در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
تراکم زیاد بازیها بویژه برای ملیپوشانی که در چند جام درگیر هستند همواره مصدومیتهایی فراوان و جدی را به وجود آورده است. مصدومیتهایی که هماکنون بیش از هر تیمی، ستارههای استقلال را به عنوان پرکارترین تیم ایران نشانه رفته و بازیکنانی کلیدی چون جباری، تیموریان، زندی، میداوودی و... را کمابیش از رده خارج کرده است.
اما آنچه در کنار تمام مشکلات تعطیلی لیگ و در نتیجه تراکم بیشتر آن در شروع مجددش وجود دارد مشکلات دیگری است که مربیان کاربلد تیم ملی را وادار به این حرکت غلط میکند.
در تمام دنیای حرفهای فوتبال، تیمهای ملی با پرهیز از اردوهای خستهکننده بلندمدت، با انجام اردوهای تدارکاتی کوتاه و مقطعی، نفرات آماده خود را با یکدیگر هماهنگ و آماده شرکت در تکدیدارهای ملی میکنند.
البته پیش از تورنمنتهای بلندی مثل جامجهانی، جام ملتهای اروپا و... شکل کار کمی تفاوت میکند و اردوهای بلندتر و بازیهای تدارکاتی بیشتری برگزار میشود.
اما در کشور ما که تیمهای لیگی، اصول محکمی را برای آمادهسازی دنبال نمیکنند و دارای دورههای آمادگی چندان مطلوبی نیستند، بازیکنان به درجهای از آمادگی نمیرسند که مربیان ملی فقط به ایجاد هماهنگی آنها بپردازند، بلکه ناچارند در اردوهای ملی، به مثابه یک باشگاه، صدر تا ذیل امور فنی فوتبال را مرور کنند تا تیم به آمادگی قابل قبولی برسد.
هنوز حرکت تومیسلاو ایویچ فقید در زمان تصدیگری عنوان سرمربیگری تیم ملی فوتبال از یادها نرفته است، زمانی که او به این نتیجه رسید که باشگاههای ایران کفایت تربیت بازیکنانی قلدر و آماده را ندارند به ناچار برنامههایی شبیه یک باشگاه را برای ملیپوشان طراحی کرد و آنها را راهی اردوهای مختلف بدنسازی، تاکتیکی و... در شهرستانهایی چون بروجرد و کشورهایی چون فرانسه، بلژیک و ایتالیا کرد که اتفاقا نتایج کار صحیح ایویچ در جامجهانی 98 فرانسه نمود خوب خود را هم نشان داد.
به هر حال باید پذیرفت تیم ملی و راهیابی و موفقیت آن در جامجهانی، نخستین اولویت برنامههای فوتبال ایران در مقطع کنونی محسوب میشود و مربی کاربلدی مثل کارلوس کرش برنامههایی جدی در این مسیر دشوار در ذهن خود پرورانده و در مرحله عملیاتیکردن دارد.
کرش بازیکن بسیار آمادهای مثل اشکان دژاگه را تنها به فاصله یک روز تا بازی تیم ملی به اردو فرا میخواند و در همان بازی نخست، بهترین عملکرد ممکن را از او میگیرد، در عین حال، ملیپوشان داخلی را از مدتها پیش از بازی در اردو حاضر میکند.
در حقیقت ضعف باشگاههای ایرانی در آمادهسازی بازیکنان خود که بیارتباط با ضعف برنامهریزی دیدارهای باشگاهی، تراکم زیاد و نداشتن آهنگ یکنواخت این بازیها و کمبود فاصله مناسب و منظم بین 2 فصل لیگ نیست، در نهایت لطماتی را به برنامهریزی تیم ملی وارد میکند تا مربیان این تیم چارهای جز تعطیلیهای گاه و بیگاه لیگ به منظور تلاش برای نجات تیم ملی پیدا نکنند!
به همین دلایل، کاملا بجاست در مسیر طراحی برنامههای کلان برگزاری لیگ، از ایدهها و برنامههای مربیان کاربلد تیم ملی نیز استفاده بهینهای به عمل آید تا با هماهنگی هرچه بیشتر ارکان مختلف فوتبال، هم لیگ و هم بازیهای ملی به پیشرفتی مطلوب برسند و تماشاگران نیز از لذت تماشا و هیجان دیدارهایی مستمر و کموقفه محروم نمانند. کاری که چند سال پیش با پیشنهاد برانکو ایوانکوویچ (سرمربی وقت تیم ملی) به طور نسبی صورت گرفت که ماحصل آن ایجاد روند رو به رشد و منظمتر لیگ و همچنین موفقیتهای پیاپی تیم ملی در بازیهای آسیایی، جام ملتهای آسیا، دیدارهای غرب آسیا و راهیابی زودهنگام و بیدردسر به جامجهانی فوتبال شد و ایران را برای نخستین و آخرین بار در تاریخ فوتبال خود تا رتبه چهاردهم فیفا بالا کشاند.
مجید عباسقلی / گروه ورزش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: