نوروز سال گذشته آثار خارجی مطرحی از شبکههای مختلف سیما روی آنتن رفتند که پخش آنها رضایت بسیاری از مخاطبان را نیز به همراه داشت؛ آثاری که شنیدن نامشان اشتیاق همه سینمادوستان را برانگیخت. شاترآیلند (مارتین اسکورسیزی)، به دنبال اریک (کن لوچ)، 3 روز بعد (پل هگیس)، شبح نویسنده (رومن پولانسکی)، رابین هود، منطقه سبز، داستان اسباببازی 3، مکانیک، پارکژوراسیک 1، 2 و 3 و توقفناپذیر تنها بخشی از آثار مطرحی بودند که سال گذشته در ایام نوروز از شبکههای مختلف سیما پخش شدند.

امسال نیز طبق معمول چند سال اخیر، تلویزیون با دستان پر، نوروز 91 را به پایان رساند. البته ناگفته نماند که نمایش آثار خارجی متوسط رو به ضعیف در نوروز امسال کمی چشمگیر بود و در لابهلای این آثار شاخصی که قرار است معرفی مختصری از آنها داشته باشیم این آثار بعضا نهچندان قوی کمی از نظر کیفی به کلیت کار لطمه زدند، به طوری که میتوان مجموع آثار پخش شده امسال را نسبت به سال قبل کمی ضعیفتر یا نهایتا با ارفاق آنها را همسطح سال گذشته دانست، اما آثار شاخص امسال نیز کم نبودند و توانستند رضایت نسبی مخاطبان را جلب کنند. البته در این میان آثار سینمایی ایرانی خوب و شناختهشدهای نظیر ورود آقایان ممنوع، به همین سادگی، اخراجیها 3، ملک سلیمان، به رنگ ارغوان یا آدمکش نیز پخش شدند که چون از حوصله این بخش خارج است و در زمان اکرانشان به طور مفصل به هریک از آنها پرداختهایم از مرور آنها صرفنظر میکنیم.
رنگو
این فیلم مشهورترین و پرطرفدارترین انیمیشن سال 2011 است که پس از استقبال مردم و منتقدان سرانجام توانست اسکار بهترین انیمیشن سال را نیز از آن خود کند و جایگاه کارگردانش را به عنوان یک سینماگر خلاق بیش از گذشته ارتقا دهد. پیش از این گور وربینسکی را با فیلمهایی نظیر هواشناس و دزدان دریایی کارائیب میشناختیم، اما موفقیتهای فراوان این انیمیشن کمنظیر و خلاقانه، گور وربینسکی را بیش از تمام این آثاربه عنوان خالق فیلم رنگو برسر زبانها انداخت. این فیلم داستان زندگی یک مارمولک را روایت میکند که به طور تصادفی به شهری خشک و بیآب و علف کشانده میشود. این مارمولک خیالپرداز به نام رنگو با داستانهای تخیلی که برای مردم شهر تعریف میکند و البته شانسهای فراوانی که میآورد به قهرمان این شهر بدل میشود و پس از کش و قوسهای فراوان سرانجام شهر و مردمانش را از دست ظالمانی که آب را از مردم میربایند، نجات میدهد.
از نکات قابل توجه این فیلم میتوان به استفاده از داستان، تم، فضا و قواعد مرسوم ژانر وسترن اشاره کرد؛ چیزی که تاکنون در قالب یک انیمیشن درست و حسابی ندیده بودیم.
شیوع
استیون سودربرگ بدون شک از نامدارترین کارگردانان جوان سینماست. خالق آثار مشهوری چون قاچاق، ارین براکوویچ، کافکا، سهگانه اوشن و سولاریس، برنده 2 جایزه اسکار و نخل طلای کن نیز هست.
شیوع، بهترین فیلم از سری فیلمهایی است که محوریت آنها شیوع ویروسی خطرناک در جهان و آغاز بحرانی جدی برای کره زمین است؛ تریلری نفسگیر که نشان از تبحر سودربرگ در خلق آثاری متفاوت در ژانرهای مختلف دارد. این فیلم نیز محصول سال 2011 است که در بسیاری از جشنوارههای معتبر دنیا حضور داشته و از آثار بحثبرانگیز سال نیز به حساب میآید.
هانا
جو رایت، کارگردان فیلم مشهور تاوان و غرور و تعصب اینبار سراغ ژانر اکشن رفته و داستانی جاسوسی ـ معمایی را به شکلی جذاب و نفسگیر و البته غیرکلیشهای روایت کرده است. این فیلم نیز محصول سال 2011 است و داستان دختری نوجوان به نام هانا را روایت میکند که پدرش ـ که از اعضای سابق سیا بوده ـ او را برای هدفی خاص تربیت کرده و از او یک آدمکش حرفهای ساخته است تا بتواند با نفوذ به یک مقر سیا به پاسخ سوالهایی درباره هویت و خانوادهاش دست یابد. در این بین چند مامور سیا که دستشان آلوده به فساد و خون است قصد کشتن او را دارند.
هانا اگرچه فیلمی در ژانر اکشن است، اما آنچنان خلاقانه داستانش را روایت میکند که تماشای آن قطعا تجربهای جدید برای مخاطبانش خواهد بود.
بازگشت
کسانی که به طور مرتب پیگیر تماشای آثار خارجی پخش شده از برنامه سینما یک بودند احتمالا فیلم نمایش ترومن را به یاد خواهند آورد؛ فیلمی متفاوت و عمیق درباره مفهوم رسانه با بازی درخشان جیم کری. پیتر ویر، کارگردان فیلم نمایش ترومن و البته انجمن شاعران مرده ـ که شهرت خود را مدیون همین فیلم است ـ این بار و پس از چند سال دوری از سینما، سراغ ماجرایی واقعی و جذاب رفته است. فرار چند زندانی از زندانهای مخوف استالین در زمان جنگ جهانی دوم محور این فیلم سینمایی است.
پیتر ویر از کارگردانان کمکار و گزیدهکار سینماست که به نوعی از افراد موثر در موج نوی سینمای استرالیا به شمار میآید.
سریع و خشن
این فیلم قسمت پنجم از سری فیلمهای سریع و خشن است که در این چند سال اخیر طرفداران فراوانی برای خود دست و پا کردهاست، بخصوص کسانی را که علاوه بر ژانر اکشن به اتومبیل، سرعت و هیجان مسابقات اتومبیلرانی علاقه فراوانی دارند. جاستین لین، کارگردانی قسمت پنجم سریع و خشن را به عهده داشته است. این فیلم محصول 2011 است و داستان فردی به نام دومنیک تورتو را روایت میکند که با کمک برایان اوکانر از زندان فرار کرده و تصمیم به سرقت تعدادی ماشین میگیرد. ون دیزل و پل واکر نیز از بازیگران اصلی همه قسمتهای سریع و خشن به حساب میآیند.
مستربین پلیس میشودکمتر کسی است که حداقل یک اپیزود کوتاه از مستربین، کاراکتری خندهدار با بازی روآن آتکینسون را ندیده باشد. مستربین پلیس میشود فیلمی داستانی و البته متفاوت با آن اپیزودهای مشهوری است که پیش از این، بارها و بارها در تلویزیون خودمان و به مناسبتهای مختلف از او دیدهایم. اما در نهایت به پشتوانه همان کاراکتر و با بازی خود روآن آتکینسون داستان خود را روایت میکند. فیلم اگرچه از لحاظ هنری و دراماتیک در سطح خیلی بالایی قرار ندارد، اما به هرحال برای طرفداران مستربین جذابیتهای خاص خودش را دارد.
دزدان دریایی کارائیب 4
سوار بر امواج ناشناخته، عنوان چهارمین قسمت از سری فیلمهای دزدان دریایی کارائیب است که هرکدام از آنها به صورت مستقل به یکی از پرفروشترین آثار سینمایی سال بدل شدهاند. این فیلم به کارگردانی راب مارشال محصول سال 2011 میلادی است و طبق معمول قسمتهای گذشته، نقش جک اسپارو را جانی دپ بازی کرده است. در ضمن پنهلوپه کروز نیز در این قسمت به بازیگران این سری جذاب و پرطرفدار اضافه شده است.
پنگوئنهای آقای پاپرفیلم پنگوئنهای آقای پاپر را استودیوی فاکس قرن بیست و یکم سال 2011 تولید کرده است. بازیگر اصلی آن جیمکری، کمدین مشهور این سالهای سینماست. فیلم براساس داستانی به همین نام اثر ریچارد و فلورنس آتواتر ساخته شده و درباره تاجری به نام آقایپاپر است که برخلاف موفقیتهای شغلی از خانوادهاش غافل شده است، اما ارثیهای عجیب به او میرسد و زندگیش را کاملا دگرگون میکند؛ 6 پنگوئن بازیگوش و پر دردسر. این پنگوئنها ابتدا او را درگیر مشکلات فراوانی میکنند و آقای پاپر نیز میکوشد از شر آنها خلاص شود؛ اما کمکم صمیمیتی بین آنها و آقای پاپر برقرار میشود و درک او را از زندگی تا حدودی تغییر میدهد. این فیلم را مارک واترز کارگردانی کرده و در زمان اکران نیز به فروش نسبتا خوبی دست یافتهاست. انتخاب این فیلم برای پخش در نوروز با توجه به تم اخلاقی، کمدی مناسب و موقعیت جذاب آن و از همه مهمتر خانوادهمحور بودن آن انتخابی بسیار درست و مناسب بود.
حسین گودرزی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم