در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
آنها سرخوش از تحولات به وجود آمده تصمیم به مدیریت آنها را داشتند که ناگهان صدایی آرام ولی هشداردهنده توجه آنها را به خود جلب کرد.
با کمی دقت متوجه شدند که نوع صدا، اعتراضی از جنس همانهایی است که در کشورهای خاورمیانه به راه افتاده و موج بیداری نامگرفته است.
گویی در غرب نیز این حرکت بازتاب داشته و کسانی بیدار شده بودند البته این بار دیگر صدا از میدان التحریر قاهره، میدان اللؤلؤ منامه یا میدان التغییر صنعا نمیآمد، بلکه صدا از نیویورک، لندن، رم و پاریس میآمد. پژواک صدا خیلی نزدیک بود. اینبار آنها صدای اعتراض را بیخ گوش خود میشنیدند.
پیش از این آخرین باری که صدایی مهیب در نیویورک شنیده شده بود به 11 سپتامبر 2001 و سقوط یکباره برجهای دوقلو بازمیگشت.
حالا کمی آن طرفتر و در مقابل وال استریت (ساختمان بورس ایالات متحده) صدایی آرام ولی بامعنا و مفهوم به گوش میرسید. این صدا در وهله نخست بسیار ساده به نظر میرسید.
عدهای از مردم از شرایط بد اقتصادی به تنگ آمده بودند و میخواستند با تجمع مقابل ساختمان بورس به شیوهای جدید اعتراض خود را نشان دهند.
خیلیها تصورشان این بود که پس از چند روز، تب این افراد هم فروکش میکند و صدای اعتراضشان در میان
صدای شهر شلوغی همچون نیویورک گم میشود، اما چنین نشد. آنها به اعتراض خود سر و سامانی دادند و اظهار داشتند در قالب یک جنبش فعالیت میکنند. نامشان هم بسیار ساده بود: «جنبش اشغال والاستریت».
شعارهای ساده نوشته روی مقواها با ماژیک، بیش از هر چیز دیگری خودنمایی میکرد. حالا دیگر تنها نیویورک شاهد این اعتراضها نبود؛ این حرکت اعتراضی به اکثر ایالتهای آمریکا کشیده شده بود با این شباهت که قبل از نام هر ایالت، پیشوند «جنبش تسخیر» به آن اضافه میشد.
چیزی که جنبش اشغال وال استریت در شعار ما 99 درصد هستیم انجام داد، یادآوری این حقیقت به آمریکاییها بود که پیامدهای اقتصادی همچون آب و هوا نیست که تحمل شود.
در واقع آنها میخواستند بگویند همیشه پیامدهای اقتصادی و بازار به وسیله تصمیمات سیاسی شکل میگیرند و سیاستهای آمریکا به گونهای شکل گرفته است که منفعت و سود بیشتری برای ثروتمندان به همراه داشته باشد.
خیلی از افراد بودند که این شعار معترضان والاستریت را بیشتر در حد حرف میدانستند و چندان توجهی به آن نداشتند، اما اخیرا اتاق فکر «موسسه سیاست اقتصادی» تحقیقی انجام داده که نشان میدهد سخن این معترضان چندان هم دور از واقعیت نیست.
آمار این تحقیق که فاصله زمانی بین سالهای 1979 تا 2007 را شامل میشود، دو گروه را مدنظر قرار میدهد؛ یک درصد که از لحاظ ثروت و دارایی در راس قرار دارند و 99 درصد که خانوادهها و افراد عادی را تشکیل میدهند.
آمار و ارقام نشان میدهد که بین سالهای 1979 تا 2007 درآمد سالانه آن یک درصد مذکور، 224 درصد بیشتر شده و در مقابل درآمد آن 99 درصد، فقط 5درصد رشد داشته است. به دلیل رشد فزاینده درآمدها، طی این سالها این یک درصد فاصله خود را با اکثریت مطلق بیشتر کردهاند.
درآمد سالانه این یک درصد در سال 1979، 14 برابر بیشتر از آن 99 درصد بود؛ تا سال 2007 این فاصله بیش از 42 برابر شد. در کنار این موارد، این یک درصد سهم بیشتری از افزایش درآمدها را به دست آوردند.
آمار میگوید که از تمام درآمدهای حاصله بین سالهای مذکور، 59.9 درصد آن در اختیار این یک درصد بوده است. در مقابل سهم 99 درصد مردم عادی، تنها 8.6 درصد بوده است.
در کنار این موارد، درآمدهای ملی جامعه به میزان بسیار زیادی به صورت ناعادلانه تقسیم شده است. به استناد آمار رسمی، حقوق و مزایای یک درصدها بین سالهای 1979 تا 2006 حدود 144 درصد افزایش داشته است. این در حالی است که حقوق خانوادهها و افراد عادی طی این سالها تنها 15 درصد افزایش داشته است.
اگرچه این آمار و ارقام بتازگی منتشر شده است، اما مردم عادی آمریکا مدتهاست که این فاصله طبقاتی را به وضوح مشاهده کرده و از آن رنج میبرند.
حالا آنها تصمیم گرفتهاند به جای ساکت نشستن و تحمل کردن این وضعیت، صدای اعتراض خود را از لابهلای دیوارهای ضخیم کاخ سفید و وال استریت به گوش مسوولانشان برسانند. تا همین جا هم برای این کار هزینه زیادی پرداخت کردهاند؛ از اسپری فلفل خوردن به دست پلیسهای آمریکایی گرفته تا برچیده شدن چادرهایشان در پارکهای مختلف و شب را به صبح رساندن در دل سرما.
در این میان سیاستمداران هر دو جناح موجود در آمریکا سعی کردند با اظهارات خود در حمایت از این جنبش، سوار بر این موج شده و به نوعی از قافله عقب نیفتند.
البته حضور معترضان جنبش تسخیر والاستریت در چند مراسم سخنرانی اوباما و چند کمپین انتخاباتی جمهوریخواهان، حاکی از مستقل بودن این جریان اعتراضی است.
با گذشت هفت ماه از شکلگیری این حرکت، حالا دیگر جنبش تسخیر محدود به نیویورک یا دیگر ایالتهای آمریکا نیست.
از ونکوور و تورنتو در کانادا گرفته تا پاریس، لندن و برلین در اروپا، این جنبش، طرفداران خود را به دست آورده است.
هدف روشن و اولیه آنها خروج ثروتهای جامعه از دست یک اقلیت سرمایهدار و تقسیم عادلانه آن بین اقشار مختلف جامعه است.
به نظر میرسد تا این خواستهها پابرجا باشد جنبشهایی نظیر والاستریت نیز به قوت خود باقی خواهد بود.
معترضانی که 99% هستند
در کنار تمام شعارهای داده شده، یک شعار بیش از همه به چشم میآمد. معترضان از همان روزهای نخست این شعار را دائما تکرار میکردند: «ما 99 درصد هستیم».
این سوال مطرح شده بود که یک درصد لحاظ نشده از سوی معترضان چه کسانی بودند؟ خود آنها پاسخ این سوال را دادند: ما 99 درصد مردم آمریکا به یک درصدی اعتراض داریم که اقتصاد و سیاست این کشور را به دست گرفته و هر طور بخواهند با آنها رفتار میکنند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: