هوشنگ کامکار از لوریس چکناواریان می‌گوید

جای ملودی‌های ایرانی در ‌آثار ‌چکناواریان ‌خالی است

لوریس چکناواریان، آهنگسازی است که ساخت ۷۵ اثر از جمله سمفونی، اپرا، موسیقی مجلسی، کنسرتو برای پیانو، ویلن، گیتار، ویولن سل و پیپا، موسیقی باله، آثاری برای گروه کر، رکوئیم، اوراتوریو و بیش از ۴۵ موسیقی فیلم را در کارنامه هنری خود دارد. او همچنین در زمینه نقاشی نیز پیشروست؛ چکناواریان چندی پیش، نمایشگاهی از آثارش را برگزار کرد.
کد خبر: ۴۶۴۵۵۹

چکناواریان که تاکنون رهبری ارکسترهای مختلف ازجمله ارکستر سمفونیک تهران را به عهده داشته آثارش توسط هوشنگ کامکار مورد نقد و بررسی قرار گرفته است.

کامکار طی یک و ماه نیم به بررسی تمامی آثار لوریس چکناواریان پرداخته و از بین آنها 17 اثر را برای نقد برگزیده و در حضور برخی اهالی موسیقی به بررسی اجمالی آنها در برنامه نشست نقد نغمه پرداخته است.

او درباره فضای ایجاد شده برای نقد آثار موسیقایی می‌گوید:در شرایط کنونی جامعه، انجام حرکت‌های جدی در زمینه هنر، هم از نظر مالی و هم از سایر جنبه‌ها از خود گذشتگی می‌خواهد؛ اما وقتی چنین از خود گذشتگی‌ای اتفاق می‌افتد و کسی چنین کار جدی انجام می‌دهد، می‌بینیم بسادگی از سوی هم صنفانش مورد بی‌توجهی قرار می‌گیرد و این بسیار نا امید کننده است.

چکناواریان؛ آهنگساز جهانی

هوشنگ کامکار که با چکناواریان از طریق نشریات محلی سنندج آشنا شده، در باره آثار این رهبر ارکستر معتقد است که چکناواریان چهره‌ای چند وجهی به شمار می‌رود و علاوه بر آهنگسازی در زمینه‌ رهبری ارکستر، نوازندگی و نقاشی نیز تبحر دارد. آثار چکناواریان ‌ از تنوع جالبی برخوردار است و در مجموعه آثارش می‌توان اپرا، سمفونی، موسیقی فیلم، انواع کنسرتوها و حتی موسیقی پاپ نیز مشاهده کرد.

کامکار، چکناواریان را آهنگسازی جهانی می‌داند و ادامه می‌دهد: آثار او را می‌بایست در سطح جهانی بررسی کرد. برای خود من نیز بررسی مجموعه آثار ایشان با توجه به‌حساسیت‌هایم کار بسیار دشواری بود.

به نظر من، مهم‌ترین ویژگی شخصیتی چکناواریان، توجه او به مسوولیت‌های اجتماعی و همکاری در کنار نهادهای خیریه و مدنی مختلفی مانند موسسه خیریه محک است. من تمام آثار چکناواریان را از جزو موسیقی‌های دارای برنامه می‌دانم. ضمن این‌که خود او را نیز موسیقیدانی عاشق ایران و با گرایش‌های مذهبی است. این فاکتورها بخوبی در آثاری که چکناواریان در زمینه مسیحیت، اسلام و ایران ساخته مشهود است.‌خالق قطعه «کجایید ای شهیدان خدایی» بیان می‌دارد: چکناواریان نوعی امضای شخصی در آثارش دارد که این امضا به استفاده از تم‌های فولکلور باز می‌گردد. همچنین از مشخصه‌های کارهای چکناواریان می‌توان به قطعه‌های بسیار آرام و رمانتیک و به کارگیری حجم بالای ارکستر اشاره کرد. کنارهم قرار دادن و استفاده از ملودی‌های کوتاه و تند و تبادل آنها در میان سازها از دیگر ویژگی آثار اوست که بی شباهت به آثار چایکوفسکی نیست.

علاقه‌مندی لوریس به موسیقی ایرانی

کامکار در ادامه می‌گوید: از دیگر ویژگی‌های آثار چکناواریان می‌توان به استفاده از موسیقی دستگاهی ایرانی اشاره کرد. او علاوه بر آنها به استفاده از حالت‌های موسیقی ایرانی مانند حالت‌هایی که در اصفهان و چهارگاه یا دستگاه شور شنیده می‌شود، علاقه دارد. در واقع بافت اکثر آثار او در گام‌های ماژور و مینور قرار دارد که در آثار آهنگسازان اواخر دوره رمانتیک دیده می‌شود. ارکستراسیون آثار چکناواریان بسیار درخشان و پرحجم است که تحت تاثیر گروه 5 نفره آهنگسازان بزرگ روسی و بخصوص «گوستاو مالر» است که احتمال دارد این تاثیر آگاهانه بوده باشد.

هوشنگ کامکار در توصیف بخش دیگری از ویژگی‌های آثار چکناواریان می‌گوید: بیشتر آثار او توصیفی هستند که برای بیان داستان مورد نظر او به کار گرفته شده و از رنگ جداگانه سازها به همین منظور استفاده خوبی می‌کند. برای مثال از ساز هارپ القای فضای طبیعت و آب بهره گرفته یا برای نشان دادن حس جنگ و خشونت از سازهای برنجی استفاده کرده است. استفاده از سازهای سلفون و سازهای شبیه به بلز در تمام آثار چکناواریان بجز اثری که درباره حضرت علی(ع) ساخته، به چشم می‌خورد. این در حالی است که از سازهای غیر معمول نیز در کنار یکدیگر بهره گرفته که بیشتر در آثار قرن بیستم مرسوم بوده است.

این آهنگسازمی افزاید: از دیگر ویژگی‌های آثار چکناواریان استفاده از قطعات ضربی غیرمعمول است. برای مثال می‌توان به قطعات کوبه‌ای که سال‌ها قبل در پرسپولیس نوشته اشاره کرد. من 20 سال قبل، اثری با عنوان«سماع ضربی‌ها» نوشته بودم و گمان می‌کردم اولین نفری هستم که چنین کاری کرده‌ام اما با شنیدن این اثر استاد چکناواریان فهمیدم ایشان سال‌ها قبل چنین کاری انجام داده است. چکناواریان همچنین برای اولین بار از سازهای ایرانی به صورت چندصدایی استفاده کرده است؛ البته نمی‌دانم که احمد پژمان آیا قبل از او چنین تجربه‌ای داشته یا نه.

چکناواریان و فردوسی

کامکار در ادامه به کار گرفتن تکنیک ملودیک نقطه‌ای یا ملودیک رنگین را که آهنگسازان قرن 20 از آن استفاده می‌کردند، از دیگر ویژگی‌های آثار چکناواریان می‌داند و می‌گوید: تکنیک ملودیک رنگین در واقع یعنی یک نت را یک ساز، نت دیگر را ساز دیگر و به همین ترتیب الی آخر اجرا می‌کنند. نمونه چنین تکنیکی را در آثاری چون پرسپولیس و سیمرغ و چند اثر دیگر چکناواریان می‌توان دید.

سرپرست گروه کامکارها ادامه می‌دهد: چکناواریان اولین آهنگسازی است که به فردوسی توجه کرده است و ای کاش کسانی که امروزه مدعی این هستند که به عنوان اولین نفر در مقام آهنگساز به فردوسی توجه کرده‌اند، به آثار لوریس چکناواریان در سال‌های گذشته توجه می‌کردند.

کامکار درباره کنسرتو ویلن چکناواریان می‌گوید: در این اثر از فرم کنترپوانتیک استفاده شده؛ ضمن این‌که از اوستیناتو که به تکرار ملودی‌ها ارتباط دارد، بهره گرفته شده است.

جای خالی ملودی‌های ایرانی در آثار چکناواریان

کامکار با اشاره به ضعف‌های موسیقی‌های این آهنگساز می‌گوید: متاسفانه برخی از آثار لوریس چکناواریان مثل سوئیت آرارات در نسخه‌های متعدد نوشته شده که من نمی‌توانم دلیلی برای چنین کاری پیدا کنم. همچنن گمان می‌کنم جای ملودی‌های ایرانی با خصوصیت ربع پرده‌ای و با استفاده از سازهای ایرانی در آثار چکناواریان خالی است و می‌بایست بیشتر از این ویژگی‌ها استفاده می‌کرد. شاید دلیل این کمبود به خاطر سخت شدن اجرای چنین آثاری در نقاط دیگر دنیاست. اما اگر چکناواریان تجربیاتش را در این زمینه ادامه می‌داد، امروز نتایج راهگشایی می‌توانست برای نسل بعد داشته باشد. ضمن این‌که می‌توانست شنیدن چنین آثاری برای غربی‌ها نیز با تفاوت‌های خاص خودش، جذاب‌تر باشد.

خالق سمفونی حلبچه ادامه می‌دهد: گستاو مالر و اشتراوس، آهنگسازان بزرگی بوده‌اند و یکی از دلایلی که آثار کم نقصی دارند، به این خاطر بوده که خودشان آثارشان را رهبری می‌کردند و در طول اجراها ایراداتشان را رفع می‌کردند. چکناواریان نیز رهبری آثارش را به‌عهده داشته و فکر می‌کنم این موضوع در بهبود آثارش نقش مهمی داشته است.

اثر چکناواریان با صدای ناظری در سطح کارهای او نیست

آخرین اثر چکناواریان با صدای شهرام ناظری ساخته شده و اجرا شده است که البته مخاطبان خاصی در داخل و خارج از کشور برای خود داشته است چکناواریان نیز این همکاری را تجربه خوبی می‌داند چرا که او معتقد است‌ در موسیقی آوازی ایرانی همیشه ساز به دنبال خواننده حرکت می‌کند؛ اما در موسیقی اپرا و سمفونیک، هر چیزی در زمان خود اجرا می‌شود و هیچ سازی به دنبال خواننده نمی‌رود.

اما هوشنگ کامکار در جایگاه منتقد آثار چکناواریان این همکاری را جزو کارهای ضعیف چکناواریان می‌داند.

او می‌گوید: به نظر من در آخرین اثر چکناواریان، نشانی از آن همه تجربه و دانش نیست، به گمان من این اثر اصلا در سطح و حد دیگر آثار لوریس چکناواریان نیست.

سحر طاعتی / جام جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها