مدتی است کشور دچار تحریمهای جدیدی شده، به نظر میرسد تحریمکنندگان قصد گسترش آن را دارند. به نظر شما آیا این تحریمها بر بخش تجارت و بازرگانی کشور تاثیر دارند و اگر دارند تاثیرشان به چه صورت است؟
بحث تحریم ایران از اول انقلاب مطرح بوده است و چیز جدید و تازهای نیست. ما الان 33 سال است که تحریم هستیم. در حقیقت تحریمهای اولیه ایران از اول انقلاب و به بهانه تسخیر لانه جاسوسی آغاز شد. هرچند با بالا گرفتن انقلاب نشانههای وحشت آمریکا از تاثیر انقلاب آشکار و باعث بروز محدودیتهایی شد که میتوان نام آن را شبهتحریم گذاشت. بهانهگیری در تحویل خریدهای نظامی ایران نمونهای در این زمینه است. اما این تحریمها صرفا تحریمهای شخصی ایالات متحده آمریکا بر علیه ایران بود و سایر کشورهای متحد آمریکا در آن دخالت نداشتند. این استنکاف و بیمیلی در همراهی با تحریمهای آمریکا برعلیه ایران از همان ابتدای پیروزی انقلاب در میان متحدان آمریکا وجود داشت و تاکنون نیز ادامه دارد. هرقدر هم جلو میرویم این استنکاف بیشتر خودش را نشان میدهد. علتش هم روشن است. چون منطق اقتصاد و تجارت با منطق سیاست کاملا متفاوت است. منطق اقتصاد معتقد به تجارت به هر قیمت است و محدودیت ایدئولوژیک نمیشناسد، اما منطق سیاست، اقتصاد را مشروط و محدود میکند. این است که این تعارض تاریخی بخوبی خودش را در تاریخ 32 ساله تحریمهای آمریکا علیه ایران نشان داده است.
و سرانجام کدام منطق پیروز میدان خواهد شد؟
به نظر من منطق اقتصاد و تجارت پیروز میدان بوده و هست. هر قدر هم که تجارت گستردهتر و پیچیدهتر میشود این چیرگی بیشتر به چشم میآید. شما ملاحظه کنید الان 32 سال است که ایران تحریم است. واقعا از خود غربیها بپرسید توانستهاند تعاملات تجاری با ایران را محدود کنند؟ حتی نتوانستهاند درصد قابل اعتنایی از آن بکاهند. چرا؟ علتش روشن است. چون خودشان بزرگترین فروشندگان کالا به ایران هستند. اروپا بازار بزرگی چون ایران را از دست نمیدهد. این حرف بنده نیست. تجار خودشان میگویند. بخشخصوصی این کشورها با تحریم مخالفند و لذا با ما همراهی میکنند که بتوانیم با تحریمها مقابله کنیم و آن را دور بزنیم. جالب است که خود این تجار برای دورزدن تحریمها راه جلوی پای ما میگذارند و آنقدر با شرایط ما کنار میآیند و انعطاف نشان میدهند که بالاخره جریان فروش کالایشان به ایران قطع نشود. حتی برخی تجار اروپایی چون میخواهند جای پایشان را در ایران و بازارش از دست ندهند به ابزار مختلف متوسل میشوند که مشتریانشان را نرنجانند. الان هم که وضع اقتصادی غرب بههم ریخته تلاش بخشخصوصی غرب برای تداوم ارتباط با ایران بیشتر شده است. این است که مراوده تجاری ایران با غرب قطع نشده است. بله تحریمها آزاردهنده است، مراودات کم شده، اما قطع نشده و اروپا به دنبال اولین فرصت و روزنه است تا دوباره روابط تجاریاش با ایران را احیاکند.
تحریمهای جدی تجاری غرب برعلیه ایران چه زمانی شروع شد؟
تحریمهای تجاری دور اول آمریکا بر علیه ایران ـ بدون حضور متحدانش ـ از سالهای 58 و 59 آرامآرام شروع شد و با آغاز جنگ به طور جدی گسترش یافت. اما تحریمهایی که به صورت جدی به تصویب شورای امنیت رسید و سایر متحدان آمریکا در آن مشارکت کردند، در واقع از 5 سال پیش شروع شد که ما هر سال شاهد صحنهسازیهایی از این قبیل هستیم. بر علیه ما 4 قطعنامه صادر شد و تحریمهایی که در سازمان ملل و با این قطعنامهها انجام شده برای کشور مشکلاتی را به وجود آورده است. این تحریمها در رشتههای مختلف علمی، تجاری، بانکی و نفتی انجام شده است. ضمن اینکه از قبل در زمینههایی چون تسلیحات نظامی و ورود فناوریهای جدید با تحریم مواجه بودهایم. با این حال حتی تحریمهایی هم که خود آمریکا و اروپای غربی جدای از تحریمهای شورای امنیت انجام دادند و مثلا دامنه آن را به طور یکجانبه گسترش دادند، بر ایران اثر نکرده است و ما توانستیم بخوبی با آنها مبارزه کنیم، زیرا آن تحریمها همگانی نیست و اکثر قریب به اتفاق کشورهای جهان در آن مشارکت ندارند. تقریبا میشود گفت فقط10 کشور دنیا در این تحریمها حضور فعال دارند که شامل آمریکا، انگلیس، کانادا، فرانسه، استرالیا و آلمان و چند کشوردیگر هستند که به خاطر منافع مشترک سیاسی با آمریکا حاضر شدند به تحریمهای غیر شورای امنیت بپیوندند.
به عنوان یک صادرکننده باسابقه آیا احساس میکنید مبادلات تجاری ایران با دنیا تحتتاثیر تحریمها کاهش یافته است؟
عسکراولادی: غربیها خودشان بزرگترین فروشندگان کالا به ایران هستند. بخشخصوصی این کشورها با تحریم مخالفند و لذا با ما همراهی و کمک میکنند که بتوانیم با تحریمها مقابله کنیم و آن را دور بزنیم
خیر، به هیچ عنوان. حجم کل مبادلات تجاری ایران با دنیا تغییری نکرده است، فقط تغییر جهت داده است. یعنی آن تجارت سنتی که ما از مدتها قبل با غرب داشتیم و الان با ناراحتی و اذیت انجام میشود با چرخش نگاه به سوی شرق همراه شده است، به طوری که اکنون تمام آنچه ما قبلا از غرب میخریدیم یا میفروختیم الان با آسیا انجام میدهیم. در آسیا 4 کشور بزرگ با ما مراودهشان را حفظ کردند و در حال افزایش آن نیز هستند. در شمال ایران روسیه است که مراوده تجاریاش با ایران نهتنها کم نشد، بلکه بیشتر هم شده است. در شرق آسیا هم رابطه تجاری کشور با چین، هندوستان و مالزی محفوظ است و میبینیم حتی هند حاضر نیست تحت فشار شدید آمریکا و سفر پیدرپی مقامات آمریکا به این کشور از مبادلات نفتی و تجاری خود با ایران دست بکشد. همچنین ایران توانسته مبادلات تجاری خود با کشورهایی چون کرهجنوبی و ژاپن را تا اندازهای جایگزین کند، حتی در مورد نفت. ما قبلا 60 درصد نفتمان را به اروپا صادر میکردیم و این رقم اکنون به 13 درصد کاهش یافته است؛ البته ما همین مقدار فروش نفت را نیز بسادگی میتوانیم جایگزین کنیم، چراکه کافی است کشورهای آسیایی مقداری تقاضای خود را افزایش بدهند یا ما به آفریقا یا اروپای شرقی مقداری نفت بفروشیم و آنها را به فهرست مشتریان جدید نفتیمان اضافه کنیم. کشورهای زیادی در دنیا وجود دارند که میتوانند به مشتری جدید نفتی ایران تبدیل شوند. درباره گاز نیز ما در خلیجفارس و شرق آسیا مشتریان پر و پا قرصی داریم و چون در آینده نزدیک گاز انرژی جایگزین نفت خواهد بود، هیچ نگرانی از این بابت وجود نخواهد داشت. پیشنهاد من به دولت این است که اگر سرانجام نتوانست قراردادهایمان را با اروپا برای این 450 هزار بشکه نفت صادراتی روزانه تداوم بدهد، بلافاصله مشتریان جدید را وارد ماجرا کند و من میدانم که چه مشتریان دست اولی را در آستین داریم.
تحریمهای اقتصادی غرب بیشتر بر 2 بخش نفتی و بانکی متمرکز شده است، به نظر شما باید بر خنثیکردن کدام بخش بیشتر متمرکز شد؟
من نگران نخریدن نفت ایران از جانب غرب نیستم، نفت کالایی نیست که روی زمین بماند. فرمولهای مختلفی برای فروش نفت وجود دارد که تهاتر یکی از سادهترین آنهاست. پس از نظر تحریم نفتی ما نباید اصلا نگران باشیم، اما تحریمهایی که برای بانک مرکزی ایجادشده، اگر به کشورهای دیگر سرایت کند، اذیت میشویم. با این حال این تحریمها هم بالاخره قابل مهار کردن و کنترل است. بانک مرکزی طبق صحبتهای خودش گفته پولی در اروپای غربی ندارد. خب! اگر پولی وجود نداشته باشد که مشکلی نیست. غرب چه را میخواهد تحریم کند؟ اما اگربانک مرکزی هنوز پولی در غرب داشته باشد این دیگر غفلت بانک مرکزی است. چرا که بحث تحریم بانک مرکزی چندین ماه است که مطرح شده و لذا باید بانک مرکزی به سرعت پولها را از حسابهای آنجا خارج و به حسابهای امن دیگری منتقل میکرد؛ البته توجه داشته باشید بانک مرکزی در برخی مواقع مجبور بوده وجوهی را در بانکهای اروپایی باقی بگذارد، چراکه مثلا ما کالاهایی را به صورت فاینانس مدتدار و به صورت اعتباری خریدهایم یا اوراق قرضه ارزی بینالمللی در سالهای قبل منتشر کردهایم که هنوز کاملا سررسید نشده است. لذا مقداری از پولهایی که بانک مرکزی در آن بانکها دارد باید بابت اینگونه ضمانتها استفاده شود و اصولا فعلا قابل خارج کردن نیست.
با این اوصاف راه خنثیکردن تحریم بانک مرکزی چیست؟ آیا شما راهحل مشخصی در این باره سراغ دارید؟
بله. راهحل مشخصی که وجود دارد چرخانیدن پولهای کسب شده و تبدیل آن در کشورهای هدف و سرانجام ورود به ایران است. این راهی که کاملا قابل انجام است البته الان تجار بیش از دولت در انجام آن تخصص پیدا کردهاند! ببینید، ایران باید سالانه حدود 65 میلیارد دلار کالا خریداری کند. تقریبا 30 میلیارد دلار از پول این خرید از محل فروش نفت و 30 میلیارد دیگر از محل صادرات تامین میشود. کسب هر دو این درآمدها و عملکرد و کارسازیاش به لحاظ مالی ساده و آسان نیست. اما با وجود شدتگرفتن تحریمها ما تا الان بخوبی توانستیم خلأ بانکهای غربی را پر کنیم و از طریق بانکها یا واحدهای پول دیگر به مبادلاتمان ادامه دهیم. توجه دارید که در طول مدت تحریمها صادرات ایران کم نشده است. در10 ماهه سال 90 صادرات ما در مرز 40 میلیارد دلار بوده و به این معنی است که ما تا پایان امسال صادراتمان به مرز 44 میلیارد دلار میرسد. وقتی ما میتوانیم این میزان صادرات را انجام بدهیم و دادهایم، پس پول آن را هم میتوانیم بگیریم. منتهی مساله اینجاست که این پول را به طورمستقیم نمیتوانیم بگیریم.
سید علی موسوی دوستی / گروه اقتصاد
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم