در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
البته عملکرد ضعیف حزب واحد روسیه در انتخابات دوما و اعترضات مردمی پس از آن تا حدودی موجب کاهش محبوبیت پوتین شد. غیر از حزب واحد روسیه، 6 حزب مهم دیگر نیز به طور فعال در فضای سیاسی روسیه حضور دارند، اما هیچ کاندیدای شاخصی در میان آنها که بتواند رقیبی جدی برای نخستوزیر کنونی روسیه باشد، حضور ندارد. هر چند این احزاب، دیدگاههای سیاسی متنوعی ازجمله دیدگاههای ملیگرایانه تا لیبرالی را پوشش میدهند، اما هیچ یک در میان شهروندان روس محبوبیت گستردهای ندارند . بهعنوان مثال، حزب کمونیست، مهمترین حزب مخالف دولت روسیه است که بیش از 180 هزار عضو دارد. گنادی زوگانف، کاندیدای این حزب از زمان فروپاشی شوروی همواره رتبه دوم را در انتخابات به دست آورده است. یکی از دلایل ضعف این حزب، ناتوانی آن در بازسازی خود و عدم بهرهمندی از جذابیتهای ایدئولوژیک برای شهروندان روسی بویژه طبقه متوسط است. هرچند زوگانف از سال 1993 به این سو رهبری حزب کمونیست را در اختیار داشته، اما هماکنون تنها به آرای معترضان دل خوش کرده است. حزب « روسیه عادل » نیز تنها با وعده حرکت به سوی سوسیالیسم نوین وارد انتخابات شده است. نکته جالب توجه اینجاست که میرونف، رهبر این حزب نیز خود از حامیان سرسخت پوتین محسوب میشود و به باور بسیاری از کارشناسان، تنها برای جذب آرای کمونیستها وارد عرصه انتخابات شده است. ولادیمیر ژیرینفسکی، رهبر حزب لیبرال دموکرات نیز که با مطرح کردن شعارهای ملیگرایانه، خود را به عنوان یکی از احزاب ضددولتی معرفی میکند، در بسیاری از موارد با طرحهای کرملین همراهی کرده است. سایر احزاب نیز تاثیر چندانی در این انتخابات نخواهد داشت. پوروخوروف از کاندیداهای این انتخابات درصدد جذب آرای لیبرالها و طبقه متوسط شهری روسیه است. وی نیز همانند سایر کاندیداها شانس چندانی برای پیروزی در انتخابات ندارد. به نظر میرسد با توجه به کنترل کرملین بر رسانهها، مطبوعات و تلویزیون روسیه و استفاده از منابع دولتی، پوتین در انتخابات پیشرو به پیروزی برسد. نظرسنجیها نیز نشان میدهد پوتین در میان کاندیداهای ریاست جمهوری محبوبیت بیشتری دارد. نتایج نظرسنجی یکی از مراکز معتبر در این زمینه نشان میدهد پوتین حدود 60 درصد آرا را به دست خواهد آورد. والری فیودورف، رئیس مرکز All-Russianدر همین ارتباط میگوید این نظرسنجی 11 و 12 فوریه در 138 شهر و 42 منطقه و از 1600 شهروند روسی انجام شده است. نظرسنجی در مسکو و سنپترزبورگ نیز اوایل ماه فوریه و از میان 1200 نفر صورت پذیرفت. مطابق نظرسنجیهای انجام شده در جدول زیر آرای شهروندان به هر یک از کاندیداها مشخص شده است.
البته در ماههای گذشته، محبوبیت پوروخوروف رو به افزایش گذاشته چراکه تا پیش از این، تنها 4 درصد شهروندان از او حمایت میکردند. در مسکو و سنپترزبورگ عملکرد وی حتی در مقایسه با زوگانف نیز بهتر است. پروخوروف در این دو شهر به ترتیب 2/17 و 16 درصد آرا را به دست آورد. نکته جالب توجه این که بیش از 50 درصد شهروندان اعلام کردهاند تحت هیچ شرایطی به ژیرینفسکی رای نخواهند داد و تنها 14 درصد با ریاست جمهوری پوتین مخالف هستند.
پوتین و سیاست خارجی روسیه
با توجه به این که تقریبا تمام کارشناسان نسبت به پیروزی پوتین در انتخابات یکشنبه آینده (14 اسفند) اتفاقنظر دارند، عملکرد وی در حوزه سیاست خارجی و نحوه تعامل با ایالات متحده از اهمیت بیشتری برای صاحبنظران برخوردار است چراکه در بعد داخلی ما تنها شاهد جابهجایی قدرت میان مدودف و پوتین خواهیم بود. انتقادهای پوتین در دوره دوم ریاست جمهوری خود از سیاستهای آمریکا در حوزههای مختلف شدت بیشتری یافت و وی با بسیاری از طرحهای آمریکا ازجمله گسترش ناتو و استقرار دفاع موشکی در اروپا بشدت مخالفت کرد، اما پس از ورود اوباما به کاخ سفید روابط میان مسکو و واشنگتن نیز رو به بهبود گذاشت. روسیه و آمریکا با همکاری یکدیگر در سازمان ملل تحریمهای شدیدی را علیه ایران اعمال کردند و توانستند با همکاری سایر دولتهای منطقه و روسیه کریدوری را برای انتقال تجهیزات به نیروهای ناتو در افغانستان ایجاد کنند، اما مهمترین توافق صورت گرفته، امضای پیمان استارت جدید در سال 2010 در پراگ بود که مهمترین موافقتنامه کاهش تسلیحات اتمی در دهه گذشته محسوب میشود.
در شرایط کنونی برخی صاحبنظران معتقدند با ورود پوتین به کرملین، وی مواضع سرسختانهتری را در مقایسه با مدودف در قبال آمریکا اتخاذ خواهد کرد. با این حال، برخلاف 2 دورهای که در آن روابط روسیه و آمریکا در بهترین شرایط ممکن قرار داشت و البته خیلی زود نیز به پایان رسید (دوره اول در سال 1922 و پس از فروپاشی شوروی سابق بود و دوره دوم پس از وقوع حملات 11 سپتامبر در سال 2002)، در این دوره روابط دوستانه روسیه و آمریکا استمرار بیشتری خواهد داشت. هر چند برخی اختلافها درباره موضوعاتی همچون بحران اخیر سوریه میتواند در کوتاهمدت تاثیر نامطلوبی بر این روابط بگذارد، اما مناسبات میان 2 کشور در درازمدت تحت تاثیر مولفههایی همچون قیمت نفت، ضرورت همکاری در حوزههای مختلف اقتصادی و امنیتی و ظهور قدرتهای جدید بویژه چین دوستانه خواهد بود.
پیش از بروز بحران اقتصادی در آمریکا، بسیاری در روسیه بر این باور بودند که ایالات متحده به دلیل هزینههای بالای جنگ در عراق و افغانستان دچار نزول اقتصادی خواهد شد، اما بحران اقتصادی نه تنها آمریکا، بلکه اقتصاد روسیه را نیز تحت تاثیر قرار داد. در میان کشورهای عضو گروه 15، اقتصاد روسیه آسیب بیشتری دید و تولید ناخالص داخلی این کشور نیز تنها در یک سال 15 درصد کاهش یافت. این امر سیاستمداران روس را به این نتیجه رساند که برای ادامه روند نوسازی در روسیه باید همگرایی بیشتری با غرب داشت. تغییر در موازنه جهانی در حوزه قدرت سیاسی و اقتصادی و ظهور چین و افزایش نفوذ این کشور در سیبری، آسیای میانه و دریای خزر موجب نگرانی فزاینده مقامات کرملین شده است. پوتین در شرایطی به قدرت بازمیگردد که شرایط جهانی تغییر یافته است.
وی اوایل دهه 2000 توانست با اتخاذ سیاستهای مناسب موجب ایجاد ثبات و شکوفایی اقتصادی در روسیه شود، هر چند افزایش قیمتهای جهانی نفت نیز در این میان کمک فراوانی به وی در پیشبرد سیاستهایش کرد، اما هماکنون چالشهای داخلی روسیه نیز در مقایسه با سالهای گذشته بسیار بزرگتر شده است.
هماکنون سرانه تولید ناخالص داخلی روسیه نزدیک به 20 هزار دلار است (این رقم در سال 1999 تنها دو هزار دلار بود). در شرایط فعلی، تقاضا برای بهرهمندی بیشتر از خدمات اجتماعی، آزادیهای مدنی بیشتر، حکمرانی بهتر و مبارزه با فساد رو به افزایش گذاشته است. طبق نظریه نوسازی با عبور سرانه تولید ناخالص داخلی از 10 هزار دلار، شهروندان خواستار پاسخگویی و شفافیت بیشتر حکومت میشوند. حداقل در سطح نخبگان، روسها خواستار تکثرگرایی بیشتر در حوزه سیاست و دموکراتیکتر شدن فضای سیاسی هستند. از این رو، میتوان گفت که تغییر در موازنه قدرت در جهان، ظهور چین و همچنین چالشهای داخلی روسیه شرایطی را به وجود آورده که پوتین ناچار است سیاستهای دیگری را در قبال کشورهای غربی و بویژه آمریکا اتخاذ کند.

علیرضا ثمودی / جام جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: