قتل در لس‌آنجلس، بازداشت در تهران

زمانی که بازپرس دادسرای جنایی پایتخت بودم. پرونده‌ای به من ارجاع شد که در آن، خانواده تاجری ایرانی تبار ساکن آمریکا شکایت کرده‌ بودند و مدعی شدند که این تاجر کشته‌ شده‌ است.
کد خبر: ۴۵۹۱۸۹

مسلما رسیدگی به پرونده‌ای که نه می‌توانستم سر صحنه جرم حاضر شوم و نه این‌که جسد را بررسی کنم، سخت بود. اما به هرحال باید آن را مورد بررسی قرار می‌دادم، ضمن این‌که اولیای‌دم هم شکایت قانونی کرده‌‌ بودند. من درخواست کردم پلیس لس‌آنجلس گزارش‌های کامل خود را برای ما بفرستد. چون این قتل در لس‌آنجلس اتفاق افتاده ‌بود، تحقیقات پلیس آن شهر می‌توانست در کشف واقعیت خیلی به ما کمک کند. چند ماه طول کشید تا این تحقیقات به دست ما برسد. وقتی نتایج را خواندم، متوجه شدم مرد تاجر قربانی یک اختلاف حساب شده‌ و قاتل که او هم ایرانی است، بعد از این‌که با مرد تاجر دچار اختلاف حساب شده‌ بود، با شلیک گلوله او را به قتل رسانده، سپس فرار کرده‌ بود.

گزارشی که از لس‌آنجلس به دست ما رسید، کامل بود و مدارک زیادی هم برای ما فرستاده‌ بودند که همگی نشان می‌داد قاتل کیست.

من از پلیس بین‌الملل برای دستگیری متهم درخواست کمک کردم. ما مشخصات کامل را داشتیم و حتی اقوام او را در ایران شناسایی کرده‌ بودیم اما آنها خبری از مرد فراری نداشتند. چند هفته از درخواست ما از پلیس بین‌الملل گذشته بود که متوجه شدیم مرد تحت تعقیب در مکزیک دیده‌شده اما توقف چند روزه داشته و از این کشور هم خارج شده‌است.

بعد از آن با پیگیری‌های جدی متوجه شدم متهم تحت تعقیب از مکزیک به اروپا رفته ‌است. حدس می‌زدم او به ایران بیاید چون چند پرواز عوض کرده‌بود و همه اینها نشان می‌داد او می‌خواهد صحنه‌سازی کند که در لس‌آنجلس نبوده‌است و بعد وارد ایران شود.

مشخصات این مرد به عنوان کسی که تحت تعقیب است، به پلیس فرودگاه داده‌ شده‌ بود و من درخواست کرده ‌بودم بلافاصله این مرد بازداشت و به دادسرای جنایی تهران آورده ‌شود.

اتفاقا شبی که متهم بازداشت شد، من خودم بازپرس کشیک بودم. وقتی خبردادند که این مرد بازداشت شده، بلافاصله به دادسرای جنایی رفتم تا او را مورد بازجویی قراردهم. نمی‌خواستم به متهم فرصت فکر کردن و سناریوسازی بدهم.

به همین خاطر او را خیلی سریع مورد بازجویی قرار دادم. متهم وقتی در برابر من قرار گرفت، خیلی حق به جانب صحبت کرد و گفت که اشتباهی بازداشت شده و به او تهمت زده‌اند، حتی مدعی‌شد که شکایت می‌کند. اما من مدارکی داشتم که می‌توانست گناهکار بودن او را ثابت کند. وقتی او انکار کرد، من مدارک را یک به یک جلوی او گذاشتم. از آنجا که همه مدارک را باهم نشان او ندادم و یک به یک مدارک را جلوی او گذاشتم. مرد متهم دیگر نتوانست واقعیت را انکار کند و مجبور به اعتراف شد. او در اعترافاتش همه چیز را گفت و توضیح داد که چطور نقشه قتل مرد تاجر را کشیده و بعد از قتل هم سلاحش را در میان زباله‌ها رها کرد‌ه ‌است و اصلا فکر نمی‌کرد که این‌طور دستش روشود.

با این‌که من خودم نتوانستم در صحنه قتل حاضر باشم اما مدارکی که برایم فرستاده‌ بودند، در یافتن قاتل و اثبات جرم او خیلی به من کمک کرد.

جالب اینجاست که وقتی خانواده مرد تاجر متوجه شدند که قاتل پدرشان دستگیر شده، می‌گفتند اصلا باورشان نمی‌شود که این اتفاق افتاده‌باشد و در اوج ناامیدی و فقط برای این‌که شکایتی از سوی آنها ثبت شده ‌باشد، آمدند و شکایت کردند.

بررسی دقیق مدارک و نکته سنجی در کشف جرم خیلی مفید است و می‌تواند در کشف حقیقت کمک کند. این اتفاق در پرونده مرد تاجر افتاد و حتی سفرهای متعدد قاتل هم نتوانست او را نجات دهد.

به نظر من، تقریبا 99 درصد پرونده‌های پیچیده قتل می‌تواند به نتیجه برسد، به شرط این‌که فرصت بررسی دقیق و انجام کار علمی برای بازپرس وجود داشته‌ باشد. متاسفانه حجم کار در دستگاه قضایی بالاست و همین باعث می‌شود فرصت کافی برای بررسی یک پرونده وجود نداشته‌ باشد. با این حال بازپرسان قتل که از باهوش‌ترین بازپرسان هستند، تلاش زیادی می‌کنند وبا زحمت زیاد پرونده‌ها را به نتیجه می‌رسانند.

 محمدحسین شاملو

قاضی بازنشسته

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها