در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ماموران پلیس آگاهی استان فارس سال گذشته از آتش گرفتن و مرگ زنی مسن در خانهاش مطلع شدند و با رفتن به آنجا تحقیقاتی را در این خصوص آغاز کردند و فهمیدند مقداری پول و طلا از خانه مقتول که زیبا نام داشت به سرقت رفته است. از این طریق بود که ماموران موفق شدند فروشنده جواهرات را که مردی معتاد به نام آرش است بازداشت کنند.آرش در بازجوییها گفت: من به مواد مخدر اعتیاد داشتم به همین خاطر بود تصمیم گرفتم از خانه پیرزن سرقت کنم. روز حادثه وقتی مطمئن شدم او در خانه نیست وارد منزلش شدم تا پول و طلا سرقت کنم. چیزهایی را که میخواستم برداشته بودم و داشتم از حیاط بیرون میرفتم که در باز و زیبا وارد خانه شد. او با من درگیر شد و من چون مرد بودم زورم بیشتر بود زن مسن را به زمین کوبیدم. میدانستم اگر زنده بماند میتواند من را شناسایی کند. یکدفعه چشمم به یک پیت نفت افتاد آن را برداشتم و روی پیرزن ریختم و او را آتش زدم. بعد با پول و طلاهایی که برداشته بودم از خانه فرار کردم.این متهم در شعبه دوم دادگاه کیفری استان فارس محاکمه شد. در جلسه دادگاه اولیای دم مقتول خواستار قصاص او شدند و آرش با اعتراف مجدد به جرمش از خانواده زیبا درخواست عفو و بخشش کرد و گفت: من از کرده خودم پشیمان هستم و خیلی ناراحتم که دست به قتل زدم. به خاطر شدت اعتیاد این کار را کردم. مقتول به من بدی نکرده بود و اختلاف و دشمنی با او نداشتم و نباید وی را به قتل میرساندم و حالا درخواست بخشش از سوی اولیایدم دارم.
متهم در نهایت با تصمیم هیات قضات به قصاص محکوم شد. او به این رای اعتراض کرد و قضات دیوان عالی کشور به بررسی مجدد پرونده پرداختند و چند روز قبل اعلام کردند، حکم صادره منطبق با موازین قانونی و قابل اجراست. به این ترتیب پرونده در اختیار واحد اجرای احکام قرار گرفت تا قاتل معتاد به سزای عملش برسد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: