در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
همه جلوی دوربین هستند و برنامه را دستهجمعی اجرا میکنند. گاه حتی ما نیز از نگاه دوربینی به برنامه نگاه میکنیم که از قاب آن، دوربینهای دیگر نیز دیده میشوند. بله درست حدس زدید. ساعت از 7 صبح گذشته است و قاب تلویزیون برنامه صبحگاهی «روز از نو» را نشان میدهد. برنامهای که تا پیش از این، به این شکل اجرا نمیشد. حالا تهیهکننده جلوی دوربین آمده و نکتهای را به بینندگان گوشزد میکند. آن طرفتر دوربین اصلی میبردمان به اتاقی که مجریان در آن برای گریم و صحبت میروند. بینندهای که عادت ندارد به دیدن پشت صحنه و شنیدن صحبتهای عوامل تولید یک برنامه، با دیدن این صحنهها ابتدا کمی جا میخورد. بعد کمکم حس تعجب به لذتی خوشایند تبدیل میشود.
اینکه تمام عوامل پشت صحنه را ببینی، اینکه مجریان با هم گپ بزنند و از هر دری با تو صحبت کنند به نوعی حس متفاوتی را به تو منتقل میکند. بعد پیش خودت فکر میکنی که چقدر دلت برای یک اجرای شلوغ و بیآلایش فارغ از چارچوبهای یک برنامه زنده لک زده بود. انگار توی استودیو ایستادهای و برنامه را از همان نزدیک تماشا میکنی یا اینکه توی یک جمع خودمانی نشستهای و هرکسی چیزی را که خوانده است و میداند،برایت بازگو میکند. بعد به این فکر میکنی که اینگونه از برنامهها با اینکه هنوز در مرحله آزمایش هستند اما شاید سبکی نو در برنامههای مجریمحور تلویزیون را باعث شوند که تا پیش از این شاید اهمیت چندانی به آن داده نمیشد. سبکی که تغییر سلیقه مخاطب را جدی گرفته است.
تغییری که نرم نرمک رخ میدهد و تنها کمی زیرکی و اندکی خلاقیت میخواهد تا مخاطب گریزپای کنونی را مقابلت بنشانی مخاطبی که جذب کارهایی میشود که بیش از پیش به او توجه کند و او را محرم برنامه بداند و او را به درون ماجراهای استودیو دعوت کند... حالا به ساعت نگاه میکنم و صبحانهای که نیمهتمام مانده است.
مهراوه فردوسی / جام جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: