مهدی فضائلی

راه را گم نکنیم

موضوعات متعددی هست که یک روزنامه‌نگار را تحریک به نگارش یادداشت بکند. از اظهارنظر ناصواب و مغایر با مصلحت کشور درباره مذاکره با آمریکا گرفته تا مسائل مربوط به لایحه بودجه و فاز دوم طرح هدفمندی یارانه‌ها و از انتصاب تأمل‌‌برانگیز فرد پرحاشیه‌ای به ریاست سازمان تأمین اجتماعی تا واکنش شتابزده تعدادی از نمایندگان مجلس، اما باید مراقبت کرد در شرایط خطیر کنونی اولویت‌ها مورد غفلت قرار نگیرد و حاشیه بر متن مستولی نشود و یا به عبارتی راه را گم نکنیم.
کد خبر: ۴۶۶۱۹۴

از جمله موضوعات بسیار مهم و در اولویت کشور، توجه به نامگذاری سال یعنی تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی است.

همه کسانی که به شرایط سیاسی، اقتصادی و اجتماعی کشور واقف هستند می‌دانند این نامگذاری که در منظومه منسجمی به نام دهه پیشرفت و عدالت و در ادامه 4 سال طی شده از این دهه با عناوین نوآوری و شکوفایی (سال 87)، اصلاح الگوی مصرف (سال 88)، همت مضاعف و کار مضاعف (سال 89) و جهاد اقتصادی (سال 90) صورت گرفته است، تا چه اندازه هوشمندانه و با درک همه جانبه از شرایط داخلی، منطقه‌ای و تحرکات دشمنان انقلاب اسلامی است.

در این باره حرف‌ها و نکات گفتنی بسیاری هست که این یادداشت به برخی از آنها می‌پردازد. نخست، تعریف تولید ملی است. قاعدتاً می‌توان مباحث مفصّلی مطابق نظریه‌های اقتصادی مطرح کرد که اگر چه در جای خود مفید و لازم است ولی وسواس درباره آن می‌تواند نسبت به اصل موضوع بازدارنده باشد. لذا با استفاده از خود نامگذاری صورت گرفته می‌توان گفت هر آنچه با کار و سرمایه ایرانی به دست می‌آید، تولید ملی است و باید مورد حمایت قرار گیرد. البته میزان دخالت کار و سرمایه ایرانی در تولید محصولات به یک اندازه نیست که شاید بتوان از همین موضوع به عنوان یک عامل برای اولویت‌بندی حمایت‌ها استفاده کرد.

نکته بعد، نقش فرهنگ در این باره است. ترجیح کالای خارجی و بی‌رغبتی به تولید ملی اگر چه ابعاد واقعی مانند دوام، زیبایی و خدمات پس از فروش دارد اما بسیاری از مواقع ناشی از عوامل فرهنگی است. وقتی موضوع فرهنگ مطرح می‌شود پای زمان، تبلیغات، باورها و عوامل متعدد دیگر نیز به میان کشیده می‌شود. لذا برای تغییر فرهنگ مصرف کالای خارجی و جایگزین کردن فرهنگ مصرف تولید ملی نیز باید به همین عوامل توجه کرد. مثلاً نباید انتظار داشت دفعتاً و بدون سرمایه‌گذاری در موضوع تبلیغات یا با میدان دادن به تبلیغ کالاهای خارجی و عوامل موثر در شکل‌گیری باورها، استفاده از محصولات خارجی منتفی یا کمرنگ شود. از همین جا اهمیت و نقش دستگاه‌های فرهنگی و رسانه‌‌ها روشن می‌شود.

سومین نکته، تبدیل حمایت از تولید ملی، به یک مطالبه عمومی است. تجربه دوران پرافتخار انقلاب اسلامی ثابت کرده است موضوعاتی که به یک خواست ملی تبدیل شده به سرانجام رسیده و به گونه‌ای شده است که حتی اگر مسوولی قلباً موافق آن موضوع نبوده است جرات پا پس کشیدن نداشته. دوران دفاع مقدس و موضوع انرژی هسته‌ای جزو بارزترین مصادیق این مساله است. از جمله راهکارها برای تبدیل این موضوع به یک مطالبه و خواست همگانی، طراحی یک شعار مناسب و نهادینه کردن آن است. گفته می‌شود در ماجرای استقلال هند، از استعمار بی‌رحمانه انگلیس که حتی نمک مردم را انحصاری کرده بود! شعاری با این مضمون که هندی بخرید، هندی باشید مورد تاکید و توجه بود. تبیین دقیق و همه‌جانبه حمایت از تولید ملّی برای آحاد مردم و آگاهی‌بخشی در خصوص پیامدهای تحقق این مسأله از جمله ارتقای اقتدار ملی و امنیت ملی از دیگر راهکارهای تبدیل این موضوع به یک مطالبه عمومی است. بدیهی است به موازات توجه به این نکات، اقدامات برنامه‌ریزی شده برای ارتقای کیفیت کالای ایرانی، عرضه صحیح و شکیل محصولات، مشتری‌مداری و خدمات پس از فروش ضروری و گریزناپذیر است.

امید می‌رود در پایان سال 1391، کارنامه‌ای درخور برای آغاز این حرکت که نقش مهمی در تحقق عدالت و پیشرفت دارد ارائه شود؛ هم از سوی مسوولان و هم مردم.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها