تفاوت‌های مجری و گوینده

مجری همان گوینده نیست

به نظر می‌رسد بعد از بازیگری، گرایش به مجری‌گری و گویندگی در بین جوانان تب بالایی دارد و البته این دو به هم بی‌ارتباط نیست و می‌توان عناصر مشترکی مثل شهرت و محبوبیت و درواقع خودنمایشگری را در آن پیدا کرد. چه بسیار بازیگر مشهور سینما که پیش از ورود به عرصه بازیگری، مجری‌گری را تجربه کردند. شهاب حسینی و صابر ابر برای شاهد مثال کافی است. از آن سو نیز شاهد اجرای تلویزیونی برخی بازیگران در برنامه‌های مختلف سیما هستیم. با این حال نگارنده معتقد است هرکدام از اینها ویژگی‌های حرفه‌ای خاص خود را دارند و باید مرزبندی روشنی بین آنها صورت بگیرد.
کد خبر: ۴۶۵۶۴۱

واقعیت این است اگر بخواهیم تمام مشاغل و مهارت‌هایی را که در حوزه رسانه تصویری قرار می‌گیرند در یک فروشگاه به نمایش بگذاریم قطعا مجری‌گری پشت ویترین این فروشگاه قرار می‌گیرد، چراکه مظهر و نماد کار رسانه‌ای را در قامت این حرفه می‌توان پیدا کرد. در واقع اجرا، روترین و عریان‌ترین فعل رسانه‌ای است که تصویری اجمالی از ظرفیت‌ها و توانمندی یک آیتم یا شبکه و حتی کل ساختار و مدیریت سازمان صدا و سیما را به نمایش می‌گذارد و بیش از دیگر عوامل و عناصر رسانه‌ای مقابل چشم مخاطبان است؛ مخاطبانی باهوش و نکته بین که همه چیز را زیر ذره‌بین خود قرار می‌دهند. لذا مجری‌گری علاوه بر ظرفیت‌های حرفه‌ای به ظرافت‌های هنری نیز محتاج است تا بتوان کسوتی زیباشناختی بر قامت آگاهی‌بخشی و سرگرمی پوشاند و ویترین این دکان رسانه‌ای را جذاب و چشم نواز کرد، اما این به آن معنی نیست که یک مجری حتی مجری مجرب و توانمند از پس هر کار رسانه‌ای برمی‌آید. مثلا یک مجری خوب نمی‌تواند لزوما گوینده خبر خوبی هم باشد، هرچند صدا و مهارت و فن بیان خوبی داشته باشد یا حتی برخی مجریان خوب رادیو و تلویزیون بخوبی نمی‌توانند یک میزگرد تخصصی و برنامه گفت‌وگو‌محور را اداره کنند. مثلا کدام‌یک از مجریان خوب تلویزیونی ما توانایی و قدرت اجرایی گفت‌وگوی خبری را مثل مرتضی حیدری دارند. همان‌طور که او نمی‌تواند مثلا مجری خوبی برای برنامه‌های اجتماعی و صبحگاهی باشد. در واقع مجری‌گری نیز مثل بسیاری از رشته‌های تحصیلی و مشاغل، سطوح تخصصی گوناگونی دارد که هرکدام می‌توانند در حوزه تخصصی خود عرض اندام کنند. تازه این مرزبندی‌های شغلی در حوزه کاری مرتبط صورت‌بندی شده چه برسد به این‌که برخی مجریان بر این باورند که مثلا چون توانایی خوبی در اجرای یک برنامه و حرف زدن مقابل دوربین دارند، پس می‌توانند بازیگر خوبی هم شوند.

در سال‌های اخیر شاهد مجریانی بودیم که تجربه بازیگری در فیلم‌های سینمایی و تله‌فیلم را داشته‌اند و اتفاقا چقدر هم بد بازی کرده‌اند. جالب این‌که وقتی مردم آنها را بر پرده سینما یا صفحه تلویزیون می‌بینند، می‌گویند این همان مجری فلان برنامه تلویزیونی است. در واقع مخاطب نیز هویت حرفه‌ای آنها را در بازیگری به رسمیت نمی‌شناسد یا دست‌کم اولویتی برای آن قائل نیست و همواره او را در شمایل مجری‌ای می‌داند که دارد بازی می‌کند. عکس این اتفاق نیز مشمول همین نقد می‌شود. یعنی بازیگرانی که گمان می‌کنند به دلیل تجربه بازی و نمایش جلوی دوربین یا دوبلورها و گوینده‌هایی که به دلیل قدرت فن بیان و صدای خوب گمان می‌کنند لزوما مجری خوبی هم هستند. در واقع این‌طور به نظر می‌رسد که مجری‌گری به عنوان یک شغل و حرفه مستقل رسانه‌ای به رسمیت شناخته نمی‌شود. بازهم در سال‌های اخیر شاهد حضور بازیگران سینما و تلویزیون در مقام مجری برنامه‌های ترکیبی یا مسابقات تلویزیونی هستیم که اتفاقا چندان هم در کار خود موفق نبوده و نتوانسته‌اند مجریان خوبی باشند، اما این تجربه‌های گوناگون درباره مجری‌گری، شواهد و مصادیق بیشتری دارد. هر شغل و حرفه‌ای آدم خاص خود را می‌طلبد. شاید در مجری‌گری مولفه‌ای مثل فن بیان، یکی از ویژگی‌ها و عناصر این حرفه باشد اما لزوما این به آن معنی نیست که یک مجری می‌تواند بازیگر خوبی هم باشد. لذا گزافه نیست که بگوییم مجری‌گری یک حرفه معین و تخصصی است نه چند شغل مشابه یا همه فعالیت‌های رسانه‌ای.

مجری‌گری و گویندگی شاید بیشترین شباهت را داشته باشند؛ هر دو مقابل دوربین قرار می‌گیرند و با مخاطب خود سخن می‌گویند، اما گوینده صرفا اخبار یا متن‌هایی را که در اختیار دارد بیان می‌کند و کار مجری بیشتر گپ و گفت‌وگو و ارتباط حسی ـ هیجانی با مخاطب است. در خود مجری‌گری نیز ما شاهد انواع اجرا هستیم که متناسب با ماهیت و جنس برنامه فرق می‌کند. اگرچه هر دو صنف باید واجد قدرت بیان باشند، اما شکل و شیوه بیان در این موقعیت قطعا متفاوت است. مثلا گوینده خیلی رسمی‌تر و با ادبیاتی کلاسیک حرف می‌زند، اما مجری از لحنی صمیمانه و عامیانه‌تر بهره می‌گیرد. گوینده بیشتر در پی اطلاع‌رسانی بوده، اما مجری بیشتر در صدد سرگرم کردن تماشاگر است. هرچند هر دوی آنها، هم یک نوع اجرا و هم شکلی از گویندگی است. با این حال به نظر می‌رسد مجری علاوه بر فن بیان و مهارت‌های گویندگی باید تا حدود زیادی انعطاف داشته باشد و در واقع نقش بازی کند. به عبارت دیگر وقتی از گویندگی سخن می‌گویم بیشتر به مهارت‌های کلامی تاکید داریم و زمانی که از اجرا حرف می‌زنیم باید مهارت‌های حرکتی و رفتاری را نیز اضافه کنیم. شاید یکی از تفاوت‌های ظریف آنها در این است که برای گویندگی به صدای خوب نیاز داریم و برای اجرا به داشتن «آن» و کاریزمای اجرا. به همین دلیل است که باید به سویه اجرایی در مجری‌گری توجه داشته و بگوییم مجری همان گوینده نیست.

لیلا ربیعی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها