در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش روز شنبه جام جم آنلاین به نقل از پایگاه خبری پلیس، در تاریخ 28/10/1390 فردی با مراجعه به دادسرای امور جنایی، اظهار داشت: در ساعت 21:30 مورخه 25/10/1390 در شهرک قدس (غرب) مورد ربایش قرار گرفته و آدم ربایان مرا به ویلایی در شمال کشور منتقل و در آنجا پس از اخذ مبلغ 100 میلیون تومان ، به صورت شبانه من و راننده ام به هویت «حامد» را در حوالی پلیس راه شهرستان «آمل» آزاد و متواری شدند.
با تشکیل پرونده مقدماتی و به دستور احمد قندی زاده بازپرس شعبه هشتم دادسرای ناحیه 27 تهران (دادسرای امور جنایی) پرونده جهت رسیدگی تخصصی در اختیار کارآگاهان اداره یازدهم مبارزه با آدم ربایی پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت.
نتایج تحقیقات مقدماتی
در تحقیقات مقدماتی انجام شده از دو شاکی پرونده مشخص شد که شاکی اصلی پرونده به هویت «رضا» به همراه «حامد» که نزد وی به عنوان راننده مشغول به کار است ، در دو اقدام جداگانه از سوی ربایندگان ، در دو منطقه مختلف شهر تهران مورد ربایش قرار گرفته و پس از آن به ویلایی در شمال کشور منتقل و در آنجا «رضا» در حالیکه به شدت از سوی آدم ربایان مورد ضرب و شتم و تهدید به مرگ قرار گرفته بود ، مجبور به دادن سه فقره چک در قالب دو چک 200 میلیون تومانی و یک چک 100 میلیون تومانی به آدم ربایان شده و ربایندگان نیز پس از نقد کردن یک فقره از چک ها به مبلغ 100 میلیون تومان ، رضا را به همراه راننده اش (حامد) پس از گذشت 48 ساعت ، به صورت شبانه در نزدیکی پلیس راه شهرستان آمل رها و متواری شده اند.
علاوه بر مبلغ 100 میلیون تومان ، مبلغ هشت میلیون تومان نیز در زمان ربایش به همراه رضا و در داخل ماشین شخصی وی بود که این مبلغ نیز توسط ربایندگان سرقت شد.
رضا در حالیکه به علت شدت ضرب و شتم های انجام شده از سوی ربایندگان هنوز در وضعیت جسمانی مناسبی حضور نداشت و حتی قادر به نوشتن شرح ماجرای آدم ربایی خود نبود ، در اظهارات خود به کارآگاهان اداره یازدهم گفت:«ساعت 21:30 روز یکشنبه مورخه 25/10/1390 به همراه یکی از دوستانم در شهرک قدس (غرب) بودم که با «حامد» تماس گرفته و از او خواستم تا دوستم را به منزلش برساند ؛ پس از گذشت 15 دقیقه و رسیدن حامد به شهرک قدس ، من نیز با دوستم خداحافظی کرده و پس از رفتن او به همراه «حامد» ، با ماشین شخصی همسرم که یک دستگاه خودرو سواری «هیوندا آزرا» بود از محل کار خود خارج و به سمت خانه حرکت کردم که در فاصله کوتاهی از محل کار ، ناگهان یک دستگاه خودرو «L 90» خاکستری رنگ مسیر حرکت مرا بست و سه سرنشین داخل آن در حالیکه مسلح به اسلحه کمری و دیگر تجهیزات نظامی بودند ، با معرفی خود به عنوان مأمور به دستانم دستبند زده و چشمانم را نیز بستند ؛ در حدود سه الی چهار ساعت با همان حالت در داخل ماشین قرار داشتم و ماشین نیز در حال حرکت بود تا اینکه پس از این مدت متوجه شدم که مرا به همراه حامد به ساختمانی ویلایی در شمال برده و زمانیکه در آنجا در ازای آزادی من و راننده ام درخواست پول کردند ، متوجه شدم که این افراد مأمور نبوده و اقدام به آدم ربایی کرده اند.»
رضا در خصوص 48 ساعتی که در اختیار آدم ربایان قرار داشت به کارآگاهان گفت: «زمانی که آدم ربایان در ازای آزادی من و «حامد» درخواست مبلغ 500 میلیون تومان کردند ، به آنها گفتم که قادر به تهیه این مبلغ نبوده و آن زمان بود که آزار و اذیت و ضرب و شتم کردن های آنها شروع شد ؛ حتی در چندین مورد نیز ، آدم رباها با اتصال جریان برق به قسمت های مختلف بدن باعث شدند که چندین بار دچار بیهوشی کامل شده و هر بار که به هوش می آمدم همان آزار و اذیت ها تکرار می شد تا اینکه پس از آنکه آدم ربایان اطمینان پیدا کردند که من قادر به پرداخت مبلغ 500 میلیون تومان در یک مرحله نیستم ، قبول کردند تا مبلغ 100 میلیون تومان را به صورت نقد و مابقی پول را نیز در قالب دو فقره چک 200 میلیون تومانی به آنها پرداخت نمایم ؛ پس از آن نیز سه فقره چک (یک چک 100 میلیون تومانی و دو چک 200 میلیون تومانی) از من گرفته و پس از نقد کردن یکی از چک ها (به مبلغ 100 میلیون تومان) ، من و حامد را سوار خودرو کرده و پس از ساعتی در کنار جاده پیاده کردند و در آنجا بود که متوجه شدم که ما دو نفر را در نزدیکی پلیس راه آمل رها کرده اند».
حامد نیز در اظهارات خود و در خصوص نحوه ربوده شدن خود توسط آدم ربایان ، به کارآگاهان گفت: روز یکشنبه مورخه 25/10/1390 در مسیر بازگشت به خانه ، ماشین را برای شستشو به کارواشی که از چند ماه پیش ماشین را برای شستشو و یا سرویس خودرو به آنجا می بردم ، رفته و پس از انجام شستشو و سرویس ماشین از آنجا خارج شدم ؛ پس از خارج شدن از داخل کارواش بود که نرسیده به ورودی اتوبان یادگار امام متوجه شدم که یک دستگاه پژو 405 مشکی در پشت سر من در حال حرکت است ؛ در خروجی اتوبان یادگار امام به داخل اتوبان شهید همت بود که ناگهان سرنشینان پژو 405 مشکی ، با نشان دادن اسلحه و تابلوی ایست مرا مجبور به توقف کرده و قبل از هرگونه سوال و یا پاسخی مرا به سرعت وارد ماشین خود کرده و ضمن و ضرب و استفاده از شوکر برقی ، چشمانم را بسته و پس از چند ساعت متوجه شدم که مرا به همراه رضا به ساختمانی ویلایی در شمال برده اند.
دستگیری آدم ربایان
کارآگاهان اداره یازدهم پلیس آگاهی تهران بزرگ در شرایطی که رضا و حامد قادر به چهره نگاری دقیق هیچکدام از ربایندگان نبودند با شناسایی شعبه بانکی محل نقد شدن چک 100 میلیون تومانی در شمال کشور ، به بررسی تصاویر بدست آمده از دوربین های مداربسته بانکی پرداخته و در بازبینی های مکرر خود موفق به شناسایی «امیر.ش» (32 ساله) به عنوان تحویل گیرنده پول و یکی از مجرمان سابقه دار ، شدند ؛ با شناسایی هویت «امیر.ش» کارآگاهان اداره یازدهم با شناسایی محل سکونت وی در اتوبان کردستان ، به تحقیقات در این محل جهت دستگیری امیر پرداخته و در ادامه تحقیقات خود اطلاع پیدا کردند که امیر از چند روز قبل از وقوع آدم ربایی به بهانه پیدا کردن در خارج از تهران از منزل خارج و تاکنون نیز مراجعه ای به محل سکونت خود نداشته است.
در ادامه تحقیقات میدانی از محل سکونت امیر ، تعدادی از همسایگان در اظهارات خود به کارآگاهان اظهار داشتند: «در این اواخر ، امیر با یک دستگاه خودرو پژو 405 مشکی در محل تردد داشت و عنوان می کرد که ماشین متعلق به خانم جوانی است که قصد ازدواج با وی را دارد».
در ادامه تحقیقات، یکی از همسایگان به کارآگاهان عنوان کرد:«یک روز که از محل کار به خانه بازگشته بودم ، متوجه شدم که یک دستگاه خودرو پژو 405 مشکی رنگ در محل پارکینگ من ، در داخل مجتمع پارک شده !!!! برای پیدا کردن مالک خودرو مجبور شدم تا شماره پلاک آنرا برداشته و به سراغ تک تک همسایه ها بروم تا اینکه متوجه شدم ماشین متعلق به پسر همسایه طبقه چهارم می باشد».
با توجه به اطلاعات بدست آمده از خودرو پژو 405 مشکی رنگ ، کارآگاهان موفق به شناسایی هویت مالک خودرو شدند و پس از مراجعه به محل سکونت مالک خودرو در غرب تهران و انجام تحقیقات از وی اطلاع پیدا کردند که خودرو از چند ماه پیش به صورت قولنامه ای به خانم جوانی به هویت «ستاره.الف» فروخته شده است. با شناسایی محل سکونت ستاره در خیابان فاطمی و احتمال مراجعه و تردد امیر به این محل ، محل سکونت «ستاره.الف» تحت مراقبت های نامحسوس پلیسی قرار گرفت و سرانجام پس از چندین روز مراقبت های شبانه روزی ، در ساعت 9 صبح مورخه 11/11/1390 در حالیکه امیر با یک دستگاه خودرو پژو 405 مشکی رنگ به درب منزل «ستاره» مراجعه کرده بود ، دستگیر و در بازرسی بدنی و همچنین داخل خودرو پژو 405 نیز یک قبضه سلاح کمری با تعدادی گلوله جنگی به همراه یک دستگاه شوکر برقی و همچنین تعداد زیادی از مدارک شناسایی متعلق به شکات پرونده کشف و بلافاصله «امیر.ش» به اداره یازدهم منتقل و تحقیقات از وی جهت شناسایی دیگر اعضای گروه آدم ربایی آغاز شد.
همزمان با انتقال «امیر.ش» به اداره یازدهم ، شکات پرونده نیز جهت شناسایی متهم در اداره یازدهم حاضر و هر دو نفر امیر را به عنوان یکی از ربایندگان مورد شناسایی کامل قرار دادند.
با شناسایی امیر از سوی شکات پرونده و با توجه به اسناد و مدارک کشف شده از متهم ، متهم که دیگر چاره ای جز بیان حقیقت نداشت ، به ناچار لب به اعتراف گشود و در اعترافات خود به کارآگاهان گفت:«از طریق یکی از دوستان به هویت «حسن.غ» (31 ساله) که در یک کارواش و تعمیرگاه خودرو کار می کرد متوجه شدیم که یکی از مشتری های ثابت کارواش به هویت حامد ، راننده مدیر یکی از شرکت های تجاری معتبر در شهرک غرب است که چندین بار در خصوص وضعیت مالی مدیر شرکت و وضعیت اقتصادی وی صحبت هایی را با حسن کرده بود . پس از اطلاع از این موضوع و بدون آنکه راننده مدیر شرکت (حامد) متوجه شود ، چندین روز او را تحت نظر گرفتیم و از این طریق موفق به شناسایی دقیق مدیر شرکت به هویت «رضا.ج» شدیم که حامد به عنوان راننده ، نزد وی کار می کرد. پس از شناسایی دقیق رضا و محل کار او در شهرک قدس (غرب) ، با همکاری سه نفر دیگر از دوستان نزدیکم به اسامی «علی.ت» (32ساله)، «احسان.س» (29 ساله) و «مهدی.ک» (20 ساله) اقدام به طرح ریزی و ربودن آقای «رضا.ج» و راننده اش کرده و آنها را تحت عنوان مأمور ربوده و به ویلایی استیجاری در شمال کشور بردیم».
در ادامه رسیدگی به پرونده و با توجه به اطلاعات بدست آامده از دیگر اعضای گروه ، کارآگاهان اداره یازدهم در ادامه دستگیری متهمان،«حسن.غ» را در مورخه 13/11/1390 در خیابان حبیب اللهی شناسایی و دستگیر کردند؛ «حسن.غ» نیز بلافاصله پس از دستگیری به اداره یازدهم انتقال پیدا کرد و در همان مراحل اولیه تحقیقات ، صراحتا به نقش خود در خصوص قراردادن اطلاعات شکات پرونده به سایر اعضای گروه اعتراف کرد.
در ادامه دستگیری متهمان ، کارآگاهان اداره یازدهم با شناسایی مخفیگاه «علی.ت» در خیابان کاشان ، وی را نیز در مورخه 14/12/1390 دستگیر و از طریق وی موفق به شناسایی مخفیگاه دو متهم دیگر پرونده (احسان و مهدی) در مناطق مهرآباد جنوبی و خیابان ستارخان شناسایی شدند و این دو متهم نیز در دو عملیات جداگانه ، در مورخه های 14/12/1390 (دستگیری احسان) و 21/12/1390 (دستگیری مهدی) دستگیر و در بازرسی از مخفیگاه آنها نیز دو فقره چک 200 میلیون تومانی متعلق به شاکی اصلی پرونده کشف شد.
سرهنگ عباسعلی محمدیان رییس پلیس آگاهی تهران بزرگ گفت: بنا بر تحقیقات انجام شده مشخص گردید که هر پنج متهم این پرونده فاقد هرگونه سابقه عضویت و حتی وابستگی به هریک از ارگان های نظامی بوده و در حال حاضر تحقیقات تکمیلی جهت شناسایی نحوه تهیه سلاح و دیگر تجهیزات نظامی کشف شده از متهمان و همچنین دیگر اقدامات مجرمانه احتمالی متهمان در دستور کار اداره یازدهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفته است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: