طی 6 سال گذشته او چندین جسد را بین دولت مرکزی و شبهنظامیان رد و بدل کرده و توانسته است بسیاری دیگر را که ناشناس بودهاند به خاک بسپارد. حکیم با آن ریش بلند و عمامه سفید و شلوار گشادی که در زبان محلی کمیز نام دارد بخوبی میداند انتظار کشیدن برای بستگان کسی که مرده است چه مفهومی دارد، زیرا خود او نیز این رنج را تجربه کرده است. در واقع 2 پسر و داماد حکیم نیز توسط نیروهای طالبان کشته شدهاند و او 14 سال است روزهای دردناکی را برای بازپس گرفتن اجساد آنها انتظار میکشد. در حال حاضر او نخستین کسی است که فرماندهان طالبان برای پیدا کردن اجساد سربازان خود به او روی میآورند.
ابزار نعشکشی
برای کمک به عبدالحکیم در انجام وظیفهاش، طالبان به او مجوزی داده است که به وسیله آن میتواند بین مناطق تحت کنترل دولت و مناطق تحت کنترل طالبان رفت و آمد کند. پس از دریافت مکالمهای از طالبان، آقای حکیم به سردخانه استان سر میزند و اگر یکی از اجساد شبهنظامیان در آنجا باشد آن را گرفته و در نعشکش مخصوص خود گذاشته و به شورشیان تحویل میدهد. حکیم (65 ساله) میگوید، 6 سال پیش نخستین بار طالبان از او خواست تا پیکر یکی از همراهانشان را برای آنها بازگرداند. او کارت عضویت داوطلبانهاش را به عنوان یکی از اعضای صلیبسرخ افغانستان که نماینده سازمان صلیب سرخ جهانی است، نشان میدهد و به این ترتیب جسد به او تحویل میگردد. چندی بعد نیز مقامات محلی در قندهار از او خواستند که پیکر 5 نفر از نیروهای دولتی را بازگرداند که در نبرد با طالبان کشته شده بودند و طالبان با این امر موافقت کرد. به این ترتیب او دیگر مورد اعتماد طرفین قرار گرفت.
حکیم که به کاکو مالک شهرت دارد، میگوید: من تقریبا 250 جسد را بازگرداندهام که از بین آنها 127 نفر متعلق به طالبان و 28 نفر شهروند عادی و بقیه از سربازان افغانی بودهاند. لقب مالک معمولا به کسی داده میشود که مسنتر از بقیه بوده یا از قدرت نفوذ بیشتری در یک روستا یا منطقه برخوردار باشد. وی میگوید، از سوی هر دو طرف مورد اعتماد است و از هر دو طرف مجوز لازم را دارد به نحوی که میتواند به آسانی سفر کند.
معمولا سربازان ناتو یا افغانستان پیکر جنگجویان طالبان را به بیمارستان عمومی میرویس در قندهار میبرند. اجساد آنها حداکثر تا 2 ماه در سردخانه بیمارستان نگهداری میشود. حکیم میگوید، اگر پیکری شناسایی نشود در قبرستانی در «زهیرای» به خاک سپرده میشود. اما اگر بستگان قربانی ماهها بعد برای پیدا کردن او تماس گرفتند چه؟ آقای حکیم برای این مورد هم راهحلی دارد. او از دوربین تلفن همراهش استفاده کرده و پیش از خاکسپاری، تصاویری از مردگان میگیرد. وی میگوید: این تصاویر از چشم یا رنگ مو، لباس، سفیدی چشم، انگشتریها، جای زخم یا سایر نشانههای خاصی است که در صورت یا بدن فرد مرده بوده و بعدها میتواند به شناسایی او توسط بستگان کمک کند. اگر کسانی به دنبال گمشدهای یا پیکر مردهای باشند با من تماس میگیرند و من عکسهایی را که به وسیله تلفن همراهم گرفتهام به آنها نشان میدهم. بعد با تصاویری که آنها از عزیزشان در اختیار دارند، مقایسه میکنیم. اگر همان بود من آنها را مستقیم به سراغ قبری میبرم که این اجساد در آنجا به خاک سپرده شدهاند.
به گفته او سازمان صلیب سرخ جهانی در حال حاضر پروندهای دارد که حاوی تمام اجسادی است که تا به حال شناسایی نشدهاند. این سازمان برای این کار عکاسی استخدام کرده است تا از اجساد آنها تصویربرداری شود. در یکی دو مورد تصاویری را که عبدالحکیم گرفته بود با عکسهایی که بستگان اجساد داشتند و به دنبال گمشدهشان بودند، تطابق داشته است. وی میگوید، تاکنون حدود 35 جسد مربوط به طالبان را دفن کرده است که در قندهار کشته شده و احیانا اقوامی نداشتهاند.
محمد اسلم، فردی که مسوول سردخانه بیمارستان میرویس است، میگوید: فقط پلیس افغانستان میداند کدام یک از مردگان به طالبان و کدام یک به شهروندان عادی تعلق دارد. وی میگوید: «این پلیس است که به ما میگوید کدامیک از طالبان است. ما چیزی در این مورد نمیدانیم. ما آنها را در سردخانه نگه میداریم. اگر کسی نامهای از سوی بازرسی پلیس بیاورد ما جسد را تحویل میدهیم، دیگر مهم نیست فردی که نامه را تحویل میدهد از اقوام مرده باشد یا فرد دیگری. مردگان وابسته به طالبان نیز مانند اجساد سربازان افغانی یا شهروندان عادی که به وسیله طالبان کشته میشوند، در همین سردخانه نگهداری میگردند. اما تفاوت در هنگام تحویل جسدی است که از بیمارستان طلب میشود. به این معنا که اگر فامیل مردهای باشند که یک شهروند عادی است یا یک سرباز باید قبل از تحویل گرفتن جسد آنها، فرمی را امضا کند، اما در مورد طالبان این عبدالحکیم است که به جای آنها امضا میکند.
عبدالحکیم ادعا میکند یک بار از طرف یکی از مقامات منطقهای خواسته شد تا بدن 3 سرباز آمریکایی را از مناطق تحت کنترل طالبان تحویل بگیرد. در توضیح این اتفاق وی میگوید: من با طالبان تماس گرفتم و آنها موافقت کردند. بعد من با آنها به منطقهای رفتم که سخت مینگذاری شده بود و اجساد 3 سربازآمریکایی را جدا کردم. در نهایت آنها را به همان مقام محلی دادم و او هم آنها را تحویل نیروهای خارجی داد.
رنج انتظار
داستان زندگی خود آقای حکیم اندوهبار است. 2 پسرش به همراه دامادشان در حال راندن یک تانکر آب در یک ماموریت روزانه به سمت شوالی کوت بودند که هدف حملات طالبان قرار گرفته و کشته شدند. او میگوید میداند انتظار کشیدن چه رنجی است و این دلیل اصلی آن است که میکوشد تا به مردمی که انتظار میکشند کمک کند تا اجساد عزیزانشان را که کشته شدهاند، بهدست آورند. وی میگوید، یک بار تنها در یک روز اجساد 14 نفر از وابستگان به طالبان را بازگرداند. به نظر عبدالحکیم، هر جسدی شایسته آن است که با احترام دفن شود. این وظیفه دینی هرکسی است که به اقوام کمک کنند تا عزیزانشان را مرده یا زنده پیدا کنند.
افغانستان کشوری است که تاکنون 35 سال از جنگ و درگیری را تجربه کرده است. این کشور داستانهای نگفته بسیاری شبیه این دارد؛ داستانهایی که هیچکس آنها را ننوشته، یا نگفته یا حتی نشنیده است.
منبع: بیبیسی / مترجم: علیرضا ثمودی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم