گزارشی از گونه های مختلف فیلم در جشنواره سی‌ام

عجیب، اما واقعی

جشنواره سی‌ام فیلم فجر هم به پایان رسید و جوایز آن توزیع شد؛ جشنواره‌ای که فارغ از کیفیت برگزاری‌اش، می‌توان از یک چیز اطمینان داشت و آن این‌که جشنواره امسال نسبت به سایر دوره‌های پیشین، بسیار عجیب ولی واقعی بود.
کد خبر: ۴۵۸۳۷۹

عجایب آن تمام فاکتورهای لازم را برای برپایی این جشن فرهنگی در برمی‌گیرد؛ از استقبال به نسبت گرم مردمی تا تنوع فیلم‌ها و بازخوردهای گوناگون با آنها و حاشیه‌های دیگری که جشنواره فیلم 90 را از هر حیث با سال‌های گذشته متمایز می‌کرد.

شاید بتوان تنها پیشکسوت دوباره حاضر در میدان را داریوش مهرجویی نام برد که با «نارنجی‌پوش» حال و هوای متنوع و مسرت‌بخشی به جشنواره بخشید و نشان داد هنوز اگر اراده و حوصله‌اش باشد، حرف‌های تازه‌ای در چنته دارد.

4 گونه مختلف قالب فیلم‌ها را تشکیل می‌دادند؛ اما آن 4 ژانری که فیلم‌های سی‌امین جشنواره را پوشش دادند، کدامند؟

کودک و نوجوان

در سینمای رسانه یعنی برج میلاد، نخستین فیلم روز اول (سلام بر فرشتگان) به یک موزیکال کودکانه اختصاص داشت که فقط می‌توانست بچه‌ها را سر ذوق بیاورد، البته اگر بچه‌ای در سالن می‌بود.

در همان روز، 2 فیلم دیگر هم مخصوص کودکان و نوجوانان پخش شد و حضور فیلم‌هایی برای این مخاطبان کم‌سن و سال در روزهای آتی نیز ادامه داشت. هرچند نمایندگان سینمای کودک در جشنواره سی‌ام، آثار چندان چشمگیری نبودند، اما از آنجا که چند سالی بود این سینما به محاق رفته و بشدت با رکود در تولید مواجه شده بود، باید از این بابت که فرصتی نو برای فعالیت جدی سینماگران در ساخت آثاری برای کودک (و نه درباره آنها) مهیا شده، خرسند بود و آن را غنیمت دانست.

سیاسی

این بخش، از پررونق‌ترین قسمت‌های جشنواره سی‌ام بود. عجیب بود که ناگهان همه سینماگران ایران به ساخت فیلم سیاسی علاقه‌مند شده بودند.

جشنواره سی‌ام، فیلم‌های بسیاری به خود دید که کارگردان یا به صورت مستقیم وضعیت سیاسی دوره و شرایطی خاص را به تصویر می‌کشید، مانند «قلاده‌های طلا» یا در لفافه و به کنایه، مانیفست سیاسی خود را در بستر داستانی اجتماعی‌ ـ انتقادی و حتی گاهی خانوادگی صادر می‌کرد. نظیر فیلم‌های «گشت ارشاد»، «تلفن همراه رئیس‌جمهور»، «گیرنده» و «محرمانه تهران». استفاده ابزاری از تم سیاست تا آنجا پیش رفته بود که حتی فیلم عاشقانه‌ای نظیر «پل چوبی» از آن مصون نمانده و گوشه چشمی به رویدادهای سیاسی اخیر داشت.

با آن‌که فیلم‌های سیاسی جشنواره امسال، هواداران خاص خود را داشتند اما باید در انتظار اکران عمومی برای مخاطب عام ماند.

فیلم‌های سیاسی همیشه جزو آثار مغضوب و مهجور مانده سینمای ایران بوده‌اند که نه از طرف مردم جدی گرفته شده‌اند و نه از جانب حزب و جناحی.

ملودرام خانوادگی

فیلم‌های خانوادگی در جشنواره سی‌ام فیلم فجر نیز همپای تعداد فیلم‌های سیاسی پیش آمدند و به همان اندازه، ابراز وجود کردند؛ ولی فیلم‌های این بخش، بیش از آن که به ملودرام خانوادگی با تعریف کلاسیک و آشنایی که از آن می‌شناسیم، شباهت داشته باشد، آثاری بودند با محوریت کشمکش و خیانت‌های زن و شوهری که ظاهرا این ‌روزها بدجوری روی بورس است و هم کارگردانان سینما، تشنه کار در این ژانر هستند و هم مخاطبان، علاقه‌مند تماشای چنین فیلم‌هایی. گویی مسائل و مشکلات میان زوجین، بحرانِ روز جامعه ماست و هر هنرمندی به فراخور حس و حال خویش، از زاویه دید خود دریچه‌ای تازه به این موضوع می‌گشاید. شاید تنها فیلم امسال که بتوان آن را یک درام خانوادگی درست و متناسب با سلیقه و پسند خانواده‌های سرگرمی‌دوست ایرانی دانست، «یکی می‌خواد باهات حرف بزنه» به کارگردانی منوچهر هادی بود؛ فیلمی که کمترین انتقاد را برای خود دریافت کرد و از همین حالا می‌توان روی فروش مناسب آن حساب ویژه‌ای باز کرد. فیلم‌هایی که با نگاهی به معضل خیانت، جدایی و عدم وفاداری ساخته شده بودند، برخلاف شعارهای جشنواره امسال (اخلاق، امید و آگاهی) و به نوعی دور از شأن این گردهمایی فرهنگی و مغایر با سنت‌ها و تعصبات اخلاقی‌ ـ انسانی ملت ایران حرکت می‌کردند. صریح‌ترین نمونه این فیلم‌ها در نشان‌دادن بی‌وفایی و هوسرانی افراد، «زندگی خصوصی» دومین ساخته محمدحسین فرحبخش بود که گرچه میان شعارهای گُل‌درشت سیاسی و دلفریبی‌های یک مرد خائن سرگردان بود، اما با تمرکز بر نشان‌ دادن خصوصی‌ترین روابط میان سرپرست خانواده و یک زن صیغه‌ای با پایان‌بندی بدون عبرت و مجازات، می‌شود آن را مروج فرهنگ خیانت برشمرد.

این چیزی بود که در نخستین تجربه کارگردانی پیمان معادی هم نمود عینی داشت و حتی در «برف روی کاج‌ها» مساله خیانت و طلاق، بسیار ساده و عادی تلقی می‌شود. جالب‌تر این‌ که در یک فیلم‌اولی دیگر، این ‌بار بی‌وفایی زن به شوهر و بی‌بند و باری او قابل ‌مشاهده بود. «من همسرش هستم» بر محور یک شوخی ساده زنانه می‌گردد، ولی رفته‌رفته ماجرا جدی می‌شود و تماشاگر نمی‌داند باید حق را به زن بدهد که خود مسبب این تشنج و عذاب بوده یا مرد که هرچند به خیانت همسرش اعتراض می‌کند، خود نیز با منشی‌اش سر و سری دارد.

و پراکنده‌های سرگردان...

با تمام این تفاسیر، در میان این چهار گونه سینمایی جشنواره سی‌ام فیلم فجر، بودند فیلم‌هایی هم که تازگی داشتند و می‌توانستند درخشش خوبی داشته باشند، اما به خاطر بی‌توجهی و تکرر سوژه‌های یکنواخت و مشابه به حاشیه رفتند و آنچنان که باید و شایسته است، دیده و قدردانی نشدند.

ازجمله انیمیشن بلند «تهران 1500» که با وجود برخی ضعف‌هایش در فیلمنامه، اتفاق فرخنده‌ای در سینمای انیمیشن کشور بود و باید به شکل بهتری از آن پذیرایی می‌شد.

همچنین فیلم «میگرن» که اولین فیلم تنها کارگردان زن امسال (مانلی شجاعی‌فرد) بود و به عنوان کار اول، اغلب تماشاگران آن را پسندیدند و ستایش کردند.

فیلم‌های «آمین خواهیم گفت»، «خوابم می‌آد» و «بی‌خود و بی‌جهت» نیز به‌رغم نظرات ضد و نقیضی که نسبت به آنها اظهار می‌شد، آثار متفاوت و جالب‌توجهی بودند.

احمدرضا حجارزاده

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها