اخباری که زن متهم به قتل را نجات داد

قدرت رسانه در آگاه‌سازی مردم و تاثیر‌گذاری روی افکار عمومی آنقدر زیاد است که تقریبا کسی نمی‌تواند آن را انکار کند.
کد خبر: ۴۵۷۸۳۵

یکی از خاطراتی که در 50 سال کار روزنامه‌نگاری‌ام دارم و برای همیشه هم به عنوان یک خاطره خوش برایم باقی می‌ماند جریان‌سازی رسانه‌ای است که در مورد قتل به دست یک زن اتفاق افتاد. ماجرا این طور بود که این زن در یکی از شهرهای جنوبی کشور به عنوان مهمان به خانه دوست شوهرش رفته بود. مرد جوان وقتی شوهر این زن از خانه خارج شد از فرصت استفاده کرده و قصد آزار او را داشته که این زن مرد را به قتل رسانده بود.

او در دادگاه بدوی به قصاص محکوم شد و عملی که انجام داده بود، دفاع از خود تشخیص داده نشد. در رای بدوی دادگاه با این استدلال که این زن می‌توانسته از خانه خارج شود یا این که وقتی وارد اتاق شد تا لباس‌هایش را عوض کند در را از پشت قفل کند گفته‌های زن جوان را قبول نکرد.

البته دلایلی هم در پرونده وجود داشت که ادعای زن را زیرسوال می‌برد، اما این دلایل چندان قوی نبود. مثلا این که زن از خانه مقتول سرقت کرده بود. وقتی از او پرسیده بودند چرا این کار را کردی گفت که می‌خواستم پولی داشته باشم و بتوانم از آن خانه فرار کنم.

این زن بعد از قتل وسایلش را جمع کرده و همراه دختر و پسر کوچکش از خانه خارج شده بود و با تماس تلفنی که با شوهرش گرفته بود موضوع را اطلاع داده و آنجا مانده بود تا شوهرش بیاید. بعد از ساعت‌ها شوهرش آمده و آنها با هواپیما به تهران برگشته بودند.

بعد از یک هفته این زن در خانه‌اش در تهران بازداشت شده و بعد هم به قتل اعتراف کرده بود.

اولین خبری که از این پرونده به دست ما رسید در تهران بود، چراکه پلیس تهران این زن را بازداشت کرده و او هم در اداره آگاهی به قتل اعتراف کرده بود، اما اخبار بعدی را از وکیلش پیگیری می‌کردیم تا این که زن جوان محاکمه و با درخواست اولیای‌دم به قصاص محکوم شد.

از طریق وکیلش تعدادی از برگ‌های پرونده را که نشان داد زن جوان قتل را برای حفظ شرافت خود انجام داده به دست آوردم و تصمیم گرفتم با آگاه‌سازی جامعه و اطلاع‌رسانی و کمک از مدیران قوه ‌قضاییه این زن را نجات دهم. وقتی اسناد و مدارک در روزنامه به صورت زنجیروار چاپ شد سیل نامه‌های مردم برای حمایت از این زن به روزنامه سرازیر گردید.چند بار هم او از زندان با ما تماس گرفت و گفت‌وگویی انجام دادیم.

بعد از چند ماه جریان‌سازی و چاپ حمایت‌های مردمی سرانجام دیوان عالی کشور رای را نقض کرد. این پرونده آنقدر بازتاب پیدا کرده بود که حتی رسانه‌های خارجی هم روی آن حساس شده بودند و برای این که بتوانند اطلاعاتی به دست آوردند مرتب با قوه قضاییه تماس می‌گرفتند.

با نقض رای از سوی دیوان عالی کشور رسیدگی مجدد در شعبه بدوی آغاز شد. یکی از خبرنگاران جوان همکارم را برای شرکت در جلسه به شهرستانی که قتل واقع شده‌ بود فرستادم. خبرنگاران دیگر هم آمده ‌بودند. این پرونده تبدیل به یک پرونده بسیار مهم در میان مردم شده بود و رسانه‌های دیگر هم بسیار به آن توجه می‌کردند.

رسیدگی آغاز شد. مادر مقتول به عنوان ولی‌دم و قیم نوه‌هایش در دادگاه حاضر شده و اصرار زیادی برای قصاص داشت. جلسه محاکمه انجام شد و متهم دفاعیات خود را انجام داد.

سال‌ها از واقعه گذشته ‌بود، بیشتر از 7 سال.او که زمان قتل 7 ساله بود حالا 14 سال داشت و خانه را اداره می‌کرد.

این دختر در آخرین نامه‌اش از رئیس قوه قضاییه خواسته ‌بود که دستور دهد پرونده قتل مادرش با دقت رسیدگی شود، چراکه او نمی‌خواهد همچنان بدون مادر زندگی کند.

خلاصه این که بعد از چند روز رسیدگی سرانجام دادگاه اعلام کرد که مادر مقتول قبول کرده با دریافت دیه شکایت خود را پس بگیرد. اصلا باورکردنی نبود. پرونده‌ای که سال‌ها طول کشیده و اولیای‌دم اصرار بر اجرای حکم داشتند به یکباره مسیرش عوض شد و زنی که با انگیزه شرافتمندانه دست به قتل زده بود آزاد شد.یک سال بعد از آزادی، او صاحب فرزندی شد و دوباره به زندگی برگشت. هنوز هم گاهی این زن و شوهرش با من تماس می‌گیرند و به خاطر اخباری که در مورد پرونده چاپ کردم از من تشکر می‌کنند.

رسانه یک ابزار مهم برای بیان واقعیت‌های جامعه است و اگر نقش خود را به خوبی ایفا کند می‌تواند واقعیت‌های زیادی را بیان کرده و این طور جریان‌سازی نماید و از اعدام بی‌گناهی جلوگیری کند.

محمد بلوری، روزنامه‌نگار

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها