خلیج فارس به گواه تاریخ

بررسی و مطالعه تاریخ گذشته یک منطقه، یک شهر و حتی یک بنا نیازمند منابع و کتاب‌های تاریخی است. یکی از بهترین و باارزش‌ترین منابع تاریخی، سفرنامه‌های گردشگران، مسافران، سفیران و یا حتی نظامیانی است که به نقطه‌ای از کشوری سفر کرده و پس از دوره اقامت، اقدام به نوشتن تجربه‌ها و بیان دیدنی‌ها و شرح آن منطقه و فرهنگ مردم کرده‌اند.
کد خبر: ۴۶۰۴۴۱

دوره‌های صفویه و قاجار از دوره‌هایی است که سفیران و گردشگران بسیاری به ایران آمدند و پس از ترک کشور دیده‌ها و تجربه‌های خود را در قالب سفرنامه نوشته‌اند. نمونه‌هایی از این سفرنامه‌ها سفرنامه‌های اولیویه، ژوبر، گاردن، تانکوانی، دروویل، ملکم، وارینگ، جونز، جیمز موریه، اوزلی، کینیر، فریزر، ولف، باکینگهام، کونولی، بارنز و دوکوتزوبوئه است. این بار در ضمیمه چمدان به بررسی چهره خلیج پارس در برخی از این سفرنامه‌ها می‌پردازیم ، چرا که این خلیج دارای یک موقعیت جغرافیایی ویژه در منطقه خاورمیانه است و از گذشته‌های دور تا به امروز چهار راه شرق و غرب و گذرگاه اقتصادی ـ سیاسی و اجتماعی منطقه به حساب می‌آید.

یکی از این شخصیت‌ها که به ایران سفر کرده در بخش دهم سفرنامه‌اش به خلیج فارس اشاره می‌کند و به وضعیت منطقه می‌پردازد: «در تاریخ [1178ه.ق] 1765م، هلندی‌ها از جزیره خارک به حکم شیخ‌میرمهنا رانده شدند. از این تاریخ به بعد دیگر کسی از این ملت در خلیج فارس ظاهر نگردید و کاملا ترک تجارت ایران کرده‌اند. در شمال جزیره خارک، قلعه‌هایی که ساخته بودند با توپ‌هایی چند که در آن گذاشته‌اند، اکنون باقی مانده است. در پیش‌روی این قلعه، لنگرگاه بسیار مطمئن و خوبی است که کشتی‌های بسیار بزرگ می‌توانند در آنجا لنگر اندازند. این جزیره تخمیناً 3 فرسخ قطر دایره دارد. امروزه قریب 400 نفر خانواده دارد که مشغول زراعت هستند. قدری گندم و قدری از حبوبات و کمی پنبه، محصولات آنهاست. درخت خرما و انجیر و بادام و انگور دارد، و در طرف جنوبی جزیره کوه‌های کوچکی است که آب‌های خوشگوار از آنها سرازیر می‌شود.»

گاسپار دروویل یک سرهنگ فرانسوی بود که سال‌های 1813ـ1812 م. (1228ـ1227 هـ .ق) وارد ایران شد و به استخدام ارتش ایران در‌آمد. دروویل از تجربه‌های 3 سال سکونتش در ایران و نیز در مورد ارتش دوره قاجار اطلاعات مفیدی را در باب یک سفرنامه گردآوری کرد.

دروویل در آخرین بخش سفرنامه‌اش درباره خلیج فارس چنین می‌نویسد: «شهرتش برای صید مروارید است که بویژه در حوالی جزیره بحرین به حد وفور یافت می‌شود. دزدان دریایی عرب که فوق‌العاده خشن و قسی‌القلب هستند، در این خلیج به قتل و غارت مشغولند. غالب آنها از قبیله جواسم و مورد حمایت امام مسقط می‌باشند.» وی در اشاره به جزیره هرمز می‌نویسد: «هرمز در حقیقت صخره لم‌یزرعی است که در آنجا به‌جز آب موجود در آب‌انبارها، آب دیگری وجود ندارد، ولی اهمیت جزیره به سبب موقعیت جغرافیایی آن است که بر تمام خلیج و تجارت آن تسلط دارد.»

از نخستین سفرنامه‌های دوره فتحعلی‌شاه قاجار که به خلیج فارس اشاره دارد، سفرنامه‌ای است اثر ادوارد اسکات وارینگ، کارمند غیرنظامی کمپانی هند شرقی بنگال که به علت بیماری در ۱۸۰۲م. (1216 هـ .ق) مدت 4 ماه را در شیراز و حومه آن گذراند. در فصل نوزدهم سفرنامه‌اش که به تجارت ایران اختصاص دارد، می‌گوید: «ایران کشوری است که تجارت داخلی ناچیزی دارد... مقدار کمی گندم، برنج، جو، خرما و بادام از طریق بوشهر به مسقط و بنادر خلیج فارس صادر می‌شود.»

نویسنده در سفری آبی که به بصره داشت در فصل‌های سی و چهارم و سی و پنجم سفرنامه‌اش از بصره و موقعیت بازرگانی شهر سخن می‌گوید. او از بصره و از راه خلیج فارس به سوی هندوستان حرکت کرد. در این سفرنامه بسیار به نام خلیج فارس اشاره می‌شود و از اهمیت آن در چهار راه شرق و غرب نشان می‌دهد.

جیمز باکینگهام که در(1241 ه.ق) 1825 م. از ایران دیدن کرده و پس از بازدید از بغداد، از راه کرمانشاه، اصفهان و شیراز به بوشهر رفته و از خلیج فارس به بمبئی رفت. باکینگهام نیز یافته‌هایش را از این سفر، به صورت یک سفرنامه گردآوری کرد.

«بازرگانان بوشهر که ایرانی و ارمنی هستند همگی بازرگانانی پرتلاش و زیرکند و از طریق خلیج‌فارس با سواحل اقیانوس هند تجارت می‌کنند.» «بوشهر تنها بندر امپراتوری گسترده ایران است و تنها راهی است که تقاضاهای ایران از هند از طریق دریا به آنجا وارد می‌شود.» «از بنگال برنج، شکر، فلفل و ادویه و از بمبئی قلع، آهن، فولاد، سرب و لباس‌های پشمی به ایران وارد می‌شود ، در‌عوض از ایران فرش، میوه‌های خشک شده و گلاب به هند صادر می‌شود.»

نیروانا حسینی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها