در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
بعد از اینکه مراد به زندان افتاد پدر او مجبور شد از آن محل برود. زندانی سابق توضیح میدهد: دیگر آبرویی برای خانوادهام نمانده بود. چارهای نداشتند و باید جای دیگری میرفتند. ما در آن خانه 11 سال مستاجر بودیم و مثل خانه خودمان شده بود اما پدرم مجبور شد آنجا را تحویل بدهد و به محل دیگری برود. او در یک هتل خدمتکار بود و درآمد زیادی نداشت. برای همین جور کردن پول دیه برایش سخت بود هیچ وقت یادم نمیرود یکبار که به ملاقاتم آمد گفت پسر بزرگ کردم که پیری عصای دستم شود اما تو باری از دوشم برنداشتی که هیچ دردی هم به دردهایم اضافه کردی. هر وقت یاد این جمله پدرم میافتم اشک در چشمهایم جمع میشود.
مراد بعد از آزادی از زندان سعی کرد گذشته را جبران کند برای همین دنبال کار گشت ولی هرکجا که میرفت و معلوم میشد سابقهدار است عذرش را میخواستند تا اینکه پدرش برای او کاری پیدا کرد. مراد ماجرا را اینطور شرح میدهد: یکی از مشتریان همیشگی هتلی که پدرم در آن کار میکرد، اهل شیراز بود و در شهر خودش شرکتی داشت. او پدرم را میشناخت و همیشه به او انعام میداد پدرم یک بار مشکلش را با آن مرد در میان گذاشت و آن مرد قبول کرد به من کار بدهد برای همین راهی شیراز شدم و آنجا به عنوان آبدارچی مشغول به کار شدم و شبها هم در انبار شرکت میخوابیدم.
مراد 3 سال در آن شرکت ماند تا اینکه بعد از فوت پدرش به خاطر مراقبت از مادرش مجبور شد دوباره به تهران بیاید و این بار در یک کتابفروشی که کارش خرید و فروش کتب دست دوم و قدیمی بود، مشغول به کار شد. او میگوید: من هیچوقت در زندگی نتوانستم به پدرم کمکی بکنم و دست او را بگیرم. در این سالها یک بار دیگر هم به فکر ازدواج افتادم اما موفق نشدم به خواستهام برسم. مادرم 3 سال قبل فوت کرد و حالا من تنها زندگی میکنم و در همان کتابفروشی مشغول به کار هستم. تنهایی خیلی اذیتم میکند و زندگی سختی دارم اما در همه این سالها هیچوقت با کسی درگیر نشدم و کاری نکردم که پایم به کلانتری و زندان باز شود چون زندان تجربه خیلی تلخی برایم بود و روزهای خیلی سختی را آنجا گذراندم و اصلا حاضر نیستم یک روز دیگر را در آن شرایط تحمل کنم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: