای مانور نداشتند و درجا زدند.

قبول دارید که بعضی فیلم‌ها ستاره محورند و بعضی فیلم‌ها فقط بر اساس محتوایشان پیش می‌روند؟

تقریبا.

قلاده‌های طلا از کدام دسته بود؟ آیا این فیلم به چیدمان بازیگران حرفه‌ای نیاز داشت یا فقط براساس موضوعش پیش می‌رفت؟

حمیدرضا پگاه: وقتی فیلمنامه برای من خط‌مشی جاسوسی تعیین می‌کند من هم فقط باید روی این مساله متمرکز می‌شدم و سعی می‌کردم مشخصات چهره‌ام تا آخرین لحظات تغییر نکند و حقیقت را بروز ندهد

ترکیب عوامل حرفه‌ای خواه‌ناخواه روی کیفیت کار اثر دارد. یک مضمون والا می‌تواند به وسیله بازی‌های غیرحرفه‌ای و فیلمبرداری و تدوین و نورپردازی و کارگردانی‌غلط از بین برود. برعکس، توانمندی‌های یک بازیگر حرفه‌ای در یک فیلم ضعیف مورد استفاده قرار نمی‌گیرد و به چشم نمی‌آید. قلاده‌های طلا هم مانند هر فیلم دیگری علاوه بر مضمونی والا نیاز به ساختاری حرفه‌ای داشت تا خوش بدرخشد.

وقتی برای اولین بار فیلمنامه را خواندید، تصور می‌کردید که با چنین پروداکشن عظیمی رو‌به‌رو باشید یا تصورتان از قلاده‌ها یک فیلم جاسوسی ـ پلیسی متوسط در حد بضاعت سینمای ایران بود؟

حقیقتش را بگویم نه. وقتی فیلمنامه را خواندم، پیش‌بینی می‌کردم که این درونمایه نیاز به اجرایی وسیع و کلان دارد، اما نمی‌دانستم که تا این حد قابل بالفعل شدن است. ساخت چنین آثاری تقریبا در بنیه سینمای ما نیست و کیفیت حتی از سطح توقع من به عنوان یکی از اعضای این مجموعه هم بالاتر بود.

از اکران این فیلم در سی‌امین جشنواره فیلم فجر چه خاطره‌ای دارید؟ اولین بازخوردهای مردم چه بود؟

متاسفانه من در جشنواره به تماشای این فیلم نرفتم.

چرا؟ از تنوع ایده‌ها و تلخی و شیرینی بازخوردها هراس داشتید؟

نه. اصلا این طور نیست. من تهران نبودم و نتوانستم خودم را به اکران این فیلم در برج میلاد برسانم. اما در اولین روزهای اکران نوروزی این فیلم را روی پرده سینما دیدم.

شما که در روند ساخت این فیلم حضور داشتید و به همه کم و کیف آن واقف بودید، چنین گیشه میلیاردی را برای آن پیش‌بینی می‌کردید؟

بله کاملا. این فیلم هم روی موضوع حساسی دست گذاشته و هم آنقدر خوش ساخت و عظیم است که بتواند مخاطب را به سینما بکشاند.

بازخوردهای مردم چطور بود؟

عموما مثبت بود. جمع کثیری از افرادی که فیلم را دیده بودند و من با آنها ارتباط داشتم، به من گفتند که ما اصلا فکر نمی‌کردیم که فیلم این طور باشد و چنین حرف‌هایی را با چنین کیفیتی بزند.

بازخورد منفی چطور؟

خب البته بعضی‌ها هم فیلم را دوست نداشتند.

از چه لحاظ؟ مضمون یا ساختار؟

نه. فقط از لحاظ مضمون.

دوباره به نقشتان برگردیم. چه زمینه‌های گسترشی در این نقش که چندان جدید و ویژه نیست، شما را مجاب به پذیرفتن آن کرد؟

اتفاقا به نظر من ارائه یک بازی جدید در نقش‌های مشابه و تکراری، هنر است، وگرنه اگر گریم و دیالوگ‌ها و فضاها خیلی خاص باشد که نیازی به هنر بازیگر برای خاص جلوه دادن نیست. اگر من توانستم در یک کت و شلوار ساده، با گریمی معمولی در فضای تکراری و بسته‌ای ازجمله اداره پلیس، در پایان فیلم، مخاطب را غافلگیر کنم یعنی موفق بوده‌ام.

جذاب‌ترین وجه این کاراکتر برای شما چه بود؟

از همه جذاب‌تر همین پایان بندی متفاوت آن است. این که این شخصیت در تمام طول فیلم مخاطب را به اشتباه می‌اندازد و اصلا قابل پیش‌بینی نیست. همین برای من خیلی جذاب بود و اگر این شخصیت سیر طبیعی خود را طی می‌کرد و منطبق بر همان چیزی بود که مخاطب از اول فکر می‌کند، شاید بازی در آن را نمی‌پذیرفتم. این پایان‌بندی متفاوت باعث می‌شود که یک بار دیگر تمام مسیر فیلم را در ذهنمان مرور کنیم و گفته‌ها و حرکات او را به خاطر بیاوریم.

حالا واقعا قلاده‌های طلا را سیاسی‌ترین فیلم تاریخ سینما می‌دانید؟

من اصلا به این وجه «ترین‌ها» اعتقاد ندارم. به نظر من مخاطب باید این عناوین را به فیلم بدهد. علاوه بر این که همان طور که گفتم، من این فیلم را بیشتر از آن که سیاسی بدانم، در گروه جاسوسی ـ پلیسی دسته‌بندی می‌کنم.

در حالت کلی نظرتان درباره ورود سیاست به هنر سینما چیست؟

در هر ژانری فیلم خوب ساخته بشود، خوب است وگرنه اگر هر موضوع جدیدی بخواهد یک تب گذرا ایجاد کند و بعد از ساخته شدن 50 فیلم بی‌کیفیت به دست فراموشی سپرده شود خوب نیست، ما باید سعی کنیم که جوگیر نشویم و تحت تاثیر جو حاکم در هر دوره‌ای مسائل تازه را وارد سینما کنیم. هنرمندان باید از فاصله دورتری به مسائل نگاه کنند و کمی عمیق‌تر از سایر اقشار جامعه بیندیشند. اگر فیلمسازی صرفا به خاطر این که الان سلیقه حاکم بر سینمای ما، ساختن فیلم‌های سیاسی است، به دنبال این ژانر بیاید، اشتباه می‌کند.

اگــرچه قـــلاده‌های طلا دوازدهمین اثر سینمایی شماست، اما همچنان به عنوان یک چهره تلویزیونی شناخته می‌شوید و بیشترین تصویر مردم از شما به سریال‌ها و تله‌فیلم‌ها بازمی‌گردد. کمی از تفاوت دنیای تلویزیون و سینما برایمان بگویید. کدام را بر دیگری ترجیح می‌دهید؟

من هیچ تفاوتی بین این دو مدیوم قائل نیستم و هر جا که قرار است یک اثر خوب ساخته شود، حضور پیدا می‌کنم. یعنی هر جا کارگردان بهتری باشد و متن بهتری باشد، آن را انتخاب می‌کنم و برایم جذابیت بیشتری دارد.

بعد از قلاده‌های طلا در فیلم دیگری ایفای نقش کرده‌اید؟

بعد از «قلاده‌های طلا» فیلم سینمایی «یکی می‌خواد باهات حرف بزنه» ساخته منوچهر هادی را کار کردم که اتفاقا به جشنواره سی‌ام هم رسید و بعد از آن هم در یک فیلم سینمایی دیگر به عنوان «فرزند‌خوانده» ساخته وحید نیکخواه آزاد در ژانر کودک و نوجوان بازی کردم.

در حال حاضر مشغول چه کاری هستید؟

فعلا درگیر ضبط هیچ فیلمی نیستم. مشغول مطالعه چند فیلمنامه جدید هستم.

مریم اکبر​لو / جام جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها